پایدارسازی مصرف انرژی در عصر کشاورزی ۴.۰ منطبق بر تئوری های رفتار

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ENERGJI01_092

تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

تغییرات جهانی در عرصه رشد جمعیت، اقلیمی و سلامت مواد غذایی بی شک یکی از مهم ترین چالش های بشر در عصر آنتروپوسین کماکان مطرح است و همواره علم و سیاست گذاران در پی حل این بحران ها بوده اند. به طور خلاصه این تلاش ها را می توان در چهار انقلاب کشاورزی خلاصه نمود. این تجولات از نسل یک (حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش) که منجر به تغییر از سبک زندگی شکارگری به کشاورزی متمرکز شوع شد، در نسل دوم (کشاورزی ۲.۰) که در برگیرنده بکارگیری نیروی مکانیزاسیون، کودهای شیمیایی در کشاورزی است تداوم یافت، در نسل سوم (کشاورزی ۳.۰) که به عنوان انقلاب سبز آسیایی تعریف شده است و شامل مدرن سازی عملیات کشاورزی در دهه ۱۹۶۰ میلادی بوده است توسعه یافته است و در نهایت به نسل چهارم انقلاب کشاورزی (Agriculture ۴.۰) را که شامل استفاده از اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، استفاده از پهباد و ربات ها در کشاورزی انجامیده است. با وجود همه پیشرفت های علوم همچنان حلقه گمشده ای در مسیر استفاده از این انقلاب ها و سودمندی جامعه کشاورزی و امنیت غذایی جامعه مطرح بوده است که در این مقاله به آن پرداخته شده است. متغیرهای اجتماعی و روانشناختی، فاکتورهای موثری در مسیر توسعه این فناوری ها مطرح شده اند. مطالعه مدل های رفتاری به عنوان ابزاری برای شناسایی عوامل پیش برنده و بازدارنده به این منظور بررسی شد. کلایتون ۲۰۰۳ مدل رفتاری هویت محیط زیستی را مطرح نموده است که بخشی از خودپنداره فرد است که بر اساس آن، ارتباط ادراک شده او با طبیعت شکل می گیرد. در این مدل فرد طبیعت را نه منبع اقتصادی که بلکه بخشی از خود تصور می کند. در این مدل چهار مولفه رفتار هم جهت با طبیعت، پیوند عاطفه و احساس تعلق به طبیعت در کنار اهمیت اخلاقی محیط زیست در نظر گرفته می شود. مکانیزم روانشناختی به گونه ای است که اگر کشاورز محیط زیست بخشی از هویتش باشد، رفتارهای مخرب انرژی را تهدید هویت و رفتارهای پایدار مصرف انرژی را، تاییدی بر هویت خود تلقی می کند. مدل مرتبط بعدی مدل هویت حرفه ای است. در این مدل درونی سازی هنجارها، ارزش ها و نقش های یک شغل مثل کشاورزی در ساختار خود شخص مطرح است. به این معنی که کشاورز فقط کشاورزی نمی کند بلکه با کشاورزی تعریف می شود. در این مدل چهار مولفه تعهد شغلی، ارزش های هنجاری شغل، تصویر اجتماعی از شغل و نقش اجتماعی مطرح هستند. اهمیت این مدل در این است که اگر کشاورز هویت حرفه ای قوی داشته باشد، رفتارهای مصرف انرژی تابع استانداردهای حرفه ای می شود. به این ترتیب که اگر کشاورز خوب اینگونه تعریف شود که مصرف بهینه دارد، پایدار استفاده می کند و به حقوق نسل آینده در مصرف انرژی احترام می گذارد در این صورت این هنجارها به هویت حرفه ای تبدیل می شوند. مدل سوم توسط Edward L. Deci and Richard Ryan مطرح شد. در تئوری خود تعیین گری، انگیزش به دو جنبه انگیزش کنترل شده بر اساس منبع خارجی و انگیزش خودمختار مطرح است. بر اساس این مدل سه نیاز بنیادی برای پایدار سازی مصرف انرژی شامل: خودمختاری (Autonomy)، شایستگی (Competence) و مرتبط بودن (Relatedness) وجود دارد. با درنظر گرفتن هر سه مدل رفتاری می توان اینگونه نتیجه گرفت که منطبق با مدل های هویت محیط زیستی و هویت حرفه ای رفتار

نویسندگان

محسن عادلی ساردوئی

عضو هیات علمی، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، ایران

محسن مداحی نسب

عضو هیات علمی، دانشگاه پیام نور مرکز جیرفت، جیرفت، ایران