تحلیل راهبردهای نوین تدریس و نقش آن در افزایش یادگیری عمیق دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_1227
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر تحلیل راهبردهای نوین تدریس و تبیین نقش آن ها در افزایش یادگیری عمیق دانش آموزان در محیط های آموزشی معاصر است. با توجه به تحولات گسترده علمی، فناورانه و اجتماعی، نظام های آموزشی با این چالش اساسی مواجه اند که چگونه می توانند فراتر از انتقال صرف اطلاعات، زمینه ساز پرورش یادگیرندگانی متفکر، خودراهبری و توانمند در حل مسائل پیچیده شوند. در این راستا، یادگیری عمیق به عنوان یکی از اهداف کلیدی آموزش معاصر مطرح است که بر درک معنادار مفاهیم، پیوند دانش جدید با دانش پیشین، کاربرد آموخته ها در موقعیت های واقعی و شکل گیری انگیزش درونی تاکید دارد. این پژوهش با رویکردی توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از منابع نظری و پژوهش های پیشین، به بررسی مبانی مفهومی و نظری راهبردهای نوین تدریس از جمله یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مشارکتی، تدریس معکوس، بهره گیری هدفمند از فناوری آموزشی، ارزشیابی تکوینی و راهبردهای فراشناختی می پردازد. همچنین، رابطه این راهبردها با ابعاد مختلف یادگیری عمیق، از جمله درک مفهومی، تفکر انتقادی، خودتنظیمی و انگیزش درونی دانش آموزان مورد تحلیل قرار می گیرد. یافته های حاصل از تحلیل نظری نشان می دهد که راهبردهای نوین تدریس، در صورتی که به صورت نظام مند و هماهنگ با اهداف برنامه درسی و شیوه های ارزشیابی به کار گرفته شوند، می توانند نقش موثری در افزایش درگیری شناختی و عاطفی دانش آموزان با محتوای درسی ایفا کنند. این راهبردها با فراهم سازی فرصت برای مشارکت فعال، تعامل اجتماعی، حل مسئله و بازاندیشی، زمینه ساز شکل گیری یادگیری پایدار و قابل انتقال به موقعیت های جدید می شوند. همچنین، نتایج حاکی از آن است که نقش معلم به عنوان تسهیل گر و طراح موقعیت های یادگیری معنادار، عامل کلیدی در موفقیت اجرای این راهبردها به شمار می آید. در نهایت، پژوهش حاضر بر ضرورت همسویی میان طراحی برنامه درسی، روش های تدریس و نظام های ارزشیابی تاکید می کند و نشان می دهد که تحقق یادگیری عمیق مستلزم رویکردی یکپارچه و مبتنی بر شواهد در سطوح مختلف نظام آموزشی است. نتایج این تحقیق می تواند مبنایی برای تصمیم گیری های آموزشی، توانمندسازی حرفه ای معلمان و تدوین سیاست های آموزشی با هدف ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری و پرورش نسلی خلاق، متفکر و مسئولیت پذیر فراهم سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
خدابخش بازیاری زاده
لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد ایرانشهر
عبدالواحد شاهوصد
لیسانس آموزش ابتدایی دانشگاه آزاد ایرانشهر
مهدیه بهرامی صدر
لیسانس الهیات حوزه علمیه زینبیه ایرانشهر