نقش توانمندسازی و مشارکت محلی در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مورد پژوهی : شهرهای تهران ، مشهد ، اصفهان)
محل انتشار: ماهنامه پایاشهر، دوره: 7، شماره: 85
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 80
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PAYA-7-85_035
تاریخ نمایه سازی: 21 اسفند 1404
چکیده مقاله:
بازآفرینی بافت های فرسوده شهری در ایران، با وجود سرمایه گذاری های گسترده دولتی، اغلب در دستیابی به پایداری اجتماعی و کالبدی بلندمدت ناکام مانده است. رویکردهای غالب کالبدی-فنی با تمرکز بر نوسازی فیزیکی و کم توجهی به فرآیندهای اجتماعی، عمدتا به مشارکت نمادین شهروندان منجر شده و نتایج ناپایدار، کاهش اعتماد اجتماعی و گاه مقاومت محلی را به دنبال داشته است. این پژوهش با رویکرد کیفی تفسیری و هدف بررسی ابعاد مشارکت شهروندان و نقش فرآیندی توانمندسازی محلی در موفقیت پروژه های بازآفرینی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با ۲۰ مشارکت کننده (ساکنان محلی، کارشناسان و مدیران شهری، تسهیل گران اجتماعی) در بافت های فرسوده سه کلان شهر تهران، مشهد و اصفهان گردآوری گردید. نمونه گیری هدفمند با حداکثر تنوع تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار و پایایی از طریق مثلث سازی داده ها (مصاحبه، مشاهده غیرمشارکتی و اسناد رسمی) و بازبینی توسط مشارکت کنندگان تامین شد.تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون و ادغام عناصر نظریه زمینه ای ساخت گرا انجام گرفت و چهار مضمون اصلی استخراج شد: ۱. تمایز میان مشارکت واقعی (تصمیم گیری مشترک، تفویض قدرت، کنترل شهروندی) و مشارکت نمادین، ۲. نقش محوری اعتماد و سرمایه اجتماعی به عنوان پایه مشارکت، ۳. توانمندسازی محلی به عنوان تقویت کننده ظرفیت های فردی و جمعی، یادگیری اجتماعی و حس تعلق مکانی، ۴. ضرورت تسهیل گری نهادی همسو با زمینه های فرهنگی-بومی. یافته ها نشان می دهد که توانمندسازی محلی به عنوان متغیر میانجی گرکلیدی، اعتماد آسیب دیده را به مشارکت واقعی پیوند می دهد، مسئولیت پذیری اجتماعی و حس مالکیت را افزایش می دهد و پایداری بلندمدت پروژه ها را ارتقا می بخشد. بدون ادغام همزمان ابعاد اجتماعی، نهادی و فرهنگی، مداخلات عمدتا به نتایج کوتاه مدت و ناپایدار محدود می مانند. این پژوهش با ارائه چارچوبی مفهومی زمینه مند که مستقیما از تجربه زیسته کنشگران محلی استخراج شده، مبنایی شواهدمحور و بومی برای گذار از مدل های بالا به پایین به رویکردهای مشارکتی، مردم محور و پایدار در بافت حاکمیت متمرکز ایران فراهم می آورد؛ نوآوری ای که در ادبیات پیشین کمتر به بررسی همزمان و پویای ابعاد اجتماعی، نهادی و فرهنگی در موفقیت پروژه های بازآفرینی پرداخته است.
نویسندگان
مرتضی شکری
۱ استادیار گروه عمران، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
عاطفه شکری
۲ دانشجوی دکتری شهرسازی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد ، ایران
امیر شاکری
۳ کارشناس ارشد معماری ، جهاد دانشگاهی واحد همدان ، ایران