نگاهی به شناخت بدنمند به منزله نقطه اتصال میان علوم شناختی و علوم اجتماعی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 253

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SOST-15-4_009

تاریخ نمایه سازی: 21 اسفند 1403

چکیده مقاله:

این مقاله، در امتداد تلاش هایی قرار می گیرد که در چند دهه اخیر برای کوتاه کردن دیوار تقسیم بندی های جعلی ای صورت گرفته اند که بر اساس آنها رشته هایی که ذهن را مطالعه می کنند از رشته هایی که فرهنگ ها یا جوامع را مطالعه می کنند از هم جدا هستند و در این تلاش خود برای ایجاد زبان مشترک میان علوم شناختی و علوم اجتماعی به طرح مفاهیم و نظریه های پیوند دهنده میان این دو حوزه از علم همت کرده اند. از این رو، مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی رویکرد نظری شناخت بدنمند، به عنوان یکی از نظریه های مطرح در علوم شناختی در چند دهه اخیر که به تاثیر و تاثر ذهن و محیط بر هم و از هم نظر دارد و شش ادعای مطرح در آن از یک سو، و نیز ارائه دسته بندی چهارگانه ای از خوانش رابطه میان ذهن، بدن و محیط در ادبیات پژوهشی حوزه های مختلف علوم اجتماعی به روشی توصیفی-تحلیلی نشان دهد که چگونه می توان با انطباق خوانش ها چهارگانه مبتنی بر مطالعات اجتماعی (بدنمندی معنای فرهنگی، بدنمندی فعالیت اجتماعی فرهنگی، بدنمندی بیرونی ذهن، بدنمندی ناخودآگاه جمعی) با ادعاهای شش گانه مطرح در رویکرد شناخت بدنمند از ظرفیت های موجود در این رویکرد نظری از آن به عنوان نقطه اتصال میان علوم اجتماعی و علوم شناختی استفاده کرد.

نویسندگان

لیلا اردبیلی

پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی وزارت علوم