تحلیل شکاف دیجیتالی نسل ها در کشاورزی ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESTAI01_112
تاریخ نمایه سازی: 3 خرداد 1405
چکیده مقاله:
شتاب فزاینده تحولات فناورانه در بخش کشاورزی از کشاورزی دقیق و اینترنت اشیاء (IoT) تا سیستم های تصمیم گیری مبتنی بر هوش مصنوعی در حال بازتعریف پارادایم های تولید و مدیریت اقتصادی این بخش است. در این میان شکاف دیجیتالی نسلی (تفاوت معنادار بین نسل های مختلف کشاورزان در دسترسی، مهارت های استفاده و نگرش به فناوری های دیجیتال) به عنوان یک مانع ساختاری جدی برای تحول و افزایش بهره وری اقتصادی این بخش در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ظاهر شده است. این پژوهش با هدف تحلیل، ابعاد، علل و پیامدهای اقتصادی این شکاف در بافت کشاورزی ایران انجام شده است. روش تحقیق کیفی توصیفی با رویکرد تحلیل اسنادی و مرور سیستماتیک مطالعات داخلی و بین المللی مرتبط است. یافته ها نشان می دهد شکاف دیجیتالی موجود بین کشاورزان میانسال و مسن تر (نسل X و قبل تر) با کشاورزان جوان تر (نسل های Y و Z) در ایران دارای سه بعد اصلی است: ۱) شکاف در دسترسی به زیرساخت های دیجیتال پیشرفته، ۲) شکاف عمیق در سواد و مهارت های دیجیتال و ۳) شکاف در نگرش و مدل های ذهنی نسبت به فناوری. این شکاف ریشه در ترکیبی از عوامل فردی (سن، تحصیلات)، اجتماعی فرهنگی (هنجارهای روستایی، ارزش ها)، اقتصادی (محدودیت سرمایه، اندازه اقتصاد) و نهادی (ضعف نظام ترویج) دارد. پیامدهای اقتصادی این شکاف قابل توجه و چندلایه است: تشکیل اقتصاد دوگانه در بخش کشاورزی که در آن کشاورزی دیجیتال شده و کارآمد در کنار کشاورزی سنتی و کم بهره ادامه حیات می دهد؛ کاهش بهره وری کل عوامل تولید به دلیل ناکارایی در تخصیص منابع حیاتی مانند آب و نهاده ها؛ افزایش آسیب پذیری اقتصادی کشاورزان مسن تر در برابر شوک های اقلیمی و نوسانات بازار؛ تشدید نابرابری درآمدی بین نسل ها و مناطق مختلف؛ و اتلاف منابع ملی به دلیل مدیریت ناکارآمد بر پایه دانش تجربی محض. نتیجه گیری کلی آن است که شکاف دیجیتالی نسلی یک چالش صرفا فناورانه نیست بلکه یک مسئله توسعه ای ساختاری است که ظرفیت کل بخش کشاورزی ایران برای نیل به اهداف امنیت غذایی، توسعه پایدار و تاب آوری اقتصادی را تضعیف می کند. این مقاله در پایان یک چارچوب سیاستی چندسطحی، مشارکتی و نسل آگاه را پیشنهاد می دهد که بر آموزش سواد دیجیتال سازگار با سن، ایجاد مشوق های مالی هدفمند، توسعه مدل های ترویجی مشارکتی، تسهیل انتقال دانش بین نسلی و تقویت پیوندهای نهادی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سارا شیرزاد
مربی، کارشناسی ارشد توسعه و عمران روستا گروه کشاورزی دانشکده علوم و فناوری های نوین، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
بابک مقصودی دماوندی
استادیار دکتری تخصصی فیزیولوژی گیاهی گروه مهندسی صنایع غذایی دانشکده علوم داروئی، دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران