بافت معماری فرهنگ پیزدلی (حسنلوی VIII) براساس کاوش های باستان شناسی در تپه گردآشوان، شمال غرب

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 269

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RICHT-8-28_001

تاریخ نمایه سازی: 23 آبان 1403

چکیده مقاله:

تپه گردآشوان یکی از معدود محوطه های استقراری دوره روستانشینی در حوضه رودخانه زاب کوچک، پیرانشهر مربوط به هزاره پنجم/چهارم پیش ازمیلاد است که با توجه به تاریخ گذاری (C۱۴) از ۴۵۳۱پ.م. مورد سکونت قرار گرفته است. انجام دو فصل کاوش باستا ن شناختی این محوطه، اطلاعات ارزند ه ای درخصوص وضعیت فرهنگی و معماری منطقه در اختیار قرار داده است. به لحاظ توالی زیستی در گردآشوان دو طبقه استقراری و چهار مرحله معماری از هزاره پنجم پیش ازمیلاد شناسایی گردید. شواهد باستان شناسی روستای گردآشوان نشان داد که بافت معماری به لحاظ کالبدی شامل فضاهای خشتی و سنگی است. از لحاظ روش، این پژوهش متکی بر داده های نویافته از کاوش های میدانی است که به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است. به دلیل انباشت ضخیم مواد فرهنگی عصر مس وسنگ جدید و ارتفاع حدود هشت متر و مراحل مختلف معماری، به نظر می رسد گردآشوان یکی از کلیدی ترین محوطه های مس وسنگ جدید در منطقه شمال غرب باشد. کاوش گردآشوان با هدف شناخت بافت معماری و سنت فرهنگی مس وسنگ جدید (حسنلوی VIII) در حوضه رودخانه زاب انجام یافت. در این پژوهش تلاش گردید تا با مطالعه بقایای معماری و مواد فرهنگی بتوان سنت های فرهنگی حوضه زاب را با دیگر مناطق تبیین نمود. نتایج به دست آمده از کاوش، نشانگر پیوندهای فرهنگی دشت پیرانشهر با مناطق قفقاز، آناتولی و بین‎النهرین است که به دلیل نزدیکی به مناطق فرهنگی فوق دارای مناسبات و روابط فرهنگی بوده اند. در این پژوهش به معرفی نقشه، ترکیب کالبد و مصالح مورداستفاده و شیوه های معماری مس وسنگ به مثابه تجربیاتی کهن از ایجاد فضاهای مقاوم و منطبق با زیست بوم محل می پردازد.

نویسندگان

Mahnaz Sharifi

Associate Professor, Department of Archaeology, Research Institute of Cultural Heritage and Tourism (RICHT), Tehran, Iran.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • بختیاری، سحر؛ عمرانی، بهروز؛ و موسی پورنگاری، فریبا، (۱۳۹۷). «سیر ...
  • بیننده،علی، (۱۳۹۷). «شکل گیری ارتباطات حوضه دریاچه ارومیه و شرق ...
  • شریفی، مهناز؛ و مترجم، عباس، (۱۳۹۷). «مدارک نویافته از کهن ...
  • شریفی، مهناز، (۱۴۰۰). «گاهنگاری مطلق C۱۴ و بررسی گونه سفال ...
  • عابدی، اکبر، و شریفی، مهناز، (۱۴۰۱). «گزارش تپه دالما نقده». ...
  • Abedi, A. & Sharifi, M., (۲۰۲۲). “Dalma excavation”. unpublished report. ...
  • Akhundov, T., (۲۰۱۱). “Archaeological Sites of the Mugan Steppe and ...
  • Abedi, A., Khatib Shahidi, H., Chataigner, CH., Niknami, K., Eskandari, ...
  • Balossi-Restelli, F., (۲۰۱۲). “The Beginning of the Late Chalcolithic Occupation ...
  • Bakhtiari, S., Omrani, B. & Mousapournegari, F., (۲۰۱۸). “The Cultural ...
  • Baxaliyef, V. & Novruzov, Z., (۲۰۱۰). Sirabda arxeologji Arasdirmalar. Azerbaycan ...
  • Binandeh, A., (۲۰۱۸). “The Formation of Connection between Urmia Lake ...
  • Brustolon, A. & Rova, E., (۲۰۰۸). “The Late Chalcolithic settlement ...
  • Danti, M. D., Voigt, M., Dyson, R. H., (۲۰۰۴). “The ...
  • Dyson, R. H., (۱۹۶۷). “Early Cultures of Solduz, Azerbaijan”. A ...
  • Dyson, R., (۱۹۶۸). “Hasanlu and the Solduz and ushno valleys ...
  • Dyson, R. & Young, C., (۱۹۶۰). “The solduz valley, Iran: ...
  • Gerritsen, F., Özbal, R., Thissen, L. & Galik, A., (۲۰۱۰). ...
  • Hamlin, C., (۱۹۷۵). “The Early Second Millennium Ceramic Assemblage of ...
  • Henrickson, E. F., (۱۹۸۳). “Ceramic Styles and cultural Interaction in ...
  • Henrickson, E. F. & Vitali, V., (۱۹۸۷). “The Dalma tradition ...
  • Helwing, B., (۲۰۰۵). “The late Chalcolithic period in the northern ...
  • Helwing, B., (۲۰۱۲). “Late Chalcolithic Craft Traditions at The Northeastern ...
  • Jayyab, K. A., (۲۰۱۲). “A ceramic chronology from Tell Hamoukar's ...
  • Kelly-Buccellati, M., (۲۰۱۹). “Mozan-Urkesh in the Late Chalcolithic Period”. in: ...
  • Kepinski, Ch., (۲۰۱۱). “New Evidence from Gari Resh, Northern Iraq, ...
  • Kroll, S., (۲۰۰۴). “Hasan Ali: Bemalte frühbronzezeitliche Keramik im Gebiet ...
  • Lyonnet, B., Guliyev, F., Helwing, B., Aliyev, T. & Hansen, ...
  • Marro, C., (۲۰۱۰). “Where did Late Chalcolithic Chaff-Faced Ware originate? ...
  • Marro, C., (۲۰۲۲). “The View from the North, The Emergence ...
  • Marro, C., Bakhshaliyev, V. & Ashurov, S., (۲۰۱۱). “Excavations at ...
  • Mellaart, J., (۱۹۶۶). “Early Cultures of the South Anatolian Plateau ...
  • Museyibli, N., (۲۰۱۶). “Potters Marks on Leyla Tepe Culture Pottery: ...
  • Narimanov, I. H., Akhundov, T. I. & Aliev, H. G., ...
  • Palumbi, G., (۲۰۱۱). “The Chalcolithic of Eastern Anatolia”. STEADMAN, ۰۹: ...
  • Parker, B. J., Foster, C. P., Henecke, J., Hopwood, M., ...
  • Peyronel, L. & Vacca, A., (۲۰۱۵). “Northern Ubaid and Late ...
  • Sağlamtimur, H. & Kalkan, E., (۲۰۱۵). “Late Chalcolithic Pottery Assemblage ...
  • Sharifi, M. & Motarjem, A., (۲۰۱۸). “The Newfound Evidence of ...
  • Sharifi, M., (۲۰۲۱). “Absolute Dating and Study of Iron Age ...
  • Sharifi, M., (۲۰۲۰). “Excavations at Barveh Tepe: New Insights into ...
  • Sharifi, M., (۲۰۲۲a). “The Late Chalcolithic settlement of Gird-i Ashoan ...
  • Sharifi, M., (۲۰۲۲b). “Gird-i Ashoan During the Late Chalcolithic, Based ...
  • Sharifi, M. & Motarjem, A., (۲۰۱۸). “The process of cultural ...
  • Steadman, Sh. R., Mc Mahon, G. & Ross, J. C., ...
  • Tala’i, H., (۱۹۸۳). “Pottery Evidence from Ahrendjan Tepe”. Archaeologisches Mitteilungen ...
  • Tobler, A. J., (۱۹۵۰). Excavaions at Tepe Gawra. Vol II, ...
  • Voigt, M., (۱۹۸۳). Hajji Firuz tepe, Iran the Neolithic settlement ...
  • Voigt, M. & Dyson, R., (۱۹۹۲). “The chronology of iran.۸۰۰۰ ...
  • نمایش کامل مراجع