امیرحسین کریمی
12 یادداشت منتشر شدههمکار یا جانشین؟ کار انسان در عصر هوش مصنوعی
همکار یا جانشین؟ کار انسان در عصر هوش مصنوعی
در اسفند ۱۴۰۴، جک دورسی، مدیرعامل بلاک، اعلام کرد بیش از چهار هزار نفر از کارکنان شرکت — نزدیک به چهل درصد نیروی کارش — را کنار می گذارد. دلیلش را یک جمله خلاصه کرد: «تیمی بسیار کوچک تر که از این ابزارها استفاده کند، می تواند بیشتر و بهتر انجام دهد.» چند ماه پیش تر، آمازون حدود سی هزار شغل سازمانی را حذف کرده بود، فروش فورس چهار هزار نفر از تیم پشتیبانی اش را کم کرده بود و استاندارد چارترد برنامه حذف بیش از هفت هزار شغل در چهار سال را رسما به هوش مصنوعی گره زده بود. این دیگر پیش بینی آینده نیست؛ آینده دارد جلوی چشم ما استخدام و اخراج می کند.
قاب فلسفی: از کینز تا آرنت
نزدیک به صد سال پیش، جان مینارد کینز در مقاله ای به نام «چشم اندازهای اقتصادی برای نوه های ما» (۱۹۳۰) پیش بینی کرد که تا حدود سال ۲۰۳۰، رشد بهره وری آن قدر بالا می رود که یک هفته کاری پانزده ساعته برای همه کافی خواهد بود. کینز آن را تحقق آزادی می دانست، نه تهدید. اما شرطش را هم گذاشته بود: اگر جنگ بزرگی رخ ندهد و رشد جمعیت مهار شود. حالا به افق او رسیده ایم و به جای جشن فراغت، اضطراب بیکاری داریم. سوال این است: چرا ماشینی که قرار بود ما را آزاد کند، دارد ما را می ترساند؟
هانا آرنت در «وضع بشر» (۱۹۵۸) سه نوع فعالیت انسانی را از هم جدا کرد: «زحمت» (labor) یعنی تلاش پیاپی برای بقای بیولوژیک؛ «کار» (work) یعنی ساختن جهان ماندگار اشیاء؛ و «کنش» (action) یعنی تعامل و گفت وگو میان انسان های متفاوت، که از دلش آزادی و زندگی سیاسی زاده می شود. ماشین صنعتی، زحمت را از دوش ما برداشت؛ ماشین دیجیتال دارد کار را هم می گیرد — برنامه نویسی، نگارش، طراحی، تحلیل. اما کنش، یعنی داوری، مسئولیت و سخن گفتن آزادانه با دیگری، هنوز و همواره انسانی است. بحران امروز دقیقا همین جاست: هوش مصنوعی دارد به قلمرو «کنش» نزدیک می شود، و اگر مرز را روشن نکنیم، انسان از فاعل تصمیم به تماشاچی تصمیم تنزل می کند.
اعداد هم همین قصه را می گویند، البته با دقت بیشتر از ترس های هیجانی. گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» مجمع جهانی اقتصاد — بر اساس نظرسنجی از بیش از هزار شرکت با حدود چهارده میلیون کارگر — پیش بینی می کند تا ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید ایجاد و ۹۲ میلیون شغل حذف شود؛ یعنی خالص ۷۸ میلیون شغل مثبت، اما با «چرخش نیروی کار» ۲۲ درصدی. سهم کاری که فقط انسان انجام می دهد از ۴۷ درصد در ۲۰۲۵ به ۳۳ درصد در ۲۰۳۰ می رسد و ۵۹ نفر از هر صد کارگر تا آن زمان به آموزش مجدد نیاز دارند. صندوق بین المللی پول (ژانویه ۲۰۲۴) می گوید نزدیک به ۴۰ درصد اشتغال جهان در معرض هوش مصنوعی است — ۶۰ درصد در اقتصادهای پیشرفته. و سازمان بین المللی کار (۲۰۲۵) هشدار می دهد که حدود یک چهارم اشتغال جهان درجاتی از مواجهه دارد، ولی «دگرگونی شغل» محتمل تر از «حذف کامل» است. یعنی مسئله، نابودی کار نیست؛ جابه جایی معنای آن است.
لنز ایرانی-اسلامی: کرامت کارگر
در سنت ما، کار فقط معیشت نیست؛ کرامت است. پیامبر اسلام فرمود: «الکاسب حبیب الله» — کسی که برای روزی حلال تلاش می کند، دوست خداست. قرآن می فرماید: «وان لیس للانسان الا ما سعی» — انسان را جز حاصل سعی اش نیست. از این منظر، کار سه کارکرد دارد: تامین معیشت، انسان سازی (سعی)، و پیوند اجتماعی. ماشینی که شغل را می گیرد، فقط درآمد را نمی گیرد؛ یکی از این سه ستون را می لرزاند.
اینجاست که فقه ما حرف تازه ای برای امروز دارد. قاعده «لاضرر» می گوید هیچ کس حق ندارد به دیگری ضرر بزند؛ کارفرمایی که با اتوماسیون بی ملاحظه، هزاران خانواده را بی پشتوانه رها می کند، در منطق این قاعده مسئول است. این همان «مسئولیت توزیع شده» است که در یادداشت های پیشین از آن گفتیم: تصمیم الگوریتمی هم فاعل دارد، هم مسئول. و «تکنوکراسی پنهان» امروز دقیقا همین است: تصمیم اخراج را مدیر امضا می کند، اما منطقش را مدل بهینه سازی نوشته است؛ کسی پاسخ گو نیست چون همه پشت «کارایی» پنهان شده اند.
نگاهی به ایران، مسئله را ملموس تر می کند. بر اساس طرح آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسید و بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال ۲۳.۴ درصد بود؛ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰.۵ درصد گزارش شد. در همین حال، حدود ۵۷۰ تا ۶۰۰ هزار نفر در شرکت های دانش بنیان مشغول اند — یعنی همان جوانان تحصیل کرده ای که بیشترین مواجهه را با هوش مصنوعی مولد دارند. صندوق بین المللی پول می گوید در اقتصادهای پیشرفته، ۳۳ درصد اشتغال در معرض «بالا و با مکملیت پایین» است؛ یعنی دقیقا همان مشاغلی که ماشین می تواند بی نیاز از انسان انجامشان دهد. برای ایران با جمعیت جوان و تحصیل کرده اش، این یک زنگ خطر تمدنی است: نسلی که قرار بود موتور توسعه باشد، نباید قربانی شتاب بدون تدبیر شود. این همان «خودآگاهی تمدنی» است: دیدن خودمان در آینه اعداد، پیش از آنکه اعداد ما را غافلگیر کنند.
چارچوب تجویزی: پنج رکن سیاست کار ایران در عصر هوش مصنوعی
نه انکار، نه پذیرش عجولانه؛ راه میانه، طراحی آگاهانه است. پیشنهاد این یادداشت، چارچوبی پنج رکنی است:
رکن یکم — مهارت مکمل، نه مهارت رقابتی: آموزش نیروی کار باید از «رقابت با ماشین» به «همکاری با ماشین» بچرخد. سازمان بین المللی کار در سند «کار دگرگون شده» (ژوئیه ۲۰۲۵) همین را می گوید: مهارت های مکمل هوش مصنوعی، بازآموزی مستمر، و مشارکت کارگران در طراحی. دانشگاه و فنی وحرفه ای ما باید درس «کار با عامل های هوشمند» را به اندازه درس تخصص جدی بگیرند.
رکن دوم — نظارت انسانی بر تصمیم الگوریتمی: هیچ تصمیم سرنوشت سازی درباره استخدام، اخراج یا ارتقا نباید بدون داوری انسانی پاسخ گو گرفته شود. انسان باید حرف آخر را در تصمیم های ارزشی بزند؛ الگوریتم مشاور است، نه قاضی.
رکن سوم — حمایت گذار، نه حمایت انفعال: برای دوره جابه جایی، «صندوق گذار شغلی» لازم است: بیمه بیکاری فعال، کمک هزینه بازآموزی، و مشاوره شغلی. هدف، نگه داشتن انسان در چرخه سعی است، نه پرداخت صدقه ی تکنولوژیک.
رکن چهارم — استقلال فناورانه و حاکمیت داده: تا وقتی مدل ها و زیرساخت های هوش مصنوعی ما وارداتی اند، سیاست کار ما هم تابعی از تصمیم دیگران است. «حاکمیت داده یعنی حاکمیت سیاسی»؛ و حاکمیت سیاسی، پیش شرط هر سیاست مستقلی برای بازار کار است.
رکن پنجم — بازتعریف فقهی-حقوقی کار: قانون کار ما برای عصر کارخانه نوشته شده، نه عصر عامل های خودگردان. باید روشن شود: وقتی یک عامل هوشمند جای ده کارمند را می گیرد، «حق العمل» ازدست رفته، مسئولیت کارفرما، و سهم جامعه از بهره وری ماشینی چگونه تقسیم می شود؟ این پرسش فقهی امروز ماست و پاسخش را نمی توان به فردا سپرد.
پایان: کار، آخرین سنگر انسانیت نیست؛ نخستین آن است
کینز رویای فراغت دید و آرنت هشدار داد که اگر انسان از کنش بیفتد، به «حیوان زحمت کش» تنزل می کند. هوش مصنوعی می تواند زحمت را بگیرد و کار را سبک کند؛ این نعمت است. اما اگر بگذاریم کنش را هم بگیرد — داوری، مسئولیت، خلاقیت معنادار — آن وقت ما نه آزادتر، که بی معناتریم. ایران امروز، با جوانان تحصیل کرده و بیکار بسیار، نمی تواند تماشاچی این دگرگونی باشد. باید طراحش باشد: با مهارت مکمل، نظارت انسانی، حمایت گذار، استقلال فناورانه، و فقه به روز. کار، فقط نان نیست؛ کرامت است. و کرامت، قابل برون سپاری نیست.
منابع داده ها: مجمع جهانی اقتصاد، گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» (ژانویه ۲۰۲۵)؛ صندوق بین المللی پول، یادداشت «Gen-AI: Artificial Intelligence and the Future of Work» (ژانویه ۲۰۲۴) و مقاله کاری اکتبر ۲۰۲۶؛ سازمان بین المللی کار، «Generative AI and Jobs» (۲۰۲۵) و سند «Work Transformed» (ژوئیه ۲۰۲۵)؛ بانک جهانی، «The Exposure of Workers to AI in Low- and Middle-Income Countries» (فوریه ۲۰۲۵)؛ مرکز آمار ایران، طرح آمارگیری نیروی کار، بهار ۱۴۰۵؛ گزارش های رویترز و CNBC درباره تعدیل های ۲۰۲۵–۲۰۲۶ (بلاک، آمازون، فروش فورس، استاندارد چارترد و دیگران)؛ کینز، «چشم اندازهای اقتصادی برای نوه های ما» (۱۹۳۰)؛ آرنت، «وضع بشر» (۱۹۵۸).