بررسی تطبیقی روشهای تامین مالی در بازآفرینی بافتهای تاریخی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
UOT08_138
تاریخ نمایه سازی: 20 تیر 1405
چکیده مقاله:
بافتهای تاریخی شهری به مثابه لایه های ارزشمند هویت کالبدی فرهنگی، جوامع در معرض تهدیدات جدی ناشی از فرسودگی، ناکارآمدی اقتصادی و فشارهای توسعه ای قرار دارند. بازآفرینی این بافتها برخلاف نوسازی بافتهای فرسوده معمولی با محدودیت های حفاظتی ذاتی همراه است که فرآیند تامین مالی را به چالشی پیچیده و چندلایه تبدیل می کند. رویکردهای سنتی مبتنی بر منابع دولتی و وام های بانکی در مواجهه با مقیاس گسترده این مداخلات و محدودیت های بودجه عمومی از ناکافی بودن خود نشان داده اند. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی جامع و روشمند برای شناخت طبقه بندی و ارزیابی تطبیقی ابزارهای نوین تامین مالی در بازآفرینی بافتهای تاریخی انجام شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و داده ها از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی معتبر بین المللی، گزارش های سازمان های بین المللی نظیر یونسکو، بانک جهانی و اتحادیه تامین مالی میراث فرهنگی گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ابزارهای تامین مالی بازآفرینی بافت تاریخی را می توان در شش محور اصلی طبقه بندی کرد (۱) ابزارهای غیر بازپرداختی شامل کمک های بلاعوض، اعتبارات مالیاتی و وقف توسعه ای (۲) ابزارهای بدهی محور شامل صندوق های وام، گردشی اوراق میراثی (صکوک) و وام های ترجیحی (۳) ابزارهای مبتنی بر حقوق توسعه شامل انتقال حق توسعه (TDR)، فروش حقوق هوایی و بونوس تراکمی (۴) ابزارهای بازیابی ارزش زمین شامل تامین مالی افزایش مالیاتی (TIF)، نواحی بهبود کسب و کار (BID) و تجمیع اراضی (۵) ابزارهای سرمایه گذاری ترکیبی شامل مشارکت عمومی-خصوصی، فرهنگی، گردشگری، صندوق های سرمایه گذاری تاثیرگذار و تامین مالی ترکیبی و (۶) ابزارهای مشارکتی و دیجیتال شامل تامین مالی جمعی، صندوق سرمایه گذاری محله محور و توکن سازی دارایی های میراثی. ارزیابی تطبیقی این ابزارها نشان می دهد که هیچ ابزار منفردی قادر به پاسخ گویی به همه ابعاد تامین مالی بازآفرینی نیست. اثربخشی هر ابزار به عوامل زمینه ای شامل قابلیت های نهادی، بازار زمین و مسکن، چارچوب قانونی و ظرفیت مشارکت جامعه محلی بستگی دارد. در بسترهای اسلامی ابزارهای بومی نظیر وقف توسعه ای، صکوک میراثی و مشارکت معادل های کارآمدی برای ابزارهای متعارف بین المللی ارائه می دهند. پژوهش در نهایت یک مدل مفهومی چهارلایه ای و چارچوب سیاستی ارائه می دهد که بر اساس آن ترکیب بهینه ابزارها باید متناسب با مرحله مداخله، آمادگی، اجرا، پایداری، نوع دارایی میراثی و زمینه نهادی-قانونی محلی انتخاب شود. این چارچوب می تواند راهنمای سیاست گذاران، مدیران شهری و سرمایه گذاران در کشورهای اسلامی از جمله ایران برای طراحی بسته های تامین مالی متناسب با ویژگی های بافتهای تاریخی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا یزدان پناه شاه آبادی
استادیار گروه شهرسازی دانشکده هنر و معماری دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران