نقش استرس در یادگیری دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_1728

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

استرس به عنوان یکی از مهم ترین عوامل روان شناختی موثر بر رفتار و عملکرد تحصیلی دانش آموزان، به ویژه در دوره ابتدایی، نقش تعیین کننده ای در فرایند یادگیری ایفا می کند. دوران ابتدایی یکی از حساس ترین مراحل رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان به شمار می رود و تجربه های آموزشی این دوره می تواند تاثیرات بلندمدتی بر نگرش دانش آموزان نسبت به مدرسه، یادگیری و موفقیت تحصیلی در سال های آینده داشته باشد. دانش آموزان ابتدایی به دلیل ویژگی های رشدی، توانایی محدودی در مدیریت هیجانات و فشارهای روانی دارند و به همین دلیل بیشتر در معرض آثار منفی استرس قرار می گیرند. استرس در محیط آموزشی می تواند ناشی از عوامل متعددی همچون انتظارات بالای والدین، شیوه های تدریس نامناسب، ارزشیابی های سخت گیرانه، اضطراب امتحان، حجم تکالیف درسی، روابط معلم و دانش آموز، تعامل با همسالان و فضای کلی مدرسه باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استرس در یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی و شناسایی پیامدهای مثبت و منفی آن بر عملکرد تحصیلی انجام شده است. روش پژوهش از نوع مروری–تحلیلی بوده و با استفاده از منابع معتبر علمی، مقالات پژوهشی داخلی و خارجی و کتاب های تخصصی حوزه روان شناسی تربیتی، اطلاعات لازم گردآوری و تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استرس در سطح خفیف و کنترل شده می تواند به عنوان عاملی انگیزشی عمل کرده و موجب افزایش توجه، تلاش و مشارکت دانش آموز در فعالیت های یادگیری شود، اما در صورتی که استرس شدید، مداوم و مدیریت نشده باشد، آثار منفی قابل توجهی بر تمرکز، حافظه، انگیزه، اعتمادبه نفس و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خواهد داشت. همچنین نتایج حاکی از آن است که استرس مزمن در کودکان می تواند زمینه ساز بروز مشکلات رفتاری، افت تحصیلی، بی علاقگی به مدرسه و حتی اختلالات روان شناختی در سال های بعد شود. از سوی دیگر، نقش حمایت عاطفی والدین، معلمان و محیط آموزشی ایمن و شاد در کاهش استرس و بهبود فرایند یادگیری بسیار حائز اهمیت است. ایجاد فضای آموزشی مناسب، استفاده از روش های تدریس فعال و تشویقی، پرهیز از مقایسه دانش آموزان با یکدیگر و توجه به تفاوت های فردی می تواند به طور موثری از میزان استرس دانش آموزان بکاهد. در مجموع، نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه به سلامت روان دانش آموزان ابتدایی و مدیریت استرس به عنوان یکی از ارکان اساسی نظام آموزشی تاکید دارد و می تواند راهنمایی موثر برای معلمان، والدین و برنامه ریزان آموزشی در جهت بهبود کیفیت یادگیری باشد.

نویسندگان

مریم صفری ریزی

کارشناسی ارشد ادبیات فارسی

سوسن صادقی نیا

کاردانی آموزش ابتدایی

زهرا کرمی چمگردانی

کارشناسی علوم قرآنی

زینب صفری ریزی

کارشناسی الهیات