کارکرد بلاغی تمثیل " مگس" در غرلیات عاشقانه سعدی و غزلیات عارفانه مولوی(مطالعه ای مقایسه ای)
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405
چکیده مقاله:
تمثیل ها در ادب فارسی نه تنها نقش تصویرسازی دارند، بلکه ابزاری کارآمد برای انتقال مفاهیم ژرف و چندلایه به شمار می آیند. یکی از این تمثیل های قابل تامل، «مگس» است که در حوزه های معنایی متفاوت، گاه با بار منفی و تحقیرآمیز و گاه با رویکردهای نمادین یا معنوی، در آثار شاعران بزرگ جلوه می کند. این پژوهش با رویکردی مقایسه ای، به بررسی کارکرد بلاغی تمثیل مگس در غزلیات عاشقانه سعدی و غزلیات عارفانه مولوی می پردازد. در غزل های عاشقانه سعدی، مگس غالبا در تقابل با زیبایی و کمال معشوق، نماد ضعف، مزاحمت یا حقارت است؛ در حالی که مولوی با نگاهی عرفانی، این تمثیل را گاه به نشانه نفس گرفتار خواسته های دنیوی یا وابسته به جلوه های سطحی و ظاهری و گاه در مسیر سلوک روحانی به کار می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اختلاف رویکرد دو شاعر، ریشه در تفاوت جهان بینی عاشقانه و عارفانه آنان دارد؛ به گونه ای که در سعدی تمثیل مگس بیشتر سویه نقد اجتماعی و واقع گرایانه می یابد و در مولوی به ابزاری برای تبیین مفاهیم معرفتی و سلوکی تبدیل می شود. این مطالعه ضمن آشکار ساختن ظرفیت های بلاغی در یک نماد ظاهرا ساده، نشان می دهد که تمثیل پردازی می تواند پلی میان زیباشناسی شاعرانه و پیام های اخلاقی و عرفانی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد پارس آباد مغان، دانشگاه آزاد اسلامی، پارس آباد، ایران
استاد زبان و ادبیات فارسی، واحد بوشهر، دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر، ایران
دانشجوی دکتری تخصصی زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.