پاسخ های حافظ و کارلوس کاستاندا به مساله معناباختگی زندگی
محل انتشار: دوفصلنامه ادبیات تطبیقی، دوره: 17، شماره: 33
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 60
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCTK-17-33_008
تاریخ نمایه سازی: 3 خرداد 1405
چکیده مقاله:
یکی از مهم ترین دغدغه های انسان معاصر، سرگردانی در برهوت بی معنایی است. نیهیلیسم فراگیر، شور و گرمای زندگی را به ملال و سردی تبدیل کرده است. مساله کانونی این پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی تقریر شده است، تحلیل مقایسه ای راهکارهای حافظ(۷۹۲-۷۲۷ ه.ق) و کاستاندا(۱۹۹۸-۱۹۲۵) برای برون رفت از بحران بی معنایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که حافظ با علم و باور به ناپایداری و نامنصفانه بودن هستی، وجود رنج در زندگی، امیدواری و مرگ آگاهی در حوزه نظر، کاربست عشق، رندی و گذران خوش در حیطه عمل را به عنوان درمان پیشنهاد می دهد. کاستاندا اسارت ذهن در قالب های تکراری را عامل اصلی بی معنایی دانسته و برای مقابله با این بحران، سکوت درونی، مرگ آگاهی و پذیرش هستی را ارائه کرده است. تاکید هر دو بر دوری از حاق واقعیت هستی و زیستن متوهمانه به عنوان اصلی ترین علت بی معنایی است. سکوت درونی و رسیدن به نگاهی نو در آموزه های کاستاندا با ویژگی های رند عاشق حافظ همسان است. پذیرش هستی در اندیشه کاستاندا با فهم گل زندگی از نظر حافظ که لاجرم خار دارد و پذیرش بدون ناله قسمت سرنوشت، یکسان است. هر دو بر مرگ آگاهی و مواجهه مستقیم با مرگ برای دریدن پرده پندار تاکید داشته اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مرتضی شکری
دانش آموخته دکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :