واکاوی استراتژی میدان قدرت در فصل تاریخی شاهنامه با نگرش بوردیویی
چکیده
میدان قدرت از مهمترین مفاهیم اندیشه های بوردیو به شمار میرود. در شاهنامه آنچه باعث ایجاد میدان می گردد، بازتولید قدرت و حفظ جامعه است. بر اساس مفهوم انتزاعی، دامنه ی تولید در این میدان ها با محوریت انباشت سرمایه رقم می خورد و در پی منازعات میدانی خشونت نمادین گسترش می یابد. این مقاله سعی دارد، چگونگی عملکرد کنشگران در میدان قدرت و تاثیر آن بر جامعه را نشان دهد و به روش توصیفی و رویکرد قیاسی بیان کند که میدان در شاهنامه چگونه می تواند روابط حکومت و افراد جامعه را ترازینه سازد. میدان قدرت بر اساس موقعیت ها به وجود می آید و این خلق وخو یا عادتواره ها هستند که به کنشگر جهت می دهند. حاصل آنکه پادشاهی خسروانوشیروان بیشترین میدان های قدرت را به خود اختصاص می دهد. او که متصدی اقتصاد و امنیت اجتماعی است، هارمونی بین او و سرمایهی اجتماعی استراتژی حفظ را ایجاد میکند. به طور کلی، پیآمد میدان قدرت در دوره ی تاریخی با داعیه ی «استراتژی حفظ» بوده است.
در شاهنامه آنچه باعث ایجاد میدان می شود، بازتولید قدرت و حفظ جامعه است. کنشگران خود را وارث آن میدانند و برای دستیابی و گسترش آن تلاش می کنند. بی تردید در پی منازعات میدانی خشونت نمادین به اوج می رسد. آن گونه که بوردیو چارچوب میدان را مانند یک بازار می داند، شاهنامه نیز حوزه ی معینی از معنای استعاری میدان را تعریف میکند. بر اساس مفهوم انتزاعی، دامنه ی تولید در این میدانها با محوریت انباشت سرمایه رقم می خورد. از آنجایی که اقتدارگرایی خودکامه در جوامع بشری دال بر عدم رفاه و بهمراتب امنیت افراد میشود و باورپذیری «دیپلماسی»[1] را به انعطاف می کشاند، چه بسا شیوه ی حکومتی شرایطی را به وجود می آورد که جامعه را با بحران مواجه می سازد.
[1] Diplomacy