تبیین جایگاه رویکرد مسئله محور در پرورش مهارت های نرم و ارتباطات انسانی در نظام آموزش و پرورش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EPCS04_16537

تاریخ نمایه سازی: 5 اسفند 1404

چکیده مقاله:

رویکرد یادگیری مسئله محور به عنوان یکی از تحول آفرین ترین الگوهای پداگوژیک در دوران معاصر، فراتر از انتقال ساده مفاهیم علمی، بر بازسازی ساختار تعاملات انسانی و تقویت توانمندی های غیرفنی و کیفی متمرکز است. در نظام های آموزشی نوین، گذار از روش های حافظه محور به سمت فعالیت های مبتنی بر حل چالش های واقعی، ضرورتی انکارناپذیر برای پرورش نسلی است که بتواند در دنیای پیچیده کنونی به شکلی اثربخش و خردمندانه عمل کند. این مقاله مروری با هدف تحلیل جایگاه بنیادین این رویکرد در شکوفایی مهارت های نرم، نشان می دهد که چگونه قرار گرفتن در موقعیت های حل مسئله، دانش آموزان را به سوی همکاری های ژرف و ارتباطات انسانی سازنده سوق می دهد. مهارت های نرم که شامل تفکر انتقادی، انعاف پذیری، همدلی، رهبری و مدیریت زمان است، در بستر حل مسئله به شکلی تجربی و کاملا درونی شده در فرد نهادینه می شوند. هنگامی که فراگیران با یک مسئله مبهم و چندبعدی روبرو می گردند، ناگزیرند برای دستیابی به پاسخ، از حصار انزوای تحصیلی خارج شده و در قالب کارهای گروهی، مهارت های کلامی و غیرکلامی خود را ارتقا بخشند. این فرآیند به طور مستقیم بر کیفیت ارتباطات میان فردی تاثیر گذاشته و مفاهیمی چون گوش دادن فعال، اقناع منطقی و احترام به آرای مخالف را در ذهن آن ها تثبیت می کند. در این الگو، معلم از جایگاه سخنران محض به تسهیل گری تغییر نقش می دهد که محیط را برای تبادل افکار و رشد هوش هیجانی آماده می سازد. یافته های حاصل از واکاوی متون آموزشی حاکی از آن است که یادگیری مسئله محور، پلی مستحکم میان دانش انتزاعی و نیازهای مهارتی جامعه می سازد و با تقویت روحیه مسئولیت پذیری، فرد را برای ایفای نقش های کلیدی در آینده آماده می کند. در حقیقت، ماهیت مشارکتی این الگو باعث می شود تا دانش آموزان با درک تفاوت های فردی، به سطوح بالاتری از درک متقابل و صلح جویی در تعاملات اجتماعی دست یابند. این نوشتار تبیین می کند که فقدان این مهارت ها در روش های سنتی، منجر به تربیت افرادی تک بعدی می شود که با وجود دانش نظری بالا، در برقراری پیوندهای انسانی و حل تعارضات ناتوان هستند. بنابراین، ادغام راهبردی این رویکرد در برنامه های درسی، نه تنها کیفیت یادگیری را ارتقا می دهد، بلکه زمینه ساز توسعه سرمایه اجتماعی و سلامت روان در کل نظام تعلیم و تربیت می گردد. در نهایت، تمرکز بر پرورش مهارت های نرم از طریق حل مسئله، راهبردی بنیادین برای تبدیل مدرسه به محیطی پویا و زندگی محور است که در آن هر چالش، فرصتی برای بالندگی ارتباطی و اخلاقی فراگیران محسوب می شود.

نویسندگان

مدینه رحیمی

کارشناسی دبیری الهیات ومعارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی

ژیلا الهامی

کارشناسی تربیت بدنی وعلوم ورزشی دانشگاه تبریز