لزوم توسعه پایدار برای مشهد فردا و نحوه اقدام روستاهای پیرامون
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 243
فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
این مقاله در بخشهای موضوعی زیر دسته بندی شده است:
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GPACONF11_036
تاریخ نمایه سازی: 20 دی 1403
چکیده مقاله:
نظام تصمیم گیری شهری نمی تواند کارگزارناکارایی توسعه شهر و عنصری منفعل و غیر مسئول در قبال عدم تحقق طراحی مطلوبشهرها باشد. امروزه با گذشت چند دهه از تبیین نقش موثر طراحی شهری در بهبود شریط زیستی شهرها و ارائه نظریات متعدد دراین زمینه، بیشتر گروه های حرفهای، سازمانها و اتحادیه های توسعه شهری جهان در این ارتباط موضع گیری نموده و تلاش کرده اند تا جایگاه طراحی شهری را (اگرچه با تعابیر متفاوت) در اسناد حقوقی و الزام آور توسعه شهری تقویت نمایند. شهر به مثابهموجودی زنده و با ویژگی های خاص است و از این رو هریک از اندام واره های آن بر یکدیگر تاثیر گذار هستند. با چنین نگرشی،پیکره ای به نام شهر به یک فرماندهی و مدیریت واحد نیاز دارد تا شهر بسامان شده و نظم پذیرد.برای اداره موفق یک شهر، نمی توان از مدیریت های جداگانه و هدایتگرهای بخشی بهره گرفت. اگر هریک از عناصر مجموعه مدیریتی شهر، بنا به حوزه اختیاراتخود برای شهر تصمیم بگیرند و از منظر خرد و بخشی نگری به شهر بنگرند، ناهماهنگی تصمیمات در بعد کلان، مشکلات عدیده ایرا پیش خواهد آورد. برای دستیابی به توسعه پایدار شهری بایستی شیوه اداره شهرها تغییر یابد و مدیریتی واحد و یکپارچه، محوراین تغییرات قرار گیرد. به بیان دیگر، مدیریت واحد شهری پیش نیاز اداره شهر و عنصر کارآمد توسعه یافتگی و سوق دادن آن درمسیر توسعه پایدار تلقی می شود. از مهمترین جلوه های عدم تحقق پذیری طراحی شهری در کشور می توان به مواردی چون؛ ضعفکیفیت اجرا، زمان طولانی اجرا یا حتی اجرا نشدن طرح ها، ضعف مدیریت تهیه طرحها (نیازسنجی و تعریف پروژه ها، هدایت ونظارت بر پروژه ها و غیره) و در بسیاری از موارد تهیه طرح های موازی و یا متفاوت بودن طرح اجرا شده از طرح (یا طرح های) تهیهشده اشاره کرد.اما در پنج برنامه قبل و چهار برنامه بعد از انقلاب اسلامی ایران، تلاش شده است تا بستر دستیابی به توسعه و توسعهروستایی به عنوان یک آرمان فراهم شود. اما با وجود اقدامات و هزینه های زیاد، برنامه های توسعه کشور، بیانگر وجود چالش هایجدی در حوزه توسعه روستایی است. از پرسش های اساسی، دلیل وجودی این چالش ها و چگونگی برون رفت از آن است. عقیده برآن است که پنجاه سال برنامه ریزی در عرصه ملی و روستایی، موجب شکل گیری دانشی شده است که فقط بخش محدودی از آن،به صورت دانش عینی قابل دسترس است. بخش قابل توجه این تجربه، به صورت دانش ضمنی، در سطوح مختلف پراکنده شده استکه دسترسی به آن دشوار و صرفا به صورت محدود مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین، نمی تواند در فرایند توسعه اثرگذار باشد.در بسیاری از کشورهای توسعه روستائی به مثابه راهبردی با اهمیت برای تامین نیازهای اساسی و توزیع بهینه منافع ناشی از توسعهملی تلقی شده و بدین منظور نیز با شیوه های متعدد، الگوهای متنوعی برای توسعه روستائی تجربه شده که عمدتا دستاوردهایمطلوبی نداشته و هنوز نیز سهم جوامع روستای جهان سوم از توسعه و پیشرفت بسیار اندک است و اکثر فقرای این کشورها یا درروستاها بسر می برند و یا شهر نشینانی عمدتا حاشیه نشین با منشاء روستائی بوده اند. بانک جهانی که در این زمینه، الگوهای غالباورشکسته ای را تجربه کرده، در جمع بندی از ناکامی های حاصله، سرانجام به این باور دست یافته که توسعه روستائی، راهبردیبرای بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی روستائیان فقیر و تالشی همه جانبه برای کاهش فقر است که به ویژه با افزایش تولید و ارتقاءبهره وری در محیط روستائی میسر می گردد.در این مقاله به بحث عمران و توسعه پایدار در گستره شهری و روستایی پرداخته می شود.
کلیدواژه ها:
شهر فردا ، مشهد ، سکونتگاه های شهری و روستائی ، توسعه پایدار ، وضعیت اجتماعی-اقتصادی ، مدیریت شهری ، مدیریت واحد شهری ، توسعه پایدار ، مدیریت دانش ، تحقق طراحی شهری ، مدیریت توسعه شهری ، طراحی شهری
نویسندگان
علیرضا مومنی نیکدری
دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهریو شاغل در شهرداری مشهد