عوامل و موانع تعلیم و تربیت اسلامی
محل انتشار: سومین کنفرانس ملی مطالعات خانواده و مدرسه
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 262
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
FSCH03_106
تاریخ نمایه سازی: 27 فروردین 1404
چکیده مقاله:
تعلیم و تربیت که فرایندی پیچیده و دارای ساحت ها و مراحل گوناگون است، خود معلول علل و تحت تاثیر شرایط گوناگونی است و در صورتی می توان به اهداف تعیین شده ی برای آن دست یافت که به همه ی اموری که به نحوی در این فرایند تاثیری مثبت یا منفی دارند توجه شود. زیرا با توجه به مطلبی که در مبنای پنجم از مبانی هستی شناختی درباره ی نسخیت میان علت و معلول، بیان کردیم برای دست یابی به یک هدف معین در تعلیم و تربیت، باید عللی را که با آن هدف سنخیت دارند شناسایی کرد و به کار گرفت. از سوی دیگر، در مبنای ششم از مبانی هستی شناختی اشاره کردیم که ممکن است علل مختلف، در تحقق یک معلول موثر باشند و نیز ممکن است نوعی علت، معلول های متنوعی داشته باشد. به این ترتیب، در می یابیم که ممکن است علل مختلف به طور جای گزین در تعلیم و تربیت، دخالت کنند و همچنین ممکن است علل مشابه، در شرایط مختلف، تاثیراتی متفاوت در تعلیم و تربیت داشته باشند. از این جهت، برای برنامه ریزان و سایر مجریان تعلیم و تربیت، بسیار مهم و ضروری است که علل مختلفی را که ممکن است در دست یابی به اهداف تعلیم و تربیت موثر باشند، شناسایی کنند، تا متناسب با شرایط مختلف و با توجه به پیامدهای دیگری که ممکن است این علل در برداشته باشند تالش کنند که مناسب ترین آنها را برگزینند و از آنها در تعلیم و تربیت استفاده کنند. همچنین با توجه به وجود تزاحم در عالم ماده (مبنای دهم هستی شناختی)، امور مختلف ممکن است مزاحم و مانع تاثیر علل مزبور در تعلیم و تربیت و وصول به اهداف شوند. از این جهت، شناسایی این گونه امور نیز برای آن که تا حد ممکن از مزاحمت آنها در دست یابی به اهداف جلوگیری شود، اهمیت بسیار دارد. به این ترتیب، تعیین عوامل و موانع تعلیم و تربیت و میزان تاثیر آنها بر فرایند تعلیم و تربیت و جهت دهی آنها، بسیار با اهمیت است. تا آنجا که برخی اساسا تربیت را بر اساس رفع موانع و ایجاد مقتضیات مربوط، تعریف کرده اند. (۱) البته تعیین عوامل و موانع تعلیم و تربیت، و نیز تعیین مقدار تاثیرگذاری آنها در مراحل مختلف، برعهده ی فیلسوف تعلیم و تربیت نیست و معموال درباره ی آنها، در دانش تعلیم و تربیت بحث می شود، نه در فلسفه ی آن. اما در فلسفه ی تعلیم و تربیت می توان درباره ی تعریف و مالک تعیین عوامل و موانع تعلیم و تربیت سخن گفت. این امر از آن جهت به فلسفه ی تعلیم و تربیت مربوط است که عامل و مانع، علت و موثر در فرایند تعلیم و تربیت اند و بررسی این که علت ها تا کجا عامل و مانع محسوب می شوند و نیز تعیین نوع علیت و تاثیر عوامل و موانع و بحث از مالک و چگونگی دسته بندی آنها را می توان به فلسفه ی تعلیم و تربیت مربوط دانست. تعریف عوامل و موانع تعلیم و تربیت افراد با شرایط و زمینه های قبلی متفاوتی که دارند تحت تعلیم و تربیت قرار می گیرند و همچنین امور مختلف در تعلیم و تربیت آنها به گونه ای تاثیر می گذارند. برای مثال، دانش آموزی را در نظر می گیریم که قرار است در دوره ی ابتدایی تحصیل کند. بدون شک وی پیش از این، آموزه های بسیاری از طریق پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده فرا گرفته و بر اساس آنها رشد کرده و تربیت یافته است. نیز تاثیراتی از کودکان هم بازی خود پذیرفته که در تربیت او موثر بوده اند. حتی پیش از آن، برخی صفات و ویژگی های جسمی و روحی را از پدر و مادر یا اجداد خود به ارث برده است. در محیط طبیعی زندگی او نیز شرایطی وجود داشته که در فراگیری برخی آموزه ها یا صفات موثر بوده است. مثال اگر این کودک در روستایی در منطقه ای کوهستانی پرورش یافته، احتمالا شجاع تر و صبورتر از کودکی است که در شهر و در خانه ای مرفه رشد کرده است و درباره ی حیوانات و گیاهان مختلف، اطلاعات بیشتری دارد. در عوض ممکن است اطلاعات او درباره ی برخی علوم، نسبت به کودکی که در شهر و در میان انواع مجالت و کانون های مخصوص کودکان رشد یافته است، کمتر باشد. مثال فوق نشان می دهد که طیفی وسیع از امور مختلف در تعلیم و تربیت افراد، به گونه ای تاثیرگذارند. البته به لحاظ فلسفی، امور مزبور تفاوت هایی دارند؛ برخی مقتضی و برخی مانع نامیده می شوند و برخی شرط تاثیر مقتضی یا مانع هستند. خود شرایط نیز برخی وجودی اند و برخی عدمی. از سوی دیگر، همه ی آنها را می توان به معنای عام، علت نامید؛ اما برخی علت حقیقی اند و برخی
کلیدواژه ها: