مقدمه ای بر رویکرد عصب جامعه شناسی تحولی در علم اعصاب
محل انتشار: همایش ملی مدیریت ذهن و رفتار
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISSCH01_051
تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404
چکیده مقاله:
پیشرفتهای آینده علوم اعصاب توسط علوم اجتماعی رخ میدهد؛ چنانچه DNA این نقش را برای علوم زیستی انجام داد. شکستن مرزهای سنتی میان رشته های علمی و توسعه کار در زیرشاخه ها رخ میدهد جامعه شناسی این کار را با ایجاد پایههای عصبی برای شناخت، هیجانات و رفتار انجام خواهد داد. در حالی که مدلهای اجتماعی بودن عقلانیت و رفتار در گذشته بر اساس مفروضات مناسب اما بدون فاکت درمورد ماهیت بشر پایه گذاری شده بود در آینده نظریات ما به طور فزاینده ای مبتنی بر دانش معتبر نه تنها در مورد نحوه عملکرد شناخت انسان برای تکوین رفتار بلکه همچنین در مورد نحوه فعالیتهای محیطی برای شکل دادن به شناخت خواهد بود این مهم ضروری است که جامعه شناسان بخشی از گفت وگوی فکری بزرگتری باشند که اکنون بین دانشمندان علوم اعصاب در جریان است؛ زیرا نیروهای محیطی حیاتی که تجلی تمایلات طبیعی انسان را شکل میدهند اجتماعی هستند و نه فیزیکی با بررسی رابطه متقابل و پویا میان مغز انسان رفتار و محیط اجتماعی، مشخص است که نقطه آغازین برای کنار آمدن با وضعیتمان باید درک این نکته باشد که ما در واقع موجودات بیولوژیکی هستیم...». ما باید مقاومت تاریخی خود را در برابر این ایده که رفتار اجتماعی دارای ریشههای زیستی است کنار بگذاریم و این واقعیت را بپذیریم که ما، به عنوان بشر، استعدادهای ویژه ای را برای تفکر و رفتار به ارث برده ایم که بر ساختارهای اجتماعی که ناخودآگاه در آن تکامل یافته و منطقی انتخابشان میکنیم، تحمیل و تاثیر میگذارند علم عصب جامعه شناسی شواهد متقنی ارائه میدهد که جامعه شناسی به طور عینی در این راستا حرکت میکند. از سوی دیگر هر مغزی ضرورتا در آناتومی ساختار و داینامیک اش منحصر به فرد است. هر مغزی نیاز دارد که با سایر مغزها در ارتباط باشد. کودکانی که در محیط ایزوله قرار میگیرند مغزشان از لحاظ فیزیکی آسیب میبیند مغز سیستمی انتخاب گر است نه دستور پذیر. ما نمی توانیم از بیرون دستور بدهیم که چه اتفاقاتی در مغز فرد بیافتد مغز که ساختاری انتخاب گر دارد در تمام مدت زندگی فرد فعال است.تکامل مغز در جنین و کودک در دورانهای مختلف رشدی فرصت دارد که رخ بدهد و اگر این دوره ها بگذرند و مغز کودک رشد نکند، فرصت رشد را از دهد. در همین ساختار نقش آمیگدال و لیمبیک به عنوان منطقه هیجان و عواطف بسیار مهم هستند. معمولا هیجانات "emotion اتوماتیک و سریع.هستند هیجانات با فیزیولوژی موجودات در ارتباط هستند. اما یک بخش مهم در مغزPFC است که بخش منطقی مغز به شمار میرود و این بخشها و مدیریت آنها در توانمند سازی بسیار مهم است. دست می
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمودرضا ورزی
فوق دکتری روان شناسی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران، گروه سلامت روان، ساری، ایران