تحلیل عناصر عزلت طلبی شخصیت مراد در داستان کوتاه گلهای گوشتی نوشته صادق چوبک با تکیه بر نظریه روان کاوی اجتماعی کارن هورنای
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 123
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICLP15_070
تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
شخصیت سازه ای متشکل از الگوهای رفتاری پایدار است که در دیالکتیک میان فرد و نظام های اجتماعی تکوین می یابد. نقد روانکاوانه به عنوان یکی از رویکردهای کارآمد در تحلیل متون ادبی با واکاوی ساحت ناخودآگاه افراد، بستر تبیین انگیزه های نهفته در پس کنش های داستانی را فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل روان شناختی شخصیت «مراد» در داستان کوتاه «گل های گوشتی» نوشته صادق چوبک بر مبنای نظریه روان کاوی اجتماعی کارن هورنای تدوین شده است. هورنای با تاکید بر نقش مولفه های محیطی در شکل گیری ساختار روانی شخصیت های روان رنجور را در سه الگوی «مهرطلب»، «برتری طلب» و «عزلت طلب» دسته بندی می کند. روش این مطالعه میان رشته ای توصیفی-تحلیلی با تکیه بر ابزار گردآوری داده های کتابخانه ای است. در این راستا پس از تبیین مفاهیم نظری همچون خوانش روانکاوانه، شخصیت روان رنجور، رویکرد روان کاوی اجتماعی و تیپ شخصیتی عزلت طلب به همراه تشریح نگاه نقادانه چوبک نسبت به معضلات اجتماعی، مکانیسم های دفاعی شخصیت مراد مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخصیت مراد بر اساس نظام فکری هورنای منطبق بر الگوی تیپ «عزلت طلب» است؛ در واقع چنین فردی با اتخاذ راهبردهایی نظیر گسست عاطفی، ایجاد فاصله تعمدی از اجتماع و محدودسازی مفرط نیازهای فردی، در پی صیانت از تمامیت خویش در برابر اضطراب بنیادین است. نتایج حاکی از آن است که انزوای «مراد» در بطن روایت، نه یک انتخاب ارادی بلکه ساختاری دفاعی برای مقابله با تنش های محیطی و بیگانگی از «خود واقعی» است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید پرهام مهاجرزاده
دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهش هنر دانشگاه معماری و هنر پارس، تهران، ایران