نقش واحدهای فیزیوگرافی و کاربری اراضی در فراوانی پهنههای خشکیدگی بلوط زاگرس

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 184

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IJFRPR-23-1_003

تاریخ نمایه سازی: 3 آبان 1404

چکیده مقاله:

سابقه و هدف: پدیده خشکیدگی جنگلهای بلوط غرب فاجعه ای زیستمحیطی است. اگرچه تغییرات اقلیمی مهمترین عامل این پدیده است، اما شدت آن در شرایط یکسان اقلیمی، تابعی از عوامل زمینشناسی، عرض جغرافیایی، عوامل توپوگرافی (شیب، جهت و ارتفاع از سطح دریا) و فعالیتهای انسانی از جمله تغییر کاربری، شخم کف جنگل، آتشسوزی و فعالیتهای عمرانی (راه، معادن روباز و شبکههای گاز و ...) است. مسئله اساسی این تحقیق که در بخشهایی از جنگلهای استان کرمانشاه انجام شد، بررسی این موضوع بود که آیا شدت پدیده خشکیدگی جنگلهای زاگرس متاثر از عوامل توپوگرافی و فیزیوگرافی اراضی است؟ در صورت وجود، کدام عامل، یا عوامل تاثیر بیشتری دارند؟ هدف از این تحقیق، بررسی عوامل توپوگرافی و واحدهای فیزیوگرافی در تشدید پدیده خشکیدگی از طریق ارزیابی میدانی بود.مواد و روشها: با توجه به بررسیهای میدانی و ملاحظات تنوع شرایط توپوگرافی و شدت خشکیدگی، دو سایت اصلی در استان کرمانشاه در محدوده شهرستانهای کرمانشاه (سایت الف) و اسلامآباد غرب (سایت ب) انتخاب شدند. به این منظور، ۳۱ رخساره ژئومرفولوژی انتخاب و با توجه به شرایط دامنهها، در هریک دو تا چهار قطعه نمونه ۱۰۰ متر مربعی به طور تصادفی انتخاب و مشخصات توپوگرافی (شیب، جهت و ارتفاع)، شکل ظاهری خشکیدگی و تعداد درختان خشکیده اندازهگیری شد. در نهایت عوامل مهم انسانی که موجب تشدید خشکیدگی میشوند، شناسایی و رتبهبندی گردیدند.نتایج: نتایج این بررسی نشان داد، شیب بیشتر کانونهای خشکیدگی در دامنه ۱۰ تا ۳۰ درصد است. همچنین دامنههای جنوبی متحمل خشکیدگی بیشتری شده اند و حدود ۷۰ درصد جنگلهای دچار خشکیدگی در محدوده ارتفاعی ۲۰۰۰-۱۵۰۰ متری از سطح دریا پراکنش دارند. بر اساس نتایج این تحقیق، متوسط تاجپوشش گیاهی کف جنگل و خاک لخت هر دو سایت مورد بررسی بهترتیب حدود ۴۷ و ۳۰ درصد به دست آمد. بر اساس مشاهدات میدانی، معمولا در نقاط با تاجپوشش گیاهی ضعیف، خشکیدگی کامل پایههای درختی مشهودتر بود. نسبت خشکیدگی درختان جنگلی (مجموع هر دو نوع خشکیدگی) به پایههای سالم در سایت الف و ب به ترتیب حدود ۴۷ و ۴۲ درصد بود. از آنجایی که بلوط، گونه غالب جنگلهای زاگرس است، فراوانی خشکیدگی آن نیز بهنسبت سایر گونهها بیشتر بود که به ترتیب برای دو سایت حدود ۷۰ و ۸۰ درصد به دست آمد. همچنین بیشتر پایههای خشکیده از نوع شاخهزاد و با قطر ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر بودند و آثار آفتزدگی و بیماری در درختان کاملا خشکیده بیشتر بود. عواملی که موجب تشدید تبخیر و هدر رفت رطوبت خاک میشوند و پیامد آنها تشدید پدیده خشکیدگی درختان جنگلی است، بهترتیب اهمیت شامل تبدیل اراضی به زراعت و شخم، آتشسوزی و زغالگیری، خشکاندن درختان و سرشاخهزنی، فعالیتهای عمرانی، فرسایش و زمینلغزش، گسستگی جنگل و چرای دام بود.نتیجهگیری: خشکیدگی در دامنههای جنوبی شدیدتر از دامنههای شمالی است. بررسیهای میدانی نشان داد، خطر عوامل تشدید کننده پدیده خشکیدگی یعنی عوامل انسانی، همسنگ خشکیدگی تهدیدکننده جنگلها هستند. مهمترین این عوامل تغییر کاربری اراضی است. در برخی نقاط میتوان به آتشسوزیهای عمدی (کنترل شده) برای گسترش اراضی کشاورزی، شخم عمیق پای درختان برای تسریع خشکاندن آنها، فرسایش شدید به همراه تشدید زمینلغزش که از یکسو موجب تشدید خشکیدگی شده و از سویی نیز خود عامل تخریب جنگل هستند، اشاره کرد. بررسی میدانی عرصه این جنگلها نشان داد، تغییر کاربری جنگل، بهویژه در دامنههای شمالی و نقاط کمشیب رو به گسترش است. به طور کلی، شدت خشکیدگی و فراوانی آن تابعی از عوامل توپوگرافی، زمینشناسی و فعالیتهای غیراصولی میباشد.

نویسندگان

Mosayeb Heshmati

نویسنده مسئول، استاد، بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران

Mohamad Gheitury

دانشیار، بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران

Amir Sarreshtehdari

مربی پژوهش، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران