تحلیل پدیدارشناسانه زیست عاریتی در اندیشه مولوی با رویکرد اخلاقی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ETHICS-15-4_005

تاریخ نمایه سازی: 30 بهمن 1404

چکیده مقاله:

یکی از دغدغه های بنیادین انسان معاصر، دستیابی به زندگی اخلاق مدار و اصیل است. در روزگار ما، زیست عاریتی یعنی زیستی که به جای شهود درونی و تشخیص عقلانی–اخلاقی، بر اساس ارزش گذاری و داوری دیگران شکل می گیرد ریشه بسیاری از بحران های معنوی و اخلاقی به شمار می آید. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و الهام از پدیدارشناسی، به بررسی جلوه های زیست عاریتی در مثنوی و کلیات شمس می پردازد. از منظر مولوی، چنین زیستی انسان را به «بردگی پنهان» می کشاند؛ زیرا فرد به جای پیروی از حقیقت و وجدان بیدار، اسیر پسند و ناپسند دیگران می شود و از یاد خدا و مسئولیت اخلاقی خویش غافل می گردد. مولوی با نقد این وضعیت، رهایی از خودباختگی، محبوبیت خواهی، تقلید کورکورانه و اصالت بخشی به عقل ابزاری را شرط بازگشت به زندگی اصیل می داند. راهکار اخلاقی او، پرورش اندیشه نقادانه، مراقبه قلبی، و اتصال به سرچشمه عشق الهی است تا انسان بتواند انتخاب هایی آگاهانه، آزاد و متعهدانه داشته باشد. این مقاله نشان می دهد که آموزه های مولوی، نه تنها ناظر به اصلاح فردی است، بلکه می تواند راهنمایی برای سامان دهی زیست اخلاقی در سطح جامعه نیز باشد.

نویسندگان

محمدرضا موحدی

عضو هیات علمی دانشگاه قم

عزیزالله مولوی وردنجانی

عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد