بررسی نقش واسطه ای آموزش تلفیقی هنر در توسعه تفکر انتقادی و حل مسئله در دانش آموزان دوره دبستان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

GEERCONF01_1354

تاریخ نمایه سازی: 12 بهمن 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر یک چارچوب مفهومی را برای بررسی نقش واسطه ای آموزش تلفیقی هنر (Art Integration) در توسعه تفکر انتقادی (Critical Thinking) و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان دوره حساس دبستان ارائه می دهد. چالش اصلی در نظام های آموزشی مدرن، گذر موفق دانش آموزان از سطح یادگیری سطحی و حفظی به سمت کسب مهارت های شناختی سطح بالاست (Biggs & Tang, ۲۰۱۱). ما استدلال می کنیم که تلفیق استراتژیک فعالیت های هنری (نظیر نقاشی، نمایش و موسیقی) در محتوای دروس علوم، ریاضی و علوم انسانی، صرفا موجب تنوع آموزشی نمی شود، بلکه به عنوان یک کاتالیست شناختی عمل می کند. هنر با ترویج تفکر واگرا (Divergent Thinking) و پذیرش ابهام، فضای امنی برای ریسک پذیری فکری ایجاد می کند، که این مولفه ها پایه های اصلی تفکر انتقادی هستند. در این چارچوب، آموزش تلفیقی هنر متغیری است که با افزایش انگیزه درونی و احساس مالکیت (Deci & Ryan, ۲۰۰۰)، زمینه را برای درگیری عمیق دانش آموزان با فرآیندهای تحلیل، استنتاج و ارزیابی استدلال ها (Facione, ۲۰۱۱) فراهم می آورد. این مهارت های تفکر انتقادی به نوبه خود، توانایی دانش آموزان در ساختاردهی، پایش و حل موثر مسائل پیچیده را ارتقا می بخشند. این مقاله بر لزوم تغییر رویکرد سیاست گذاران و معلمان از درک هنر به عنوان یک محتوای مجزا به ابزاری استراتژیک برای مهندسی فرآیندهای ذهنی و تضمین کیفیت یادگیری در دوره دبستان تاکید دارد.

نویسندگان

علی بهزادی

دانشجوی ارشد روانشناسی عمومی / دانشگاه آموزش عالی هشت بهشت

زهرا بهرامی

کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی / دانشگاه هنر اصفهان