بررسی پیشینه شهر آق قلعه خراسان، با نگاهی به روند سفرهای دوره ای ایلخانان و ساختارهای شهری دوره یوآن

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 506

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RICHT-9-31_012

تاریخ نمایه سازی: 22 تیر 1404

چکیده مقاله:

چکیده  دژ تاریخی آق قلعه در دشت جوین واقع در شمال خراسان، سازه ای بسیار عظیم و کمتر شناخته شده است که برمبنای مطالعات محدودی که تاکنون انجام گرفته، می توان فرض کرد که در دوره ایلخانان مغول، احداث شده است؛ با این حال، برمبنای مستندات تاریخی مربوط به دوره ایلخانان، نمی توان تعلق این دژ به این دوره را تایید کرد؛ زیرا این مستندات مطلقا هیچ اطلاعاتی درباره وجود چنین دژی در دشت جوین ارائه نکرده اند. بر همین مبنا، اتکای نگارندگان برای پذیرش فرضیه احداث آق قلعه در دوره ایلخانان، تنها مستندات باستان شناسی و همین طور کتیبه تاریخ دار مسجد آق قلعه است. این پژوهش برای اولین بار قصد دارد تا با اتکا به بررسی مسیر حرکت های دوره ای ایلخانان در شمال خراسان، برمبنای بررسی مستندات تاریخی و همین طور بهره گیری از تحلیل GIS، میزان اهمیت آق قلعه را در طول این مسیر به عنوان یک استقرارگاه میان راهی روشن سازد؛ همچنین، با مقایسه ساختار آق قلعه با شهرها و شهرک هایی که تقریبا در یک دوره در چین و ایران در سرزمین های تحت نفوذ مغولان، احداث شده اند، فرضیه تعلق این دژ به دوره ایلخانان را بررسی کند. نتایج این بررسی نشانگر آن است که آق قلعه درمیان یکی از مهم ترین مسیرهای حرکت های دوره ای ایلخانان در شمال خراسان قرار داشته و مراجعه سالانه ایلخانان و جانشینان آن ها به این ناحیه، احتمال ساخت استقرارگاهی میان راهی در این نقطه را افزایش می دهد. همچنین مقایسه ساختار آق قلعه با نمونه های مشابه در چین، همانند شانگدو، دایدو و یینگ چنگ لو و همچنین سلطانیه در ایران، گویای وجود شباهت های بسیار زیادی است که سبب تقویت فرضیه احداث آق قلعه در دوره ایلخانان می شود.  کلیدواژگان: ایلخانان، دوره یوآن، سفرهای دوره ای، شهرسازی، GIS، خراسان، چین. مقدمه  در شمال سبزوار و در جنوب اسفراین درمیان دشت جوین، بقایای سازه عظیمی قرار دارد که امروزه با نام «آق قلعه» شناخته می شود. محوطه این قلعه از دو حصار چسبیده به هم تشکیل شده است؛ حصار بزرگ تر که در سمت شمال قرار دارد و ابعادی در حدود ۶۰۰×۷۰۰متر داشته و حصار کوچک تر که به ضلع جنوبی حصار بزرگ چسبیده، با ابعادی در حدود ۱۶۸×۱۷۳متر، به نظر ارگ یا کهن دژ قلعه می آید. تباین میان مستندات تاریخی و شواهد باستان شناسی یکی از بزرگ ترین ابهامات درباره تاریخ ساخت آق قلعه را شکل داده است. براساس این مستندات متباین، به طور قطع نمی توان مطمئن بود که این سازه عظیم، تماما در زمان ایلخانان برپا شده باشد؛ همچنین برمبنای این مستندات می توان این احتمال را مطرح نمود که ساختار کنونی، در اواخر دوره تسلط افشاریان بر خراسان، برروی بقایای کهن یک استقرارگاه متعلق به دوره ایلخانی به این شکل احداث شده است. این پژوهش قصد دارد تا با بررسی مجدد مستندات تاریخی دوره ایلخانی، احتمال حضور استقرارگاهی بزرگ در این ناحیه را در این زمان مورد سنجش قرار دهد؛ همچنین قصد دارد تا با انجام مقایسه میان ساختار دژ آق قلعه با سایر ساختارهایی که هم زمان با آن در سایر مناطق تحت تسلط مغولان احداث شده بود، احتمال ساخت آن در دوره ایلخانان را باردیگر مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد.  پیشینه پژوهش گزارشی که «لباف خانیکی» (۱۳۶۷) از گمانه زنی در محوطه آق قلعه ارائه کرده را می توان اولین بررسی انجام شده درباره سابقه این دژ عنوان کرد. نتایج این گمانه زنی حاکی از آن است که بخش های مسکونی تنها در قسمت جنوبی دژ قرار داشته و سکونت در این قسمت از دوره ایلخانی آغاز شده و پس از سقوط ایلخانان تا دوره صفوی متروک بوده است؛ پس از آن، «محمود بختیاری شهری» (۱۳۷۵) در گزارشی که با هدف ثبت محوطه آق قلعه ارائه کرده، چندین پلان از وضع موجود قلعه و همچنین مسجد آن ارائه کرده است. «هاتف نایمی» (۲۰۱۹) در رساله دکترای خود، ضمن معرفی مختصر مجموعه آق قلعه، با تکیه بر گزارش های پیشین که به آن ها اشاره شد، ساختار آق قلعه را با ساختار ارگ سلطانیه که در زمان «اولجایتو» احداث شده، مقایسه کرده است.  جایگاه آق قلعه در سفرهای دوره ای ایلخانان در خراسان برمبنای نتایج به دست آمده از تحلیل های GIS می توان احتمال داد که مسیر عبوری از شمال ایران به سمت شمال خراسان در زمان ایلخانان، به صورت عمده مبتنی بر دو جاده اصلی بوده است؛ جاده اول، مسیری بوده است که مناطق قشلاقی واقع در جنوب شرقی دریای کاسپین را ازطریق مسیری که از شمال کوهپایه های البرز می گذشته، ضمن عبور از سملقان و شیروان، به خبوشان و رادکان متصل می ساخته است. جاده دوم، مسیری بوده که از جنوب کوهپایه های البرز و ازمیان دشت جوین می گذشته است. این مسیر که عمدتا از جاده جاجرم به کالپوش، جهت اتصال به مناطق جلگه ای دریای کاسپین استفاده می کرده، هم در مسیر ارتباطی با نیشابور قرار داشته و همین طور، به خبوشان و رادکان، به عنوان شهرهای مهم ناحیه شمال خراسان، دسترسی داشته است. برمبنای نتایج، می توان چنین فرض کرد که شاه راهی که از قسمت جنوبی کوه پایه های البرز عبور می کرده، از نزدیک منطقه ای می گذشته که بقایای امروزی آق قلعه در آن واقع شده است. این مسیر که یکی از دو جاده اصلی بوده که مناطق قشلاقی جنوب شرقی جلگه دریای کاسپین را به مناطق ییلاقی شمال خراسان مرتبط می ساخته، براساس گزارش ها، در نیمه دوم حکومت ایلخانان موردتوجه و استفاده قرار داشته است.  بحث و تحلیل طرح اولیه شهرها و اقامتگاه های اولیه ای که در جوامع استپی احداث شده اند عمدتا مبتنی بر یک زمین مستطیل شکل بوده که چهار دیوار، آن را احاطه می کرده است. دروازه های شهر به صورت معمول درمیان دیوارهای شهر قرار داشته و خیابان هایی که از این دروازه ها آغاز می شدند، شهر را به چهار بخش تقسیم می کردند. محوطه آق قلعه نیز تقریبا مطابق با این الگوی اولیه طراحی شده است. تنها تفاوت چشمگیر در مقایسه با دیگر نمونه های ذکر شده، انحراف ۲۰درجه ای به سمت شرق است که محوطه را از راستای شمالی-جنوبی منحرف ساخته است.  شهرهای چینی دوره یوان از نظام سلسله مراتبی در منطقه بندی شهری استفاده کرده اند؛ و شهرها عمدتا به سه بخش شهر داخلی، شهر میانی و شهر بیرونی تقسیم می شده اند. با این که آق قلعه همانند دیگر شهرهای مورداشاره از سه پهنه مستقل از یک دیگر برخوردارد نبوده، اما تقسیم حصار بزرگ به دو بخش کاملا مجزا، به گونه ای دیگر، این شهر را به سه پهنه تقسیم می کرده است؛ این سه پهنه، شامل این موارد بوده اند: محوطه محصور ارگ در جنوب حصار بزرگ، محوطه شهری و درنهایت نیز نیمه شمالی محوطه حصار بزرگ که فاقد هرگونه سازه معماری بوده و برای برپایی سازه های موقت به صورت دوره ای به کار می رفته است. آق قلعه دارای سه دروازه ورودی اصلی در جهات شمالی، غربی و شرقی است که درست در میانه دیوارها قرار دارند. نکته مهم درباره این دروازه ها، ساختار آن است که آن ها را به صورت ویژه ای برجسته ساخته است. دروازه های آق قلعه به صورت ساختاری مرکب در داخل برجک های طراحی شده اند که در میانه دیوارها قرار داشته اند. در طراحی این برج دروازه ها، برجک ها ازنظر مساحت یک-سوم بزرگ تر از برجک های دیگر احداث شده و دروازه درست در راس بیرونی آن ها قرار می گرفته است. این مشابهت را به صورت تاثیربرانگیزی می توان در طراحی دروازه های شانگدو، دایدو و همین طور یینگ چنگ لو نیز مشاهده کرد. دروازه های متعدد شانگدو نیز همانند برجک هایی که از دل دیوارهای این شهر عظیم بیرون زده ، طراحی شده بوده اند. بر این مبنا، می توان احتمال داد که طراحی ورودی های آق قلعه به صورت برج دروازه های مدور، متاثر از الگویی چینی بوده که شاید در زمان ایلخانان به ایران وارد شده است. تبعیت از این الگو در ساخت برج دروازه ارگ سلطانیه می تواند موید این فرضیه باشد.  نتیجه گیری تحلیل هایی که در بخش اول این پژوهش با اتکاء بر گزارش های سفرهای دوره ای ایلخانان و جانشینان آنان در خراسان با کمک نرم افزار GIS arc انجام گرفت، گویای آن است که یکی از راه های مهمی که مناطق زمستان نشین جلگه دریای کاسپین را به مناطق تابستان نشین در شمال خراسان متصل می کرده، ازمیان دشت جوین می گذشته است. این مسیر به صورت ویژه در نیمه دوم حکومت ایلخانان، اهمیت بیشتری یافته است. تحلیل های GIS همچنین نشان داد که آق قلعه درست در میانه این مسیر مهم قرار داشته است.  مقایسه ساختار آق قلعه با ساختار سایر شهرهایی که در زمان حکومت مغولان در ایران و چین احداث شده بودند، وجود الگوهای مهمی را برجسته می سازد که فرضیه احداث آق قلعه را در زمان حکومت ایلخانان مغول تقویت می کند. با این که در طراحی آق قلعه از ساختارهای کهن شهرهای ایرانی، یعنی جدا بودن شار اصلی از کهن دژ بهره گرفته شده است، اما مشابهت ساختار اصلی آن، یعنی استفاده از فرم چهارگوش، داشتن چهاردروازه در هر سمت، منطبق بودن تقریبی اضلاع با جهات جغرافیایی در طراحی حصار اصلی آق قلعه، ساختار آن را بیش ازپیش به شهرهایی که در جوامع استپی و تحت تاثیر الگوی شهرهای کهن چینی ساخته می شده، شبیه ساخته است؛ علاوه بر این موارد، تقسیم شهر به سه پهنه متفاوت ازنظر کاربری و همین طور بهره گیری از الگوی تقریبا نادر برج دروازه در طراحی دروازه های ورودی، کاملا منطبق با الگوی شهرهای چینی است که ساخت آن ها در زمان خاندان یوآن رواج داشته است؛ به غیر از نوع استقرار ارگ نسبت به حصار که با الگوهای شهرهای جوامع استپی دارای مشابهت است، وجود محوطه ای وسیع و بایر جهت برپایی سازه های موقت، آق قلعه را بیش ازپیش به شهرهایی که توسط این جوامع احداث شده بودند شبیه ساخته است.

نویسندگان

Shahin Garakani Dashteh

Ph.D. of Archaeology, Department of Archaeology, Faculty of Literature and Social Sciences, Science and Research Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran. (Corresponding Author).

Mohammad Mortezaei

Associate Professor, Iranian Center for Archaeological Research (ICAR), Research Institute of Cultural Heritage and Tourism (RICHT), Tehran, Iran.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • Abdollahzadeh Sani, M., (۲۰۱۴). “Speculations on the Aq-Qalih’s Mosque”. Research ...
  • Atwood, C. P., (۲۰۱۵). “Imperial Itinerance and Mobile Pastoralism: The ...
  • Bakhtiyari-Shahri, M., (۱۹۹۶). Registration Report of the Ilkhanid City of ...
  • Banakati, D., (۱۹۶۹). Tarikh-i Banakati. J. Shoʿar (Ed.). Tehran: Anjuman-i ...
  • Bayar, D. & Voitov, V. E., (۲۰۱۰). “Excavation in the ...
  • Becker, E., (۲۰۱۲). “Karakorum: Fragen zum Stadtplan”. Zentralasiatische Studien, ۴۱: ...
  • Bemmann, J. & Reichert, S., (۲۰۲۱). “Karakorum, The First Capital ...
  • Bemmann, J., Linzen, S., Reichert, S. & Munkhbayar, L., (۲۰۲۲). ...
  • Etimad al-Saltanih, M. H., (۱۹۸۸). Mirat al-Boldan. A. H; Navaei ...
  • Franken, C., Rohland, H., Block-Berlitz, M., Batbayar, T. & Erdenebat, ...
  • Garakani Dashteh, S. & Mortezaei, M., (۲۰۲۲). Nomadic Khans, Sedentary ...
  • Habibi, M., (۱۹۹۹). From Shar to City (Az Shar ta ...
  • Hafiz-i Abru, S. A., (۲۰۱۸). Joqrafiyae-i Hafiz-i Abru Bakhsh-i Khorasan. ...
  • Hatef Naiemi, A., (۲۰۱۹). “A dialogue between friends and foes: ...
  • Heravi, S., (۲۰۰۶). Tarikhnam-i Herat. G. H. Tabatabaee majd (Ed.). ...
  • Hüttel, H. G. & Erdenebat, U., (۲۰۱۰). Karabalgasun and Karakorum ...
  • Isfahanian, D. & Khazaeli, A., (۲۰۰۲). “Newly Established Cities in ...
  • Isfahanian, D. & Khazaeli, A., (۲۰۰۳). “Urban Development in Iran ...
  • Juvayni, A. M., (۲۰۰۸). Tarikh-i Jahangushay. M. Qzavini (Ed.). Tehran: ...
  • Kashani, A. M., (۱۹۶۹). Tarikh-i Oljeytu. M. Hambly (Ed.). Tehran: ...
  • Kavian, M., Gholami, G. & Abdollahzadeh Sani, M., (۲۰۱۶). “Agh ...
  • Khafi, F., (۲۰۰۷). Mojmal fasihi.. M. Naji Nasrabadi (Ed.). Vol.۳, ...
  • Khwandamir, G., (۲۰۰۱). Tarikh-i Habib al-Siyar. M. Dabirsiaghi (Ed.). Tehran: ...
  • Le Strange, G., (۱۹۰۵). The lands of the Eastern caliphate: ...
  • Liu, Q., (۲۰۲۳). A History of Un-fractured Chinese Civilization in ...
  • Labbaf khaniki, R., (۱۹۸۸). “Exploratory Report in the Historical City ...
  • Masuya, T., (۲۰۱۳). “Seasonal Capitals with Permanent Buildings in the ...
  • Melville, C., (۱۹۹۰). “The Itineraries of Sultan Öljeitü ۱۳۰۴–۱۶”. Iran, ...
  • Mirkhwand, M., (۲۰۰۶). Rawdat al-safa fi sirat al-anbia va al-moluk ...
  • Mustawfi, H., (۲۰۱۹). Nuzhat Al-Qulub. G. Le Strange (Ed.). Tehran: ...
  • Nakhjavani, M. H., (۱۹۷۶). Dastur Al-Katib fi Taʿyin Al-Maratib. A. ...
  • Pirnia, K. & Memarian, G. H., (۲۰۰۸). Iranian Architecture. Tehran: ...
  • Pohl, E., (۲۰۰۷). “Interpretation without excavation: Topographic mapping on the ...
  • Pohl, E., Mönkhbayar, L., Ahrens, B., Frank, K., Linzen, S., ...
  • Rezvan Ghahfarokhi, H. & Karimian, H., (۲۰۱۷). Soltaniyeh Fall and ...
  • Ribino, H. L., (۱۹۲۴). Mazandaran and Astarabad. Cairo: Etemad.. ...
  • Rogers, J. D., Erdenebat, U. & Gallon. M., (۲۰۰۵). “Urban ...
  • Rogers, J. D. E., Ulambayar, U. & Gallon, M., (۲۰۰۴). ...
  • Samarkandi, K. A., (۲۰۰۴). Matla-i sa’dayn wa majma-i Bahrayn. A. ...
  • Shiraishi, N., (۲۰۰۶). “Avraga Site: The’Great Ordū’of Genghis Khan”. In: ...
  • Steinhardt, N. S., (۱۹۸۳). “The plan of Khubilai Khan’s imperial ...
  • Steinhardt, N. S., (۱۹۸۸). “Imperial architecture along the Mongolian road ...
  • Steinhardt, N. S., (۱۹۹۹). Chinese imperial city planning. Hawaii: University ...
  • Steinhardt, N. S., (۲۰۲۴). Yuan: Chinese Architecture in a Mongol ...
  • نمایش کامل مراجع