حسین عدالتی: مقدمه ای بر استرس سازمانی

29 دی 1403 - خواندن 5 دقیقه - 196 بازدید

مقدمه ای بر استرس سازمانی

فرآیند جهانی شدن[1]، پیچیدگی علوم[2]، پیشرفت تکنولوژی[3]، تغییرات سریع اجتماعی[4]، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، تمام عرصه های زندگی را تحت الشعاع قرار داده است. بقای انسان و تحقق هدف های زندگی او، نیازمند سازگاری و هماهنگی با این تحولات است. ناتوانی در سازگاری با تغییرات زندگی، اغلب به صورت علایم بیماری های جسمانی یا روانی آشکار می شود. طبق برآوردی علمی، استرس در بیش از پنجاه درصد اختلال های جسمانی نقش عمده دارد(رضاخانی،1390،98).

امروزه از اصطلاح استرس، علل و پیآمدهای آن در زندگی شخصی، خانوادگی، کاری، سازمانی و اجتماعی زیاد استفاده می شود؛ بطوری که واژه « استرس » به صورت نشانه[5] این قرن درآمده است(خنیفر،1387،10). از منظری دیگر، تنها خود استرس مشکل[6] این قرن نیست. بلکه مشکل قرن حاضر را می توان « افزایش شدت، تعداد، الگوها و تنوع نیازهایی دانست که منجر به فعال شدن « پاسخ استرس[7] » شده و برای سلامتی انسان زیان آور می باشند »(لوکر و گرگسون،1389،43).

هر فردی در زندگی خود استرس را تجربه کرده است، از کشاورز روستایی گرفته تا یک مادر عامی[8] تا مدیر بلند پرواز[9] یک شرکت تجاری. انسان، استرس را در سراسر تاریخ زندگی خود از ابتدا تاکنون، تجربه کرده است؛ در حقیقت فشار[10] و استرس بخش جدایی ناپذیر زندگی آدمی است که در خلال قرن ها حتی در آینه هنر و ادبیات[11] فرهنگ بشری[12] به تصویر کشیده شده است.

گستره مفهوم استرس در جامعه به شیوه های گوناگون و با عبارت هایی نظیر « احساس کوفتگی[13] و فرسودگی[14] ، فشار، تنش[15]، وحشت زدگی[16]، سستی و نگرانی[17] » در گفتار ما بیان می شود؛ این عبارت ها بیانگر حضور و وجود استرس در زندگی همه ماست. همچنین در زندگی روزانه، استرس به شکل های گوناگون جلوه گر و نمایان می شود « پاسخ توام با تحکم[18]، ابراز خشم نسبت به پرسشی بی غرض و یا سردردی شدید پس از یک روز کار سخت و طاقت فرسا »؛ این موارد از نوع استرس های بهنجار[19] می باشند. اما در اغلب موارد چنانچه استرس و فشار، شدت و دوام بیشتری پیدا کند انسانها دچار نشانه های مشکل ساز خواهند شد که به نگرانی آنها درباره این نشانه ها می انجامد(خنیفر،1387،10و 11).

استرس را می توان بعنوان بخشی عادی از زندگی روزانه تلقی نمود. در صورتی که استرس به خوبی مدیریت و تدبیر شود، می تواند به گونه ای مثبت و سازنده عمل کرده و به ما برای انجام فعالیت بهتر و مطلوب تر کمک نماید. اما اگر استرس به شیوه ای نادرست تدبیر شود یا مورد غفلت قرار گیرد، حتی می تواند کارکرد مخرب داشته باشد. (هارگریوز،1388،5)

استرس به معنی فشار، واژه ای است که از فیزیک گرفته شده است و امروزه برای بیان فشار روان تنی[20] کاربرد عام یافته است. به عبارت ساده تر، استرس حالتی است در روان و تن که ناشی از وارد شدن فشارهای روانی یا جسمی به فرد است. آرنولد و فلدمن[21](1988)، استرس را عکس العمل[22] فرد به عوامل جدید یا تهدید[23] کننده در محیط کاری[24]تعریف نموده اند. استرس را پاسخی دانسته اند که فرد برای تطبیق[25] با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، به صورت رفتاری[26]، روانی[27] و یا جسمانی[28] از خود بروز می دهد. همچنین استرس را مجموعه واکنش های عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار[29]و پیش بینی نشده[30]خارجی و داخلی دانسته اند. بدین گونه که هر گاه تعادل و سازگاری[31] فرد به علت عوامل خارجی یا داخلی از میان برود، استرس بروز می کند(سلمانی،1382،82).

[1] The process of globalization

[2] Complexity Sciences

[3] Advances in technology

[4] Rapid social change

[5] Cue , Sign

[6] Problem

[7] Stress response

[8] Uneducated mothers

[9] Ambitious manager

[10] Pressure

[11] Arts and Literature

[12] Human culture

[13] Contusion

[14] Exhaustion

[15] Tension

[16] Panic

[17] Care & worry

[18] Directive

[19] Normal

[20] Psychosomatic

[21] Arnold and Feldman

[22] Reaction

[23] Threat

[24] Workplace

[25] Adaptation

[26] Behavioral

[27] Mental

[28] Physical

[29] Incompatible

[30] Unforeseen

[31] Balance and consistency