راهبردهای ارزشیابی کیفی-توصیفی همسو با ساحت های شش گانه تربیت و نقش آن در بازخورد موثر به معلم و دانش آموز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_1372

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای ارزشیابی کیفی–توصیفی همسو با ساحت های شش گانه تربیت و تبیین نقش آن ها در ارائه بازخورد موثر به معلمان و دانش آموزان انجام شده است. در سال های اخیر، تحول در نظام های آموزشی و تاکید بر تربیت همه جانبه و پرورش انسان هایی چندبعدی، ضرورت بازنگری در شیوه های ارزشیابی آموزشی را بیش از پیش برجسته ساخته است. رویکردهای سنتی ارزشیابی که عمدتا بر سنجش کمی و نتایج شناختی تمرکز دارند، توان پاسخگویی به نیازهای پیچیده تربیتی و اجتماعی دانش آموزان در عصر حاضر را ندارند و نمی توانند ابعاد متنوع رشد فردی، اخلاقی، اجتماعی، حرفه ای و فناورانه را به طور جامع مورد توجه قرار دهند. از این رو، ارزشیابی کیفی–توصیفی به عنوان رویکردی فرایندمحور، رشدگرا و تربیت محور مطرح شده است که با ارائه بازخوردهای سازنده و توصیفی، زمینه هدایت یادگیری و ارتقای کیفیت آموزش را فراهم می آورد. چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای ساحت های شش گانه تربیت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ادبیات علمی مرتبط با ارزشیابی تکوینی و بازخورد آموزشی استوار است. ساحت های شش گانه به عنوان ابعادی از رشد همه جانبه انسان، بر ضرورت توجه هم زمان به جنبه های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، جسمی و زیستی، زیباشناختی و هنری، اقتصادی و حرفه ای، علمی و فناورانه تاکید دارند. این پژوهش تلاش می کند نشان دهد که چگونه می توان از راهبردهای متنوع ارزشیابی کیفی–توصیفی برای سنجش و تقویت این ابعاد در محیط واقعی کلاس درس بهره گرفت و ارزشیابی را به ابزاری برای رشد مستمر و یادگیری معنادار تبدیل کرد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بازخورد توصیفی به عنوان هسته مرکزی ارزشیابی کیفی–توصیفی، نقشی اساسی در تقویت خودتنظیمی، افزایش انگیزه درونی و توسعه مهارت های فراشناختی دانش آموزان ایفا می کند. بازخوردهای هدفمند و مبتنی بر شواهد می توانند دانش آموزان را در شناسایی نقاط قوت و زمینه های نیازمند بهبود یاری رسانند و آن ها را به مشارکت فعال تر در فرایند یادگیری ترغیب کنند. در عین حال، این بازخوردها برای معلمان نیز ابزاری کارآمد برای بازاندیشی در روش های تدریس، تنظیم برنامه های آموزشی و اتخاذ تصمیم های مبتنی بر داده های واقعی به شمار می آیند. نتایج همچنین نشان می دهد که ارزشیابی کیفی–توصیفی، در صورت همسویی با ساحت های شش گانه تربیت، می تواند به تقویت فرهنگ یادگیری در مدرسه و ارتقای تعامل میان معلم، دانش آموز و خانواده کمک کند. گزارش های توصیفی و شفاف از وضعیت یادگیری و رشد تربیتی دانش آموزان، زمینه ساز درک مشترک از اهداف آموزشی و ایجاد همکاری موثر میان نهادهای تربیتی مختلف می شود. با این حال، چالش هایی نظیر محدودیت زمان، تراکم بالای کلاس ها، کمبود آموزش های تخصصی برای معلمان و فشارهای نمره محور همچنان از موانع اصلی در مسیر اجرای اثربخش این رویکرد به شمار می آیند. در جمع بندی می توان گفت که پژوهش حاضر بر ضرورت نهادینه سازی رویکردهای کیفی و تربیت محور در نظام ارزشیابی آموزشی تاکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس با فراهم سازی زیرساخت های لازم، طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای برای معلمان و بازنگری در آیین نامه های ارزشیابی، زمینه تحقق عملی همسویی میان راهبردهای ارزشیابی و ساحت های شش گانه تربیت را فراهم آورند. چنین رویکردی می تواند در بلندمدت به ارتقای کیفیت یادگیری، رشد همه جانبه دانش آموزان و تحقق اهداف کلان تربیتی در نظام آموزشی منجر شود.

نویسندگان

سید مجتبی حسینی

لیسانس دینی و عربی از دانشگاه آباده دانشگاه آزاد ارسنجان

معصومه شیروانی شیری

کارشناسی ارشد رشته ادبیات زبان انگلیسی دانشگاه کردستان

آمنه رضائی

لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی ارسنجان

رویا حسینی

فوق لیسانس مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد آباده