ساختار اجتماعی و سازمان اعتقادی ایرانیان در قرون اولیه اسلامی؛ تطور معماری آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی
ساختار اجتماعی و سازمان اعتقادی ایرانیان در قرون اولیه اسلامی؛ تطور معماری آتشکده ها و پرستشگاه های زردشتی
رساله دکتری رشته باستانشناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران
https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/4958d6820c4cedb7ffdd077bed72604c
در ذیل لغت آتشکده آمده: پرستشگاه مغان و جای آتش افروختن. بیت النار. بیت النیران. آتشکده به عنوان معبدی برای پرستش را شاید از دوره ماد در تپه نوشیجان بتوان جست. در آنجا چلیپا در پلان معماری مذهبی آتشکده همچون یک الگو برای همیشه در دوران تاریخی مد نظر قرار گرفت. در پایان دوره تاریخی با ظهور ساسانیان نوعی ثبات در معماری مذهبی نمودار میشود. هر چند که در دوره ساسانی با رسمی شدن دین از ابتدا تا انتهای این دوره کمابیش 430ساله معماری آتشکده دستخوش تغییراتی شد و میتوان تطور معماری مذهبی دوره ساسانی در آتشکدهها را به سه دوره اولیه، میانه و متاخر ساسانی تقسیم کرد. با سقوط ساسانیان از آنجاکه دین وابستگی شدیدی به حکومت داشت، تغییرات بنیادی در سازمان دین شکل گرفت. بسیاری از وابستگان اصلی مذهب یا به نقاط همجوار و دور از دسترس سپاه مسلمین گریختند، یا در نبرد با آنها کشته شدند و یا تحت فشارها، تغییر دین دادند. از طرف دیگر از آنجا که ساختار اجتماعی ساسانی طبقاتی بود و سه طبقه اصلی آنرا، شهریاران و وابستگان، روحانیون و مردم بودند، با سقوط شاهنشاهی ساسانی گویا دین آنها هم همراه با طبقه روحانی به شدت افول کرده و دستخوش تغییراتی شد. با این مختصر مسئله این است که با آمدن اسلام به ایران چه بر سر ساختار اجتماعی و سازمان اعتقادی ایرانیان و بویژه معماری مذهبی آمد و پلان آتشکده در این برهه زمانی دستخوش چه تغییراتی شد؟ در اینجاست که به شدت با فقر دانستگی روبرو هستیم و در این رساله سعی داریم این کاستیها را جبران کنیم. یعقوبی، خاموشی آتشکده پارس را نیز علاوه بر شکافتن کنگره ایوان مدائن و خشک شدن دریاچه ساوه بعنوان یکی از نمادهای تاریخی برای نابودی ساسانیان و پیروزی مسلمین قلمداد کرده است. از یکسو مورخین اوایل اسلامی شناخت دقیقی از آتشکدههای گذشته ندارند، چنانکه مسعودی گویا بقایای تخت جمشید را آتشکده پنداشته و نوشته: «ایرانیان در استخر نیز آتشکده هایی دارند که مجوسان آن را بزرگ می شمارند و این خانه به روزگار قدیم بوده است و همای دختر بهمن پسر اسفندیار آن را آتشکده کرده، آنگاه آتش آن را برده اند و خانه خراب شده است. من آنجا رفته ام. تا شهر استخر یک فرسنگ فاصله دارد و بنائی عجیب و معبدی بزرگ است و ستون های سنگی شگفت انگیزی دارد سرستون ها مجسمه های سنگی زیبا از اسب و حیوانات تنومند دیگر است و محوطه وسیع با یک باروی بلند سنگی اطراف آن است و تصویر اشخاص را به دقت تراشیده اند». مسعودی در باب کیفیت و اهمیت نور و آتش نزد ایرانیان نیز توضیحاتی داده و آورده است که ایرانیان آتش را واسطه میان خدا و مخلوق و نیز مایه هر چیز زنده و مبدا پیدایش همه چیزهای نموکننده، میدانستند. از طرف دیگر در تاریخ طبری و مسعودی آمده است که ایرانیان از بیم دشمن و خاموشی آتش، آنرا به جای دورتر فرو گذاشتند و گویا هندوستان یکی از مقاصد مهاجرت پیروان زردشت بود. یزدگرد سوم پس از شکست نهاوند، خود آتش مقدس ری را که مخصوصا محترم شمرده میشد برگرفته به مرو برد. در تاریخ سیستان گفتگویی بین اهالی و سپاه اسلام حکایت شده که در نهایت سپاهیان مسلمان متقاعد شدند که آتشکده، حکم محراب عبادت آنها را داشته و به این نتیجه رسیدند که «همه، معاهدند، میان معبد و جای ایشان چه فرق کنیم؟« و آتشکده را به حال خود گذاشتند. علیرغم اهمیت و جایگاه قدسی آتش در عصر ساسانیان، در تعالیم اسلامی در رابطه با آتشکده در باب های صلات، وقف و قضاء مباحثی متفاوت آورده شده است. از آنجمله، خواندن نماز در آتشکده مکروه است؛ وقف بر آتشکده صحیح نیست؛ احداث آتشکده در بلاد اسلامی جایز نیست و در صورت احداث، بر حاکم شرع واجب است آن را ویران نماید. با این وصف همزمان با فتوحات دوران اموی با حملات شدید قتیبه بن مسلم باهلی، خراب کردن آتشکدهها روند سریعی به خود گرفت. در دوره مهدی عباسی در قرن دوم هجری نیز برخی آتشکدهها خراب شدند، همچون آتشکدهایی که در عراق بود. با این تفاصیل اما امروزه آگاهیم که آتشکده ایذج (تیذخ) تا زمان هارون الرشید روشن بوده است. در قرن سوم هجری ابن فقیه از آتشکده «آذر جشنسف» در فراهان نام برده که والی قم، هنگام فتح قلعه فراهان، آن آتشکده را که روشن بوده، ویران میکند. قزوین در قرن سوم ه.ق آتشکدههای بسیاری داشته که همچنان فعال بوده اند. از قرن چهارم ه.ق اخبار بسیاری در دست است که حکایت از فعالیت آتشکدهها دارد. گویا رفته رفته با روی کار آمدن قدرتهای مستقل در ایران از قرن چهارم ه.ق دوره تغییر دیدگاه مسلمین نسبت به زردشتیان آغاز شد، آنچنان که به گفته اصطخری در قرن چهارم ه.ق «هیچ ناحیت و شهری بی آتشگاه نیست و آنرا حرمت دارند». هر چند گزارشی در قرن چهارم ه.ق در استخر فارس از آتشکدهای خاموش گزارش شده که به نام مسجد سلیمان بن داود نزد مردم معروف بوده ولی به نظر میرسد که این بنا همان آرامگاه کوروش بزرگ باشد که در آن روزگار به نام آتشکده در افواه مردم آشنا بود. با این اوصاف اما کمتر گزارش تاریخی از شکل معماری آتشکدهها از آن زمانه در دست داریم. بنابراین بررسی باستانشناختی و بقایای معماری از خلال گزارشات تاریخی میتواند راهگشای ما در شناخت بهتر آتشکدهها در قرون اولیه اسلامی باشند. یکی از راههای شناخت معماری در واقع با تغییر کاربری آتشکده به مسجد شاید قابل پیگیری باشد. در تاریخ معماری ایران نمونههایی معرفی شده که این تغییرات را نشان می دهد؛ برای نمونه مسجد جامع ایزدخواست بنابر گزارشها و تحقیقات ماکسیم سیرو جزء آتشکدههایی است که به مسجد تبدیل شد. لازم به ذکر است که آتشکده های چند قرن اخیر در یزد و کرمان اتاق بزرگی به نام گهنبارخانه یا مهراب داشتند که پرستندگان در آن گرد هم میآمدند و آتش در اتاق دیگری نگهداری می شدKarimian 2020: 58)). در سده های اخیر آتشکده هایی به سبک پارسیان هند (آگیاری) ساخته شد، به این صورت که در آنها شعله فروزان آتش در میانه اتاق می درخشد و از پنجره قابل رویت است. آتشدان هم در میان آتشکده است.