ارزیابی بینامتنیت قابوس نامه و قرآن به سنجه ی الگوی ژولیا کریستوا

سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: عربی
مشاهده: 159

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JRAL-2-8_001

تاریخ نمایه سازی: 11 شهریور 1404

چکیده مقاله:

بینامتنیت نظریه ای است که با بررسی روابط میان متون، میزان وامداری و تاثیرپذیری آن ها از یکدیگر را آشکار می سازد. در این میان بسیاری از ادیبان پارسی زبان در جهت تبیین اندیشه های خود و آفرینش های هنری از عناصر قرآنی سود جسته اند. قابوس نامه نیز از این مهم غفلت ننموده و عنصرالمعالی با بهره گیری هدفمند از معجزه ی خاتم، عنصر تعلیم را به شیوایی و رسایی کم نظیر به نمایش گذارده است. بررسی پیشنیه ی جایگاه دین در قلمرو اندرزنامه حاکم و حکیم آل زیار، پژوهشی گسترده را طلب می کند. پژوهه کتابخانه ای فرارو با آگاهی از گستره ی بینامتنی قابوس نامه و قرآن کریم، با توصیف و تحلیل ابواب چهل و چهارگانه این نصیحت نامه، تاثیرپذیری قابوس نامه از مضامین قرآنی را براساس الگوی ژولیا کریستوا به عنوان بنیان گذار نظریه بینامتنیت نوین کاویده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که قابوس نامه افزون بر تاثیرپذیری از گنجینه حکمت ایرانیان و منابعی همچون اندرزهای آذرباد مارسپندان، پندنامه انوشیروان و اشعار بوشکور بلخی، به صورت وسیعی از منظومه معرفت اسلامی با محوریت کلام وحی نیز بهره مند شده است. استفاده ای که گاه به صورت عیان و آشکار بوده و نشان آیات قرآن را به همراه داشته و گاه نیازمند خوانش دقیق و تامل در بازیابی، شناخت و دریافت این آبشخور است

نویسندگان

سید مهدی رحمتی

استادیار گروه الهیات (علوم قرآن و حدیث) دانشگاه گنبد کاووس

فاطمه حاجی اکبری

عضو هیات علمی. گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد. ایران