مقایسه دیدگاه بصری هنرآموز و هنرجو در عکاسی از یک سوژه مشترک
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_1686
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر، عکاسی به عنوان یکی از شاخه های مهم هنرهای تجسمی، نه تنها وسیله ای برای ثبت وقایع و خاطرات بلکه ابزاری برای بیان دیدگاه بصری و خلاقیت فردی به شمار می رود. توانایی درک و تحلیل دیدگاه بصری و انتقال آن به تصویر، مهارتی است که هم در هنرآموزان و هم در هنرجویان متفاوت شکل می گیرد و تحت تاثیر تجربه، دانش فنی، خلاقیت و نگرش شخصی قرار دارد. در این پژوهش سعی شده است تفاوت ها و شباهت های دیدگاه بصری هنرآموزان و هنرجویان در عکاسی از یک سوژه مشترک به صورت جامع بررسی شود، تا بتوان درک دقیق تری از نحوه نگرش و انتخاب عناصر بصری توسط دو گروه به دست آورد. اهمیت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که شناخت نحوه تفکر و انتخاب دیدگاه بصری می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و ارتقای مهارت های عکاسی و بصری تاثیر بسزایی داشته باشد، چرا که آموزش موفق عکاسی تنها به انتقال مهارت های فنی محدود نمی شود و باید خلاقیت، نگاه فردی و تجربه شخصی هنرجویان را نیز تقویت کند. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر نمونه گیری هدفمند بوده است و شامل بررسی آثار ثبت شده توسط ۱۰ هنرآموز و ۱۰ هنرجوی یک آموزشگاه عکاسی می باشد. داده ها از طریق ثبت عکس از یک سوژه مشترک و تحلیل آن ها از منظر زاویه دید، ترکیب بندی، نورپردازی، رنگ و نحوه انتقال پیام جمع آوری شد. یافته ها نشان می دهد که هنرآموزان به دلیل تجربه و دانش فنی، در انتخاب زاویه دید، استفاده از نور و ترکیب بندی تصاویر دقت و نظم بیشتری دارند و تلاش می کنند قواعد بصری و زیبایی شناسی را رعایت کنند، در حالی که هنرجویان بیشتر بر تجربه شخصی، خلاقیت فردی و برداشت ذهنی خود از سوژه تمرکز دارند و ممکن است در برخی موارد قوانین ترکیب بندی را نادیده بگیرند، اما به خلق تصاویر با احساس و نگاه متفاوت دست می یابند. همچنین مشاهده شد که هر دو گروه در برخی موارد به جزئیات سوژه توجه نشان می دهند و سعی دارند پیام یا مفهوم خاصی را به مخاطب منتقل کنند، اما تفاوت اصلی در میزان تسلط بر تکنیک ها و تجربه عملی آنان است. این مطالعه همچنین نشان می دهد که آموزش رسمی و راهنمایی هنرآموزان می تواند دیدگاه بصری آن ها را شکل دهد، در حالی که هنرجویان با تجربه محدود، بیشتر از روش آزمون و خطا و خلاقیت آزاد برای ثبت تصویر استفاده می کنند. از این رو، نتیجه گیری کلی این پژوهش بیانگر آن است که ترکیب آموزش فنی همراه با تقویت خلاقیت فردی، می تواند موجب ارتقای مهارت های بصری و کیفیت آثار عکاسی هنرجویان شود و برنامه های آموزشی باید به هر دو جنبه توجه ویژه داشته باشند تا بتوانند فرآیند یادگیری را بهینه و موفقیت آمیز کنند. این یافته ها می تواند به هنرآموزان، اساتید عکاسی و برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا با درک دقیق تفاوت ها و نقاط قوت هر گروه، روش های آموزشی موثرتری طراحی کنند و به رشد بصری هنرجویان کمک نمایند، همچنین پژوهش حاضر نشان می دهد که ثبت تصاویر از یک سوژه مشابه می تواند به عنوان ابزار موثری برای تحلیل نگرش بصری و مقایسه سبک های عکاسی مورد استفاده قرار گیرد و درک بهتری از نحوه ادراک و بازنمایی واقعیت توسط افراد با تجربه و تازه کار ارائه دهد. در نهایت، این مطالعه به روشن شدن ارتباط میان تجربه، دانش، خلاقیت و نگرش بصری در عکاسی کمک کرده و راهکارهایی برای ارتقای آموزش و یادگیری در این حوزه ارائه می دهد، به گونه ای که بتوان از طریق ترکیب آموزش فنی و حمایت از خلاقیت فردی، سطح کیفی آثار هنری و توانایی انتقال پیام از طریق تصویر را در سطح بالاتری ارتقا داد و به توسعه هنر عکاسی به عنوان یک ابزار بصری و بیان شخصی کمک نمود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رویا قربانی
کارشناسی گرافیک
اعظم سیافی
کارشناسی تکنولوژی آموزشی