آموزش برای خلاقیت یا آموزش خلاقانه؟ بازاندیشی یک دوگانه آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_471
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف این مقاله، واکاوی و بازاندیشی در دوگانه به ظاهر مجزای «آموزش برای خلاقیت» و «آموزش خلاقانه» و ارائه چشم اندازی یکپارچه و دیالکتیکی برای پرورش یادگیرنده ای خلاق در قرن بیست ویکم است. باوجود تاکید گسترده بر ضرورت خلاقیت در نظام های آموزشی، اغلب در تعریف، هدف و روش دستیابی به آن ابهام وجود دارد. این مقاله با رویکردی کیفی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با مرور نظام مند ادبیات پژوهشی، استدلال می کند که این دو مفهوم نه تنها در تقابل با هم نیستند، بلکه دو روی یک سکه یا دو مرحله مکمل در یک فرآیند جامع تربیتی محسوب می شوند. «آموزش برای خلاقیت» بر محتوای آموزش و پرورش مستقیم مهارت ها و فرآیندهای تفکر خلاق (مانند طوفان فکری، تفکر واگرا، حل مسئله ابداعی) تمرکز دارد. در اینجا، خلاقیت به عنوان یک «هدف غایی» و یک شایستگی قابل آموزش در نظر گرفته می شود. در مقابل، «آموزش خلاقانه» بر «روش» و «فرآیند» تدریس اشاره دارد. این رویکرد با به کارگیری روش های تدریس فعال، مشارکتی، مبتنی بر پروژه و بازی وار، در پی ایجاد فضایی الهام بخش، امن و چالش برانگیز است که به طور غیرمستقیم بستر شکوفایی خلاقیت را فراهم می آورد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که هر یک از این دو رویکرد به تنهایی با کاستی هایی مواجه است. آموزش صرف برای خلاقیت، در صورت عدم تعبیه در یک بستر آموزشی پویا و خلاق، ممکن است به تمرین هایی مکانیکی و فاقد عمق تبدیل شود. از سوی دیگر، آموزش خلاقانه، بدون توجه صریح و ساختاریافته به آموزش فرآیندهای شناختی و فراشناختی مرتبط با خلاقیت، ممکن است صرفا به تجربه هایی لذت بخش اما سطحی بینجامد که لزوما به تولید ایده های نو و ارزشمند منجر نمی شود. در نتیجه، مقاله حاضر با عبور از این دوگانه سازی، بر ضرورت «آموزش خلاقانه برای پرورش خلاقیت» تاکید می کند. در این الگوی تلفیقی، روش های خلاقانه تدریس (خلاقیت در آموزش) به عنوان بستر و کاتالیزور ضروری برای آموزش موثر مهارت های خلاقیت (آموزش برای خلاقیت) عمل می کنند. چنین نظام آموزشی ای هم به «چگونگی» یادگیری توجه دارد و هم «چرایی» و «هدف» آن را که پرورش انسان های خلاق، نقاد و توانمند است، در کانون قرار می دهد. ایجاد این پیوند ارگانیک، مستلزم بازنگری در برنامه درسی، روش های ارزشیابی، تربیت معلم و فضای فیزیکی و روانی مدارس است.
کلیدواژه ها:
آموزش برای خلاقیت ، آموزش خلاقانه ، تفکر خلاق ، روش های تدریس فعال ، برنامه درسی ، پرورش خلاقیت ، نظام آموزشی ، تلفیق آموزشی
نویسندگان
مرضیه بارانی
کارشناسی زبان و ادبیات فارسی،دانشجوی کارشناسی ارشد
آذر سراوانی
کارشناسی ریاضی
معصومه پیران
کارشناسی الهیات و معارف اسلامی
دردانه کوهساری
کارشناسی الهیات و معارف اسلامی