مطالعه تطبیقی جایگاه الهام در فلسفه هنر مشاء و اشراق

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 145

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HUCONF05_300

تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1404

چکیده مقاله:

مفهوم الهام به عنوان سرچشمه آفرینش هنری، همواره در فلسفه هنر مورد توجه بوده است. در سنت فلسفی اسلامی، دو جریان فکری مشاء و اشراق، رویکردهای متمایزی به این مفهوم ارائه داده اند. هدف این مقاله، بررسی و مقایسه دیدگاه های این دو جریان در باب چیستی، منشا، و نحوه تاثیرگذاری الهام بر فرایند آفرینش هنری است. روش: در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، به بررسی متون اصلی فیلسوفان مشائی و اشراقی همچون ابن سینا، فارابی، سهروردی، و ملاصدرا پرداخته شده است. با تحلیل دقیق اندیشه های این فیلسوفان، به دنبال یافتن نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه های آنان در مورد الهام هستیم. یافته ها: نتایج این بررسی نشان می دهد که فلسفه مشاء با تکیه بر عقل و استدلال، الهام را پدیده ای روانشناختی و ناشی از قوای نفسانی هنرمند می داند. در مقابل، فلسفه اشراق با تاکید بر شهود و اشراق، الهام را نوری از عالم غیب و تجلی حقیقت در وجود هنرمند تلقی می کند. این تفاوت در مبانی هستی شناختی و معرفت شناختی این دو جریان فکری، منجر به ارائه دیدگاه های متفاوتی در مورد نسبت عقل و الهام، جایگاه شهود و تجربه عرفانی، و نحوه تاثیرگذاری الهام بر فرایند آفرینش هنری شده است. نتیجه گیری: مطالعه تطبیقی جایگاه الهام در فلسفه هنر مشاء و اشراق، نشان می دهد که این دو جریان فکری، هر یک با تکیه بر مبانی معرفتی خاص خود، به درک متفاوتی از این مفهوم بنیادین در هنر دست یافته اند. این تفاوت ها، نه تنها در فهم نظری هنر، بلکه در نحوه مواجهه عملی با آثار هنری نیز تاثیرگذار است. در نهایت، این پژوهش می تواند به درک عمیق تری از نسبت هنر با حقیقت، زیبایی، و امر قدسی منجر شود. واژگان کلیدی: الهام، فلسفه هنر، مشاء، اشراق، آفرینش هنری، شهود، عقل.

نویسندگان

ابوالحسن محقق

دانشگاه تهران