مبانی اندیشه ای جوامع شرقی و غربی و اهمیت آن در انتخاب نحوه حکمرانی
سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 257
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISCV07_037
تاریخ نمایه سازی: 24 مهر 1403
چکیده مقاله:
این پژوهش به دنبال ارائه یک برابرسنجی میان دو کرانه فرهنگی شرق و غرب حول دو مفهوم آزادی و عدالت و سوالات جدید عرصه حکمرانی در مرزهای ایران سده ۱۵، با تاکید بر تفاوتهای بنیادین این دو کرانه فرهنگی و با باور به اهمیت ویژگی های تاریخی ، شاخصه های اجتماعی و ساختارهای فرهنگی جوامع ، به بررسی جوامع شرقی و غربی در سه بخش اجتماعی ، حقوقی و سیاسی پرداخته است تا در نهایت با استفاده از این دادهها همخوانی مفاهیم سیاسی -اجتماعی غربی با جامعه ایرانی را به آزمون بگذارد. فرضیه پژوهشگر این است که کرانه های فرهنگی شرق و غرب، هر کدام دارای زنجیرهی فرهنگی اختصاصی است و تلاشها برای ایجاد ترکیبی همگن از این دو جامعه متفاوت با شکست مواجه خواهد شد. همخوانی مفاهیم آزادی و عدالت در مبانی اندیشه این دو کرانه فرهنگی با یکدیگر در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت ، چنین مشخص می شود که هر کرانه دارای مبانی اندیشه ای خاص بوده که تنها در صورت حفظ این مبانی اندیشه ای ، پایداری حکومت ها ممکن خواهد بود. مهم ترین شاخصه کرانه فرهنگی شرقی ، جمع گرایی و شاخص ترین ویژگی جوامع غربی ، فردگرایی آنها است . این ویژگی ها در تمام ابعاد تاریخی ، اجتماعی و سیاسی هر کرانه عیان بوده و شواهد مطروحه در پژوهش بر این ادعا صحه می گذارند. دموکراسی به عنوان شاخصه جوامع غربی ، چندی است مورد انتقاد اندیشمندان قرار گرفته و مخالفان آن، اپیستوکراسی را به عنوان جایگزینی برای دموکراسی معرفی می کنند. از آنجا که دموکراسی نتوانسته به صورت تام در کشورهای دارای فرهنگ شرقی حکم فرما شود و آنچه مبانی اندیشه ای جوامع شرقی مطالبه می کنند را فراهم آورد؛ به دنبال یافتن جایگزینی برای دموکراسی در ایران، به بررسی مبانی اپیستوکراسی پرداخته شد و در نهایت نسبت این الگوی حکمرانی و شباهت ها و تفاوتهای آن با ساختار نظام ولایت فقیه حاکم در ایران در چارچوب مفاهیم آزادی و عدالت مورد سنجش قرار گرفته است . همخوانی این دو الگوی حکمرانی با یکدیگر می تواند برای از بین بردن اختلالات دموکراسی در مواجهه با مسائل پیچیده عصر مدرن مثمرثمر باشد. با چنین درکی از کلیت ماجرا پژوهش حاضر به رشته تحریر درآمد تا با نگاهی به دور از تفکرات رمانتیک ، چرایی ناکامی حکومتی دموکراتیک در ایران را تشریح کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید حسین سهرابی
کارشناس ارشد علوم سیاسی ، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل ، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
رضوانه امامی امین
کارشناس حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز