هاتف شاکری
کارشناس ارشد مهندسی مواد-متالورژی-جوشکاری.دانش آموخته برتر و عضو بنیاد ملی نخبگان.
4 یادداشت منتشر شدهانسانها بیش از اینکه به پدرانشان بروند در زمانه خود، به حکامشان می روند.
سلام، پژوهشگران عزیز و محققین گرامی، روی سخن من با اساتید و پژوهشگران و دانشجویان می باشد؛ با ایجاد یک مسئله و فرضیه و طرح سئوال؟ مطلب آغازین این است، آیا انسان ها از محیط و اطراف خود و مسائل، حاکم بر جامعه و در سطح بالاتر، مسائل جهانی، تاثیر می گیرند و بر روی حالات و اعمال آنها تاثیر می گذارد؟ تربیت یک انسان در محیط، زندگیش و حتی خانواده ای که در آن رشد می کند و یا حتی مدرسه، چه تاثیری بر حالات و خلقیات، فردی دارد؟ آیا تفکرات انسان ها در مقاطع زمانی مختلف، دستخوش تغییرات می شود؟ آیا طبقه بندی انسان ها صحیح است؟ اگر صحیح نیست! پس می توان گفت: ما در جوامع اختلاف تبقاتی نداریم؟ می دانیم، گفتن این جمله، که یک جامعه، به هیچ وجه اختلاف طبقاتی ندارد و یا نباید داشته باشد، کاملا بیهوده می باشد، و چه خوب و چه بد، امکان پذیر نیست، و حتی در خلقت خداوند یکتا، این اختلاف طبقاتی و تکامل انسان، رو به رشد وجود داشته است، پس طبق برهان خلف، در جوامع انسان، طبقه بندی دارند، اما چه طبقه ای و چگونه؟ معیار چیست؟ آیا معیار ثروت است و یا تفکر و عقل و هوش و پشتکار انسان ها؟ به نظر شما، کدام، معیار صحیح است؟ چگونه انتخاب صحیح کنیم؟ آیا عمر بشر اجازه می دهد، با آزمون سعی و خطا، در قالب پژوهش های، مطالعاتی، زیان و سود هر یک را برای یک جامعه در زمان خاص پی ببریم؟ عقل سلیم، که یک معیار عقل کل، در نظر گرفته می شود، که از دست بشر دور بوده، و عقل کل، و دانای کل، می دانیم، در سیطره خداوند یگانه و آفریننده است، که بواسطه، انسان بودن و آدم بودن و فلسفه خلقت بشر و اشرف مخلوقات بودن، عقل، از طرف آفریننده یکتا، به انسان داده شده است، برای تفکر و تعمل، برای شناخت و برای آگاهی و پیدا کردن مسیر درست زندگی و بهبود در زندگی بشریت در طول حیاتش و به میراث گذاشتن، اندوخته های با ارزش، پس پی می بریم، پیامبران دارای کتاب (انتصاب)و امامان معصوم(اکتساب و انتصاب) و تمامی اندیشمندان و بزرگان، در راه عقلانیت و سو دادن انسان ها، به سوی کمال و زندگی درست، بروی این کره زمین، مبعوث شده و قدم بر داشته اند، تا ما انسان ها راه غلط از درست را تشخیص داده، و بتوانیم در دوره زندگیمان و حیات دنیویمان، به نحو شایسته و درست زندگی، کنیم، راهی که نه انسان را محدود کند و در رنج و اذاب ببرد و نه را لا ابالی گری و بی بندباری، که هر دو محکوم بوده و کلا، بر ضد، عقل گرایی و بر ضد قانون حاکم بر جامعه بوده است و باعث رنج و عذاب زندگی دنیوی انسان می شود، میدانیم عقل و احساسات و عواطف و اخلاقیات، شهودی نیست، اما چگونه بفهمیم! و آن را درک کنیم؟ با نگاهی به اوضاع و احوال یک جامعه، می توانیم، در آن محیط خاص و در آن زمانه، پی ببریم، جامعه ایی و یا جوامعی، چقدر از مسائل، غیر شهودی و ادراکی دور شده و نزدیک شده است، حال می توان به راحتی، یک جواب را برای یک سئوال مطرح کرد! انسان ها بیش از اینکه به پدرانشان(منظور مادر و پدر و نوع تربیت و خانواده است) به حکام زمانه خود می روند؟؟!!! بله این جمله معروف کاملا صحیح است(برای ما مسلمانان حدیث است و برای بعضی جوامع سخنی از بزرگان و فلاسفه)، بله کاملا درست است، چون نظم آفرینش و خلقت خداوند، بر پایه، خلقت، معنا دار و جهان آخرت است، یعنی بواسطه پیامبران که خداوند آنها را در هر زمانه و جوامع با کتاب الهی معبوث کرده، است، و هر دوره این کتاب الهی، با پیامبری معبوث شده دیگر، تکامل یافته و بعد امامان بزرگان و اندیشمندان، تا انسان بیهوده زتدگی نکند و از خلقت های خداوند بروی زمین درست استفاده کند برای زندگی بهتر و حتی توشه ای پر بار برای آخرت. پس در زمان نبودن پیامبران و امام معصوم، دانشمندان و نخبگان، این وظیفه را خود به خودی ه، خود بر دوش دارند و مانند پیامبران، مانند یک امانت در نزد آنها است، در قرآن کریم، که معجزه خاتم پیغمبران است، به دفعات، آیه هایی نازل شده، توسط جرئیل که، حتی پیغمبران، ابر انسان نیستند و نبوده اند و هر قومی که خود را برتر دانسته، رسالت از پیامبر آنها خارج شده و رسالت آنها ناتمام مانده است، و خداوند فرموده؛ هر آنچه نزد شما است، امانت الهی و خواست الهی بوده و تذکر داده شده، مانند، انسان های دیگر، سبک زندگی دارند، اما بواسطه ماموریت خداوند و اراده خداوند، حال بدانیم، امکان پذیر نیست همه نخبگان و دانشمندان، حاکم شوند و سیاست مدار، کلا (در مجال این یادداشت نیست)جامعه نخبگانی و دانشمندان، اکثرا هیچ علاقه ای به حاکم بودن، ندارند و هدف اصلی آنها، تفکر و ساخت و تولید است و دانش مبتی، بر رو به رشد و شکوفا شدن جامعه در جهت صحیح، این وظیفه حاکمان و سیاستمداران و اهل سرمایه است، که قالبا حاکم و سیاست مدار بودن از علایق انها است، از جامعه نخبگان حمایت و استفاده کنند در جهت اصلاح و رشد، جامعه، اما باید متذکر شوم، در بعضی جوامع و حاکمان، که بعدا از آنها در طول تاریخ، به نام دیکتاتور و سفاک، و خطرناک نام برده شده است، بواسطه اعمالشان، از جامعه نخبگان سوء استفاده کرده اند و آنها را استسمار کرده و یا حتی، حصر کرده اند، و از تفکرات و دستاوردهای آنها، برای پیش برد اهداف خود که قالبا در جهت، منفی و تخریب بوده است استفاده کرده اند، که در نهایت، محکوم به نابودی خود و یک جامعه و حتی ملت و یا کشورها شده اند، که اگر در زندگی آن دانشمند و نخبه می رفتند، نه خواست و میل او بوده و، حتی در بدترین شرایط مالی و سخت ترین، حالات زندگی، قرار داشتند. سئوال ها و جواب ها و توضیحات مشخص است و تاریخ گواه آن است؛ کدام برای بشر و یک جامعه، ملت و ملت ها، مفید بوده است؟