امیرعباس اشراقی
6 یادداشت منتشر شدهمعماری رفتارگرا
فلسفه طراحی معماری رفتارگرا و اهداف آن اثربخشی، تامین نیازهای انسانی و حذف عناصر استرسزاست. این سبک بر این باور است که طراحی خوب و ساختمانهای مناسب در نهایت به نحوی بایستی باشد که به سمت انسانی، زنده، توانا و آزاد هدایت کند. رفتارگرایی به عنوان رویکردی روانشناسانه بر پایه مشاهده رفتار مردم است که درباره محرکها در محیط و پاسخهای رفتاری نسبت به محرکهاست. از سویی، رشد و توسعه شهرنشینی[1] همراه با پیامدهایی که از فراشد زندگی شهری حاصل میشود، این ضرورت را ایجاب میکند تا در بستر نگاهی جامع به بررسی و ارزیابی فرایندهای فرهنگی شهرنشینی، پرداخت. این امر در ایران که شهرنشینی را نه در روندی مستمر و فزاینده در زمان، بلکه در حرکتی تصاعدی پذیرا شده است، و از توزیع متعادل منابع، خدمات و تسهیلات در سطوح ملی و منطقهای برخوردار نیست[2]، بیشتر دچار چالش میشود. از سویی دیگر شهر را تولیدکننده فرهنگ می دانند و شهر محصول فرهنگ را دارای این توانمندی میدانند که یک قالب فرهنگی باشد، چنانچه تونیس (Toennies, 1887) شهرنشینی را مرحله گذار از اجتماع[3] و گماینشافت میداند که مبتنی بر عقلههای خونی و دارای روابط انسانی گرم است، تا به جامعه و گزلشافت که سازمان یافته و مبتنی بر قرارداد و روابط انسانی سرد است، تبدیل شود. باید به این امر نیز اشاره داشت که شهر دیگر حالت استاتیک و ایستا ندارد، بلکه در عین پویایی، متغیرهای درونی و متاثرهای بیرونی فراگیری را در خود میپروراند و در بستر همین نکته است که بزعم والتر بنیامین، تجربه و خاطره زندگی در کلانشهر دچار دگرگونی و دگردیسی میشود.