نقش طراحی محیطی در ارتقای امنیت ادراک شده؛ مرور نظریه های CPTED، BWT،RAT و PRT

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 91

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

UOT08_004

تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405

چکیده مقاله:

امنیت ادراک شده، به عنوان یک موضوع محوری، نقشی حیاتی در برنامه ریزی شهری ایفا می کند و به طور مستقیم بر مشارکت مدنی، کیفیت زندگی و تحقق عدالت فضایی در فضاهای عمومی تاثیر می گذارد. این مقاله با رویکرد تحلیل مروری، به سنتز یافته های تحقیقاتی پرداخته است تا چگونگی شکل گیری این ادراک در محیط های شهری را تحلیل و مشخص کند که احساس امنیت در فضاهای عمومی، تابعی از تعامل پیچیده ی عوامل کالبدی، اجتماعی و جنسیتی است. این پژوهش با هدف تبیین نقش طراحی محیطی در ارتقای امنیت ادراک شده، به تحلیل و مقایسه ی مبانی نظری چهارچوب های کلیدی در حوزه ی جرم شناسی محیطی و برنامه ریزی شهری می پردازد. روش پژوهش از نوع کیفی و تحلیلی–تبیینی بوده و داده ها از طریق مرور ادبیات تخصصی و مطالعات اسنادی گردآوری شده اند. نظریه های مورد بررسی شامل پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی، نظریه ی پنجره های شکسته، نظریه ی فعالیت های روزمره و نظریه ی چشم انداز–پناهگاه هستند. تحلیل نشان می دهد که این نظریه ها بر این اصل مشترک تاکید دارند که طراحی آگاهانه می تواند با تاثیرگذاری بر رفتار انسانی، فرصت های وقوع جرم را محدود و احساس امنیت کاربران را تقویت کند. یافته های کلیدی حاصل از تحلیل مقایسه ای کاربرد این نظریه ها حاکی از آن است که مداخلات صرفا مبتنی بر نظریه ی پنجره های شکسته (بهبود ظاهر فیزیکی و حذف بی نظمی) تاثیر محدود و جزئی بر امنیت ادراک شده، به ویژه در کاهش تفاوت های جنسیتی در احساس امنیت، دارند. در مقابل، مداخلات مبتنی بر نظریه ی فعالیت های روزمره (تغییر کارکرد فضایی و پشتیبانی از فعالیت های روزمره مشروع) با ایجاد نظارت طبیعی و پویایی اجتماعی قوی تر، بیشترین اثربخشی را در ارتقای امنیت ادراک شده و کاهش یا حذف تفاوت جنسیتی در احساس امنیت داشته اند. نظریه های پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی و نظریه ی چشم انداز–پناهگاه نیز با تاکید بر اصول نظارت طبیعی (چشم انداز)، کنترل دسترسی و فرارپذیری، چارچوب های جامعی برای طراحی فضاهای ایمن فراهم می کنند. در نهایت، پژوهش نشان می دهد که رویکرد موثر برای ارتقای امنیت ادراک شده در فضاهای شهری، نیازمند تلفیق اصول طراحی فیزیکی (ناشی از نظریه های پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی و چشم انداز–پناهگاه) با تقویت کارکردها و فعالیت های اجتماعی (ناشی از نظریه ی فعالیت های روزمره) است.

کلیدواژه ها:

امنیت ادراک شده ، طراحی محیطی ، پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی ، نظریه ی پنجره های شکسته ، نظریه ی فعالیت های روزمره ، نظریه ی چشم انداز–پناهگاه

نویسندگان

مهسا مختاری

گروه معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران