ارث در شعر فارسی: از میراث مادی تا وراثت معنوی در آثار فردوسی، نظامی، سعدی، مولوی و حافظ

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLLCGH02_016

تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404

چکیده مقاله:

مفهوم «ارث» در فقه اسلامی معنایی حقوقی و مشخص دارد، اما در شعر فارسی از مرزهای قانونی فراتر رفته و صورتی اخلاقی، فلسفی و عرفانی یافته است. شاعران بزرگی چون فردوسی، نظامی، سعدی، مولوی و حافظ، میراث را نه صرفا انتقال مال و ملک، بلکه نمادی از فناپذیری دنیا و یادگار جاودان فضیلت های انسانی دانسته اند. در آثار این شاعران، میراث مادی اغلب بی دوام، تباه شدنی و سبب نزاع معرفی شده است. فردوسی ثروت را دشنامی برای وارث نالایق می بیند؛ نظامی در مرگ اسکندر تهی دستی او را نمایان می سازد؛ سعدی دانش و هنر را «میراث پیامبران» می خواند؛ مولوی تباهی مال را فرصتی برای بازگشت به خدا می داند؛ و حافظ اندوختن برای وارثان را «کفر» می شمارد و عشق و رندی را میراث راستین می داند. این پژوهش نشان می دهد که شعر فارسی مفهوم ارث را به طور نظام مند از یک مقوله حقوقی–مادی به سطحی اخلاقی–معنوی ارتقا داده است. همچنین همین نگرش شاعران به «میراث معنوی» سبب شده که آثار آنان خود به عنوان میراث فرهنگی در حافظه تاریخی ایرانیان باقی بماند. روش تحقیق مبتنی بر مطالعه توصیفی–تحلیلی است و شواهدی محدود اما شاخص از متون اصلی—شاهنامه، گلستان، اسکندرنامه، مثنوی معنوی و دیوان حافظ—انتخاب و تحلیل شده اند.

نویسندگان

داریوش ذوالفقاری

استادیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران