اجتهاد در فلسفه؛ چرایی و چیستی
محل انتشار: دوفصلنامه نسیم خرد، دوره: 11، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_NASIM-11-1_005
تاریخ نمایه سازی: 21 شهریور 1404
چکیده مقاله:
موفقیت در فلسفه آموزی منوط به رعایت ضوابطی است که تنقیح آنها - در واقع - ترسیم نوعی روش شناسی در حوزه فلسفه ورزی است. گرچه فیلسوفان مسلمان خود به هنجارهای فلسفه آموزی پرداخته اند، اما کلام ایشان، معمولا ناظر به شرایط معنوی فلسفه-آموزی بوده و در آن به ضوابط آموزشی کمتر پرداخته شده است. علاوه براین، به اقتضاء شرایط کنونی، معیارهای آموزشی گذشتگان نیازمند بروزرسانی است. این مقاله تلاشی است برای تنقیح روش شناسی فلسفه آموزی در حوزه فلسفه اسلامی. بدین منظور، مقاله پیش رو، نخست به ضرورت فلسفه آموزی توجه داده و نشان داده است که با توجه به فضای حاکم بر دانش فلسفه، این ضرورت جز با نیل به اجتهاد تامین نخواهد شد و سپس، کوشیده است با تتبع در آثار گفتاری و نوشتاری برخی از برجسته ترین فیلسوفان مسلمان معاصر، تصویر روشنی از چیستی اجتهاد در فلسفه ارائه دهد که در آن، اجتهاد را به مهارت های پنجگانه ای تحویل برده شده است، که عبارت اند از: ۱) نگاه منطقی خرد و کلان، ۲) منبع شناسی، ۳) تسلط بر منابع، ۴) نگاه تاریخی/تحلیلی و ۵) نوآوری و خلاقیت. در نهایت، پس از بازشناسی اجتهاد بر اساس این شاخصه ها، تمرکز بر ویژگی سوم را به عنوان راهکار نیل به اجتهاد معرفی شده و به اختصار توضیح داده شده است که چگونه می توان از این طریق به اجتهاد نائل شد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا نورمحمدی
استادیار گروه فلسفه، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ایران
سید حجت الله فقیهی
دانش آموخته دکتری فلسفه تطبیقی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره
حسین احمدی
دانشیار گروه فلسفه، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ایران