آزادی و ضرورت؛ از مغاک نابنیاد تا کمال بنیاد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 160

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_KJSB-19-1_001

تاریخ نمایه سازی: 16 آبان 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش به بررسی انتقادی و تطبیقی مسئله بنیادین آزادی و ضرورت در دو نظام فکری متفاوت یعنی ایدئالیسم آلمانی و حکمت صدرایی می پردازد. این نوشتار، با فراتر رفتن از دوگانگی های سنتی و فروکاهش گرایانه (جبرگرایی و اختیار مطلق)، نشان می دهد که چگونه هر دو فیلسوف به درکی عمیق تر و پیچیده تر از آزادی به مثابه یک تجلی وجودی دست یافته اند. این تحلیل نشان می دهد که شلینگ، با معرفی مفهوم مغاک «نابنیاد»، آزادی را کنشی فرازمانی می داند که از دل این بنیاد تاریک و بی شکل برمی خیزد و، درعین حال، خود مبنای ضروری و نهایی وجود است. درمقابل، ملاصدرا، با استناد به مبانی هستی شناختی اصالت وجود، تشکیک در مراتب وجود و به ویژه نظریه نوآورانه «امر بین امرین» مبتنی بر حرکت جوهری، آزادی را نه در تعارض با ضرورت بلکه در امتداد آن و به عنوان عالی ترین مرحله از فرآیند تکامل وجودی (شدن) تبیین می کند. نتیجه این بازخوانی آشکارساختن هم گرایی شگفت انگیز این دو اندیشمند در تعریف آزادی به مثابه امری وجودی است که استثنایی بر نظم یکپارچه هستی نیست بلکه خودآگاهانه ترین و عالی ترین تجلی آن است. در این نگاه، آزادی، در ژرف ترین لایه های خود، با ضرورت پیوند خورده است و پارادوکسیکال بودن آن ماهیت حقیقی این مفهوم را آشکار می سازد.

نویسندگان

الهام سادات کریمی دورکی

دکتری فلسفه، دانشگاه اصفهان

احمد عبادی

دانشیار فلسفه دانشگاه اصفهان