واکاوی مفهوم «اصل» و «روش» در تربیت اسلامی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 249

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ISED-20-52_001

تاریخ نمایه سازی: 24 تیر 1404

چکیده مقاله:

نظام سازی در معارف و بحث های نظری کاری ضروری است. چراکه موجبات روشنایی مطالب و دسته بندی اطلاعات را فراهم می آورد. مجموعه معارف تربیتی نیز باید در یک چارچوب به هم پیوسته و منسجم تدوین شود تا هر عنصر جای خود را پیدا کرده و ارتباط خود را با بقیه بیابد. ازاین رو تلاش برای تعریف دقیق عناصر نظام تعلیم و تربیت اسلامی و تبیین منطقی روابط بین آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.اصل و روش دو عنصر بسیار مهم در نظام معرفتی تعلیم و تربیت هستند. اهمیت این دو عنصر بیشتر بدان جهت است که مربیان در صحنه تعاملات تربیتی خود بیشتر و بیشتر با آنها سروکار دارند. ما باید بدانیم منظور چیست که می گوییم: «مربی در عمل تربیتی خود باید به درستی از روش ها و اصول تربیتی استفاده کند». تا وقتی مفهوم روش و اصل معلوم نباشد، نمی توان پاسخ دقیقی به این سوال ارائه کرد.هدف این تحقیق آن است که مفهوم اصل و روش، و همچنین روابط آنها، را مورد بازبینی قرار داده و تعریف روشن تری ارائه کند. بررسی ها نشان داد که تعریف رایج اصل و روش به قواعد رفتاری مربی تعریف تام و تمامی نیست. چنان که تمیز بین آنها براساس کلیت و جزئیت شدنی نیست.روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق عمدتا توصیف و تحلیل مفاهیم و گزاره های مربوط است. بدین منظور ابتدا دیدگاه ها و تعاربف ارائه شده در منابع مختلف مربوط به چند دهه اخیر بازبینی و مقایسه می شوند و با یک تحلیل نهایی، نهایتا، تعریف مختار به دست می آید. دیدگاه های مورد نظر بیشتر از کسانی مانند استاد خسرو باقری، مرحوم استاد غلامحسین شکوهی، استاد علیرضا اعرافی، مرحوم آیت الله مصباح یزدی، استاد سید علی حسینی زاده به دست آمد و این تعاریف سرمایه غنی نویسنده برای تحلیل و جمع بندی و نتیجه گیری نهایی شد.دقت در اصول پیشنهادی این اندیشمندان نشان می دهد که منظور ایشان از اصل نوعی روش یعنی اقدامی کلی است که باید انجام گیرد. به عنوان مثال اصل «فعالیت» از مربی می خواهد که متربی را به تجربه و وارسی شخصی اشیاء و دست ورزی مسائل پدیدآمده وا دارد و به هیچ عنوان به مشاهده تجارب دیگران اکتفا نکند. (شکوهی، ۱۳۹۰، صص۱۴۲-۱۶۰) این توضیحات نشان می دهد که مراد از آنچه به نام اصل آمده نوعی اقدام عملی است که مربی باید صورت دهد. مراجعه به «اصول» دیگر یادشده نیز همین فرضیه را تایید می کند. به عبارت دیگر، «اصل» در ادبیات قدما همان «روش» کلی است (که می تواند مصادیقی داشته باشد).پس از آنکه معلوم شد مفهوم پیشنهادی روش ما را از «اصل» به معنای شایع و مشهور آن بی نیاز می کند، این سوال مطرح می شود که آیا برای کارآمدی عملیات تربیت، به کارگیری روش ها یعنی اقدامات تربیتی کافی است یا علاوه بر اقدامات تربیتی عنصر دیگری نیز باید حضور داشته باشد. بررسی فرایند تربیت و مطالعه آن نشان می دهد که برای موفقیت در آن به کارگیری روش ها کافی نیست. گاهی روش انجام می شود ولی تاثیر تربیتی ندارد و شاید در دراز مدت اثر عکس بگذارد. مثلا تشویق بدون رعایت نکات و شرایط لازم نه تنها احتمال تکرار فعل را بیشتر نمی کند؛ بلکه ممکن است به نوعی بازدارنده باشد. در واقع مربیان موفق روش های تربیت را به همراه ابزار دیگری، که می توان «اصول تربیت» نامید، به کار می گیرند. اگر از این زاویه به مساله بنگریم، «اصول» تربیت عبارت است از قواعد رفتاری و راهنمای عمل مربی که نحوه اجرا و چگونگی اقدام را نشان می دهد. به عبارت دیگر، مربی در فرایند تربیت نمی تواند اقدامات تربیتی یا روش ها را به هر شکل و نحوه ای انجام دهد و نسبت به قواعد رفتاری و شرایط کاری خود بی توجه باشد. موفقیت در فعالیت های تربیتی، مشروط به آن است که آن را چگونه انجام دهیم و در نتیجه توجه به این قواعد و رعایت آنها ضروری است. به عبارت دیگر، رعایت اصول تربیتی شرط تاثیرگذاری و کارآمدی روش ها و فرایند تربیت هستند. و ای بسا که رعایت شرایط انجام کاری از خود آن مهم تر باشد. چراکه در بسیاری از موارد خسارت انجام اقدامات به شکل غلط از خسارت ترک آنها بیشتر است.برای دستیابی به «اصل» به معنای شرایط «روش» نیز از قیاس عملی استفاده می کنیم که به دو مقدمه نیاز دارد؛ یکی هدف و دیگری مبنا. گزاره هدف چنین گزارش می شود: «مطلوب است روش تربیتی به شکلی کارآمد و موثر اجرا گردد». اما چه چیزی در تحقق این هدف یاری می رساند؟ رعایت شرایط مورد نظر. این در واقع مقدمه دوم قیاس عملی است که نقش مبنا را ایفا می کند: «کارآمدی و تاثیرگذاری روش مشروط است به رعایت اصول و شرایط آن». از این دو مقدمه اصل را نتیجه می گیریم: «مربی باید شرایط و کیفیت خاص روش را رعایت کند». به عنوان مثال، می دانیم که «آگاهی بخشی» یک روش بسیار مفید و کلیدی در امر تربیت است. هرچه متربی نسبت به حقایق پیرامونی و نسبت به وظایف خود آگاه تر باشد جریان تربیت به هدف خود نزدیک تر خواهد شد و توفیقات مربی در اجرای وظایف مربوط بیشتر خواهد بود. اما نیک می دانیم که آگاهی بخشی در صورتی کارآمد است که با صداقت در گفتار و عمل همراه باشد. مربی بی عمل و فاقد شرایط موفق نیست. این حقیقت به شکلی بسیار صریح در کلام امیر بیان آمده است: «من نصب نفسه للناس اماما، [فعلیه ان یبدا] فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره؛ و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه...». (نهج البلاغه، حکمت ۷۳)جمع بندی مباحث فوق حکایت از آن دارد که ادبیات موجود در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی می تواند چابک تر و روان تر تدوین شود. به این منظور پیشنهاد این مقاله آن است که مفهوم اصل به معنای مشهور جای خود را به روش بدهد. در واقع آنچه به عنوان اصل مطرح می شود چیزی جز همان روش کلی نیست که مقسم انواع روش های زیر مجموعه خود است.در کنار این عنصر که روش نام دارد، مقاله عنصر دیگری را نیز پیشنهاد داده است که حکایت از شرایط موفقیت و تاثیرگذاری روش هاست. به عبارت دیگر، هر روش در صورتی تاثیرگذار است که اصول و شرایطی نیز در کنار آن رعایت شود. نام این عنصر جدید اصل است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

محمد صادق موسوی نسب

عضو هیات علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، قم، ایران و عضو انجمن تعلیم و تربیت حوزه علمیه قم.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • نهج البلاغه (۱۴۳۲ق)، النجف الاشرف: العتبه العلویه المقدسه ...
  • اعرافی، علیرضا. (۱۳۹۵). فقه تربیتی،مبانی و پیش فرض ها. قم: ...
  • باقری، خسرو. (۱۳۹۰). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. تهران: نشر ...
  • باقری، خسرو. (۱۳۹۵). درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت جمهوری ...
  • حسینی زاده، سید علی. (۱۳۹۷). سیره تربیتی پیامبرn و اهل ...
  • حسینی زاده، سید علی. (۱۴۰۱). اصول و روش های تربیت ...
  • ساده، صدرا. (۱۳۸۶). «سادگی در نظریات علمی»، مجله ذهن، ش ...
  • شریعتمداری، علی. (۱۳۶۹). اصول و فلسفه تعلیم و تربیت. تهران: ...
  • شکوهی، غلامحسین. (۱۳۹۰). مبانی و اصول آموزش و پرورش. تهران: ...
  • فنایی اشکوری، محمد. (۱۳۷۵). معقول ثانی: تحلیلی از انواع مفاهیم ...
  • قائمی مقدم، محمدرضا. (۱۳۸۲). روش های آسیب زا در تربیت ...
  • گروه نویسندگان زیر نظر آیت الله مصباح. (۱۳۹۰). فلسفه تعلیم ...
  • مصباح یزدی، محمد تقی. (۱۳۸۰). چکیده ای از اندیشه بنیادین ...
  • مصباح یزدی، محمد تقی. (۱۳۶۲). تعلیقه علی نهایه الحکمه. قم: ...
  • مطهری، مرتضی. (۱۳۹۶). مجموعه آثار. ج۵، تهران: انتشارات صدرا ...
  • هسه، ماری. (۱۳۷۲). مقاله «سادگی»، در کتاب «علم شناسی فلسفی ...
  • (۱۳۸۰), chekide iy az andishe bonyadin Eslami, qom: enteshrat moassese ...
  • Arafi Alireza (۱۳۹۵ ) feqhe tarbiati’ j ۱. Mabani va ...
  • Baqeri’ khosro (۱۳۹۰) negahi dobare be tabbiat Eslami; Tehran: nashre ...
  • Baqeri’ khosro (۱۳۹۵). dar amadi bar falsafe talim va tarbiat ...
  • Fanayi ashkevari’ mohammad’ (۱۳۷۵)’ maqool sani: tahlili az anvae mafahime ...
  • Hese mary maqale sadegi dar ketab elm shenasi falsafi (entekhab ...
  • Hoseini zade seyyed ali. (۱۳۹۷) sire tarbiati payambar va aemme ...
  • Hoseini zade seyyed ali (۱۴۰۱)’ osool va raveshhaye tarbiat dar ...
  • Mesbah yazdi (۱۳۶۲) taliqaton ala nehayatel hekma’ qom: moassese dar ...
  • Mesbahe yazdi’ Mohammad taqi (۱۳۹۰) falsafe talim va tarbiate eslami’ ...
  • Mesbahe yazdi’ Mohammad taqi (۱۳۸۹) majmooe asar; jelde ۵; qom: ...
  • Qaemi moqaddam’ Mohammad reza (۱۳۸۲)’ raveshhaye asib za dar tarbiat ...
  • Sade sadra(۱۳۸۶) sadegi dar nazariat elmi’ majlle zehn shomare ۲۹’ ...
  • Shariatmadari ali’ (۱۳۶۹) osool va falsafe talim va tarbiat., Tehran: ...
  • Shokoohi’ qolamhosein (۱۳۹۰)’ mabani va osool amoozesh va parvaresh’ Tehran: ...
  • نمایش کامل مراجع