تعامل وراثت با تربیت پذیری انسان برپایه مبانی انسان شناختی حکمت متعالیه
محل انتشار: دوفصلنامه نسیم خرد، دوره: 10، شماره: 2
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 118
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_NASIM-10-2_006
تاریخ نمایه سازی: 15 اسفند 1403
چکیده مقاله:
حقیقتی پویا و سیال آدمی در نظام حکمت صدرایی، موجب پیدایش مبانی جدیدی در حوزه تربیت پذیری انسان می شود، که عبارتند از: تدریجی بودن تربیت، تحول پذیری ذات انسان در تربیت، غایت بودن تشکیل فصل ملکی و ایمان الهی در تربیت، لزوم توجه به تعامل میان نفس و بدن ، صحت جسمانی و خواسته های طبیعی و حیوانی در طول فرآیند تربیت؛ این مبانی، هم از امکان تربیت و پرورش آدمی در تمام ابعاد وجودی حکایت می کنند و هم بیان گر محدوده وسیع تربیت پذیری انسان و کارکرد آن در ارتباط با خصوصیات وراثتی می باشند؛ زیرا هرچند حکمت متعالیه با علم ژنتیک در اصل انتقال صفات والدین، هم داستان می باشد، ولی با توجه به تفسیر صدرا از اختیار و بر پایه دو مبنای امکان تحول ذاتی انسان و تشکیل فصل اخیر او در بستر تربیت اخلاقی، اولا خنثی سازی این صفات موروثی ممکن خواهد بود؛ ثانیا شاکله وجودی او را می توان بر اساس خصوصیات اخلاقی نیکو شکل داد و بر پایه اصل تفاعل میان نفس و بدن، ساختار ژنتیکی متربی را دچار تغییر نمود و خصوصیات مذکور را به نسل های بعد منتقل کرد. در مقاله پیش رو با پیش فرض قرار دادن انسان شناسی صدرایی و با اتخاذ رویکردی تحلیلی توصیفی، به بررسی مبانی تربیت پذیری انسان و نقش آن ها در تبیین تعامل وراثت و تربیت پذیری انسان پرداخته شده است.
کلیدواژه ها:
وجود سیال نفس ، امکان تحول ذاتی ، تربیت پذیری ، انتقال صفات والدین ، خنثی سازی خصوصیات وراثتی ، ایجاد سرشت ثانوی
نویسندگان
حامد کمیجانی
دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران
علی همت بناری
استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده فقه و حقوق، دانشگاه بین المللی المصطفی، قم، ایران
محمد مهدی گرجیان
استاد گروه فلسفه، دانشکده فلسفه و اخلاق، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران.