مسورئالیسم Massurealism؛ ابداع یک اصطلاح، پایه گذاری یک جنبش

13 دی 1403 - خواندن 5 دقیقه - 200 بازدید

مسورئالیسم (Massurealism)؛ حضور همزمان تعالی و کنش سیاسی

شرحی از ابداع یک اصطلاح، پایه گذاری یک جنبش.

واژه «مسورئالیسم» نخستین بار در سال 1992 میلادی جهت توصیف آثار جیمز سیهفر (James Seehafer) هنرمند چندرسانه ای آمریکایی و به منظور تفکیک آثار او از پاپ آرت و سورئالیسم بکار برده شد. این جنبش با آنکه قدمتی 30 ساله دارد اما برای بیش تر فارسی زبانان ناآشناست.

این گرایش خلاقانه از هنر، مبتنی بر تکامل سورئالیسم بوده و فناوری و رسانه های جمعی نقش کاتالیزور را در آن ایفا می کنند. ویژگی کلیمسورئالیسم، استفاده از فناوری مدرن جهت امتزاج دسترسی سنتی سوررئالیسم به ناخودآگاه با تضادهای طعنه آمیز پاپ آرت است. از تاثیرات دادائیسم بر این گرایش نمی توان چشم پوشی کرد. اعتراض به جنگ مکانیزه دهه 1920 میلادی در دادائیسم، جستجوی جایگاه مناسب فرد در عصر مکانیزه شدن و پاسخ به بی هویتی مدرن در سورئالیسم و نهایتا پذیرش مصرف گرایی جدید و استفاده از آن به عنوان یک مزیت در خلق اثر هنری با جنبش پاپ آرت، اضلاع مماس شده این سه گرایش با سبک پست مدرنیستی مسورئالیسم هستند. در واقع این سبک از این میان این جریانات متضاد مدرن در پایان سده بیستم متولد شده و مسیر تکامل را می پیماید.

نخستین اثر مسورئالیستی تحت عنوان «سبد خرید» در سال 1990 میلادی به وسیله سیهفر خلق و در سال 2014 اصلاح شد. این اثر ترکیبی از نقاشی، عکاسی، کولاژ دیجیتال و کولاژ سنتی بر روی زمینه آلومینیومی است. سبد خریدی که در این اثر نقشی سمبولیک از مصرف انبوه آمریکایی ها تحت تاثیر تبلیغات رسانه های جمعی داشت، بعدها به امضای هنرمند و به نمادی از گرایش مسورئالیسم تبدیل شد.


نقطه اوج این گرایش در سال 1995 میلادی است که با راه اندازی نمایشگاهی کوچک از آثار سیهفر در شهر نیویورک آغاز می شود. این هنرمند با راه اندازی وبسایت اختصاصی و دریافت آثار هنرمندان دیگر با این گرایش، سبب الهام گیری گروهی از دانشجویان آلمانی از آثار تولیدی در این سبک و نهایتا راه اندازی یک نمایشگاه گروهی در آلمان شد.

ویژگی های اصلی آثار مسورئالیستی در چهار مورد خلاصه می شود:

- استفاده از زبان به صورت مستقیم و غیرمستقیم

- اولویت داشتن مفهوم

- دارای نگره های اعتراضی و همزمان پذیرش شرایط موجود (آشتی سورئالیسم و پاپ آرت).

- اهمیت هنرمند بودن به جای نقاش، مجسمه ساز و... بودن

دو رویکرد در مسورئالیسم قابل بررسی است. رویکرد نخست بر تکامل سورئالیسم سنتی تاکید دارد. در رویکرد دوم، هنرمند از محتوای پاپ و رسانه های جمعی در یک بستر سورئال بهره می برد.

هنرمندانی که با رویکرد نخست به خلق آثار مسورئالیستی می پردازند، از روش ها و تکنیک های رسانه های جمعی جهت گسترش توانایی در کشف و بیان ایده های سورئالیستی بهره می برند. بالواقع هنرمند از این تکنیک به عنوان ابزارهای طبیعی جهت خلق آثار سورئالیستی استفاده می کند. این گروه بر این باورند که تنها آثاری برچسب مسورئالیسم را تضمین می کنند که از آثار سورئالیستی فراتر روند.

در رویکرد دوم هنرمند بر استفاده از امکانات مسورئالیسم جهت حرکت فراتر از جهان بینی رسانه های جمعی و ورای مصرف گرایی تاکید دارد. با این تفاسیر می توان استنباط کرد که این گروه برای گرایش مسورئالیسم، نقشی سیاسی و انتقادی قائل هستند. افشای واقعیتی فراتر از مصرف گرایی رسالت هنرمندان متمایل به این رویکرد است.

می توان گفت رویکرد اول انسان را به فراتر رفتن از واقعیت روزمره سوق می دهد و رویکرد دوم او را به واقعیت و اقدام می کشاند. از این رو به هر دو رویکرد جهت تعریف کامل مسوروالیسم نیاز است.

یک شاهکار مسوررئالیستی، اثری هنری است که هم پا را فراتر از واقعیت عادی جامعه فراصنعتی گذاشته و هم کاملا در آن سکنی می گزیند. حضور همزمان تعالی و کنش سیاسی در یک اثر هنری ظاهرا غیرممکن به نظر می رسد، اما اینگونه نیست، بلکه تجسم چنین پارادوکسی نشان دهنده هنر والاست که دغدغه مسورئالیسم به عنوان یک گرایش پست مدرنیستی در حال تکامل، هیچ جز این نیست.