واکاوی استراتژی میدان قدرت در فصل تاریخی شاهنامه با نگرش بوردیویی

21 اسفند 1403 - خواندن 2 دقیقه - 338 بازدید

چکیده

میدان قدرت از مهمترین مفاهیم اندیشه های بوردیو به ­شمار می­رود. در شاهنامه آنچه باعث ایجاد میدان می­ گردد، بازتولید قدرت و حفظ جامعه است. بر اساس مفهوم انتزاعی، دامنه­ ی تولید در این میدان­ ها با محوریت انباشت سرمایه رقم می­ خورد و در پی منازعات میدانی خشونت نمادین گسترش می­ یابد. این مقاله سعی دارد، چگونگی عملکرد کنشگران در میدان قدرت و تاثیر آن بر جامعه را نشان دهد و به­ روش توصیفی­ و رویکرد قیاسی بیان کند که میدان در شاهنامه چگونه می­ تواند روابط حکومت و افراد جامعه را ترازینه سازد. میدان قدرت بر اساس موقعیت ­ها به ­وجود می ­آید و این خلق­ و­خو یا عادت­واره­ ها هستند که به کنشگر جهت می ­دهند. حاصل آنکه پادشاهی خسروانوشیروان بیشترین میدان ­های قدرت را به خود اختصاص می ­دهد. او که متصدی اقتصاد و امنیت اجتماعی است، هارمونی بین او و سرمایه­ی اجتماعی استراتژی حفظ را ایجاد می­کند. به­ طور کلی، پی­آمد میدان قدرت در دوره­ ی تاریخی با داعیه­ ی «استراتژی حفظ» بوده­ است.

 در شاهنامه آنچه باعث ایجاد میدان می­ شود، بازتولید قدرت و حفظ جامعه است. کنشگران خود را وارث آن می­دانند و برای دستیابی و گسترش آن تلاش می ­کنند. بی ­تردید در پی منازعات میدانی خشونت نمادین به اوج می­ رسد. آن ­گونه که بوردیو چارچوب میدان را مانند یک بازار می ­داند، شاهنامه نیز حوزه­ ی معینی از معنای استعاری میدان را تعریف می­کند. بر اساس مفهوم انتزاعی، دامنه­ ی تولید در این میدان­ها با محوریت انباشت سرمایه رقم می­ خورد. از آنجایی­ که اقتدارگرایی خودکامه در جوامع بشری دال بر عدم رفاه و به­مراتب امنیت افراد می­شود و باورپذیری «دیپلماسی»[1] را به انعطاف می­ کشاند، چه ­­بسا شیوه ­ی حکومتی شرایطی را به ­­وجود می­ آورد که جامعه را با بحران مواجه می ­سازد.

[1] Diplomacy