مسیر ارتباط دهنده روان زخم به احساس تنهایی در افراد با تجربه سوگ رمانتیک: نقش میانجی سبک های دلبستگی بین فردی و دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 295
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CPAP-23-1_013
تاریخ نمایه سازی: 20 اردیبهشت 1404
چکیده مقاله:
مقدمه: سوگ رمانتیک به عنوان پدیدهای شایع، میتواند پیامدهای زیادی برای افراد داشته باشد که یکی از مهم ترین آنها احساس تنهایی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین روان زخم با احساس تنهایی در افراد دارای تجربه سوگ رمانتیک، با میانجی گری سبک های دلبستگی بین فردی و دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی صورت گرفت.روش: پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی و مقطعی است. در راستای هدف پژوهش از جامعه دانشجویان دانشگاه تبریز تعداد ۸۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از تکمیل پرسش نامه ضربه عشق، ۲۱۹ نفر که نمره سوگ رمانتیک آن ها یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بود، به عنوان نمونه اصلی پژوهش انتخاب شدند. این افراد پرسش نامه های ترومای دوران کودکی، دلبستگی کولینز و رید، دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی کینگ و امونز و احساس تنهایی اجتماعی و عاطفی بزرگ سالان دی توماسو و همکاران را تکمیل کردند. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شد.نتایج: یافته ها نشان داد که روان زخم در قالب مدل مفروض ، به صورت مستقیم نمی تواند تغییرات احساس تنهایی را تبیین کند؛ اما با میانجی گری سبک های دلبستگی و دوسوگرایی در ابراز گری هیجانی این تغییرات قابل تبیین است. همچنین، یافته ها نشان داد، مدل مفروض از برازش مطلوبی برخوردار است.بحث و نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت، روان زخم یک عامل زمینه ای و آسیب زا برای احساس تنهایی در بزرگ سالی است. ضربه هایی که در پنج سال نخست زندگی تجربه می شوند، با اثرگذاری بر شکل گیری نوع سبک دلبستگی و همچنین نحوه ابراز هیجانات، درنهایت می توانند اثرات مخربی را بر سلامت روان فرد داشته باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رسول حشمتی
استاد تمام روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
رویا فتحعلی زاده
کارشناس ارشد روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
مجتبی احمدی فارسانی
دانش آموخته دکتری تخصصی روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
مونیکا پلرون
استاد گروه روان شناسی، دانشکده روان شناسی، دانشگاه کور، ایتالیا، سیسل.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :