مطالعه تطبیقی مولفه های دگردیسی و همگام سازی تراژدی و کمدی در گروتسک با تمرکز بر درام های معاصر ایرانی «مرگ عنکبوت» اثر ایرج زهری و «پرسش نامه» اثر ابراهیم مکی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JOSSI-18-67_002

تاریخ نمایه سازی: 18 بهمن 1404

چکیده مقاله:

گروتسک به عنوان شیوه ای بیانی در هنر دراماتیک، تلفیقی از ترس، طنز، اغراق و دگردیسی است که با عبور از مرزهای واقعیت، تناقض ها، بحران ها و ناهنجاری های جهان مدرن را در ساختاری چندلایه و پیچیده به چالش می کشد. این شیوه که برخاسته از تجربه زیسته بشر در دوران پس از جنگ ها، سرکوب ها و فروپاشی ارزش های سنتی است، بستری فراهم می آورد تا درام نویسان دغدغه های روانی، اجتماعی و فرهنگی خویش را در قالبی چند وجهی بیان کنند. از منظر نظری، این پژوهش بر آرای میخائیل باختین و هارولد بلوم استوار است؛ باختین گروتسک را هم چون کارناوالی ادبی می بیندکه ناهماهنگی و فروپاشی معنا را در بطن خود حمل می کند و بلوم آن را شیوه ای انتقادی برای آشکار ساختن اضطراب های عمیق فرهنگی و هویتی می داند. بر این اساس، پژوهش حاضر به مطالعه تطبیقی سه مولفه دگردیسی، همگام سازی تراژدی و کمدی در دو درام معاصر ایرانی «مرگ عنکبوت» نوشته ایرج زهری و «پرسشنامه» اثر ابراهیم مکی می پردازد. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه این دو مولفه در چارچوب گروتسک، ابعاد متضاد و چندگانه زیست انسان معاصر را در بستر این آثار نمایشی تشریح می کنند. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و با روش توصیفی تحلیلی، مبتنی بر نمونه کاوی از نمایشنامه ها و بررسی منابع کتابخانه ای، به انجام رسیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در هر دو درام، با بهره گیری از زبان طنزآمیز، پیچیدگی های وجودی شخصیت ها در مواجهه با هراس، هویت و سقوط برجسته شده اند. هم چنین این پژوهش تاکید می نماید که بهره گیری خلاقانه از گروتسک می تواند به ارتقاء کیفی درام نویسی در ایران کمک کرده و راهی برای عبور از قالب های سطحی طنز به سوی نگاهی عمیق تر و اندیشه ورزتر در درام معاصر فراهم آورد.

کلیدواژه ها:

دگردیسی ، همگام سازی تراژدی و کمدی ، گروتسک ، درام ایرانی ، ایرج زهری ، ابراهیم مکی.

نویسندگان

فاطمه راستی یگانه

دانشجوی دکتری، گروه هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

محمدجعفر یوسفیان کناری

دانشیار، گروه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران (نویسنده مسئول).

پرستو محبی

استادیار، گروه هنر، دانشکده ی عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.