علم اقتصاد و توسعه بخش (۱)

22 اسفند 1403 - خواندن 5 دقیقه - 110 بازدید

بنام خالق مهر

امیدوارم روز و روزگار بر وفق مراد همگی شما باشه

ارادتمندم

موضوع یادداشت امروز اهمیت موضوع اقتصاد و بیان اون به صورت خودمونی هست

علمی که یادگیری اون در ابتدا با خرید کردن و پول تو جیبی خانوادگی تعیین میشه

قدرت خرید بچه ها با یادگیری واحد شمارش پول کشورها و یا کارت بانکی که برای اونها تهیه میشه اونها سعی میکنن پس انداز کردن رو یاد بگیرن مثل یه حساب قرض الحسنه ی بلند مدت و یا اینکه خانواده ها سعی میکنن با پول نقدی که دست بچه ها هرچقدر کم قرار میدن اون ها رو در معرض یادگیری قرار بدن

پس اقتصاد بخشی از اون در بانک ها و در کنار خانواده ها آموزش داده میشه

یعنی شما یه مبلغی رو برای زمان الان خرج می کنید

یک مبلغ رو در حساب بانکی اون ها ذخیره می کنید برای بلند مدت تا بتونن وقتی به سن قانونی رسیدن از اون نهایت استفاده رو ببرن

می تونید هم حسابشون رو کنترل کنید یعنی خرج و مخارج اون ها رو دست بگیرید بگید امروز شما تا این مقدار سقف خرید داری

حالا چرا باید این کار و بکنیم؟

چون آموزشش میدین که بفهمه چقدر میتونه خرج کنه و چقدر میتونه قدرت خرید داشته باشه

یه وقتی هم میگیم اعتبار طرف نزد فلان کسبه و بازاری یا پیش افراد اونقد بالاست به واسطه کارهای مثبتی که کرده

یعنی خودش و خانوادش و یا آدم های مثبت و اقدامات درستی که در این زمان انجام داده شایسته ی تقدیره.

یعنی ما به راحتی میتونیم بگیم پشتمون گرمه مثل غذای گرمی که مادر درست میکنه و ما باید بلد باشیم ازش تشکر کنیم

زحمتی که پدر برای ما میکشه تا ما به حد بالایی از قله نزدیک بشیم و اون هم نیاز به سپاسگزاری داره

قدم هایی هم که خودمون در زمان فعلی برای آیندگان برمیداریم و قبول مسئولیت های فردی و اجتماعی الانمون هست یک مسئولیت بزرگه

این اعتبار و موفقیت هیچ گاه فرد محور و فرد خواه نیست

یعنی ما از اونجایی بزرگ میشیم و بزرگ فکر میکنیم که راه ها رو یاد بگیریم

سعی به احساس خود کنترلی و دیگر کنترل پذیری ها چشم اندازی شاید برای آینده باشد

اما این ها اگر در قالب یک احساس گناه و لطمه به خود و دیگران باشد این احساسات دیگر مثبت نخواهد بود

یعنی شما به جای حفظ خونسردی و آرامش و اقدامات مثبت و احساسات صحیح آن را تاریک هم می بینید

در پس هر افکاری که انسان تجربه گر و خواهان تجربه آن را خواهان است بدون تردید نقاط مثبت و منفی بسیاری ست

که ملاقات های با بار مثبت او را مثبت اندیش تر خواهد کرد .

اعتبار هر آدمی جایی بالا می رود و به اصطلاح پشتش گرم خواهد بود که گرمای خانه و اعضای خانواده را در روابط و صمیمیت گرم ببیند

تعاملات مثبت را در جایی خواهد یافت که اهمیت گفته های مثبتش نمود بیشتری پیدا کند

اقتصاد به زبان خودمونی یعنی یادگیری مهارت های کوچکی که به ما میتونه کمک کنه

تا هم بچه های نسل آینده استفاده کنن هم ما بتونیم به اون ها آموزش بدیم

این یعنی تعامل و تفاهم میان نسل ها

پس ما اگر قدمی قرص و محکم برمیداریم برای آن است که اهمیت خیلی از چیزها رو درک کنیم

اهمیت خانواده/اهمیت اعتبار ملی و میهنی که میتونیم داشته باشیم

راجع به آدمها حرف میزنیم ولی از اینکه اون یه نفر چقدر تونسته و میتونه به ما کمک کنه حرفی نمیزنیم

این روزها باید تشکر کرد از هر فردی که به هر نوعی سعی میکنه چیزهای ساده رو جا بندازه

چون انگار آموزش بخش مهمی از مسیر رشد و تکامل یک جامعه ی در حال توسعه هست

توسعه ای که شخصیتی و خانوادگی خواهد بود و بخشی دیگر از آن با تیپ شناسی شخصیتی پیش برده خواهد شد

اقتصاد به زبان خودمونی یعنی: اگر شما ورود به یک مکان بشه اولویتت برای حضور چه چیزی در اولین نظر تورو جلب میکنه

این میتونه شغل و درآمد آینده ی تو رو هم تضمین کنه

زیاده خواهی و تندگویی و تند خواهی همینقدر تاوان سنگینی داره چون ما گرفتار طمع پذیری میشیم

حالا سوال؟

اقتصاد دستوری صحیح تره یا اقتصاد تعاملی؟

قیمت رو خود مردم تعیین کنن یا با توجه به شورای عالی قیمت گذاری ها این تعیین بشه؟

همه چیز از مردم و برای مردمه

بنظرم یاد بگیریم

یاد بدیم

اینطوری ماندگاری بیشتری در درون قلب ها داریم ...

پس نتیجه بگیریم که اقتصاد همینقدر میتونه در ایده آل ترین حالت ممکن باشه

اگر واقعا برنامه های توسعه اجرا بشن

و اون گوش شنوا و چشم بینا برای موارد مختلف اونطور که باید و شاید باشه

<امیرحسین احمدی>

به امید روزی پر از سرزندگی و شادی میون همگی شما