معماری رفتارگرا

11 آبان 1405 - خواندن 2 دقیقه - 20 بازدید

فلسفه طراحی معماری رفتارگرا و اهداف آن اثربخشی، تامین نیازهای انسانی و حذف عناصر استرس­زاست. این سبک بر این باور است که طراحی خوب و ساختمان­های مناسب در نهایت به نحوی بایستی باشد که به سمت انسانی، زنده، توانا و آزاد هدایت کند. رفتارگرایی به عنوان رویکردی روانشناسانه بر پایه مشاهده رفتار مردم است که درباره محرک­ها در محیط و پاسخ­های رفتاری نسبت به محرک­هاست. از سویی، رشد و توسعه شهرنشینی[1] همراه با پیامدهایی که از فراشد زندگی شهری حاصل می­شود، این ضرورت را ایجاب می­کند تا در بستر نگاهی جامع به بررسی و ارزیابی فرایندهای فرهنگی شهرنشینی، پرداخت. این امر در ایران که شهرنشینی را نه در روندی مستمر و فزاینده در زمان، بلکه در حرکتی تصاعدی پذیرا شده است، و از توزیع متعادل منابع، خدمات و تسهیلات در سطوح ملی و منطقه­ای برخوردار نیست[2]، بیشتر دچار چالش می­شود. از سویی دیگر شهر را تولیدکننده فرهنگ می دانند و شهر محصول فرهنگ را دارای این توانمندی می­دانند که یک قالب فرهنگی باشد، چنانچه تونیس (Toennies, 1887) شهرنشینی را مرحله گذار از اجتماع[3] و گماینشافت می­داند که مبتنی بر عقله­های خونی و دارای روابط انسانی گرم است، تا به جامعه و گزلشافت که سازمان یافته و مبتنی بر قرارداد و روابط انسانی سرد است، تبدیل شود. باید به این امر نیز اشاره داشت که شهر دیگر حالت استاتیک و ایستا ندارد، بلکه در عین پویایی، متغیرهای درونی و متاثرهای بیرونی فراگیری را در خود می­پروراند و در بستر همین نکته است که بزعم والتر بنیامین، تجربه و خاطره زندگی در کلانشهر دچار دگرگونی و دگردیسی می­شود.