رمان تاریخی حماسی-عاطفی میراث نفیسه

14 مهر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 20 بازدید




میراث نفیسه*

آنچه بیش از چهارصد سال در خاک مدفون بود


چهارصد سال پیش، در روزگاری که لارستان زیر سایه ی تلاطم های سیاسی و نظامی عصر صفویه نفس می کشید، *دختری زخمی از میان ویرانه های لار گریخت* ، دختری که با خود رازی را حمل می کرد که گذر قرن ها نیز نتوانست آن را برای همیشه در خاک مدفون نگاه دارد.


او نمی دانست آنچه از دل آتش و آشوب با خود به همراه برده، تنها یادگار یک خاندان نیست ، *میراثی است از عشق، دانش، شعر، نجوم و اندیشه* ، میراثی که سال ها بعد، پرده از یک دلدادگی فراموش شده برخواهد داشت و قلب دو انسان را که تاریخ در میان هیاهوی قدرت و جنگ از یکدیگر جدا کرده بود، دوباره به هم پیوند خواهد زد.


*میراث نفیسه* روایتی عاطفی تاریخی است از زندگی و رابطه ی دو چهره ی اثرگذار از *خاندان امیران میلادی لارستان* ، *توران شهبانو*، *بانویی فرزانه و بلندپایه که دانش و ادب و شعر و هیئت و نجوم و تنجیم* را با نگاهی ژرف می شناسد، و *امیر خورشید*، مردی برخاسته از همان خاندان که *شخصیت، اندیشه، دانش و سرنوشت سیاسی اش با یکی از پرآشوب ترین دوره های تاریخ لارستان* گره خورده است.


در این داستان، عشق صرفا یک دلدادگی ساده نیست , عشق در برابر تاریخ ایستاده است.


*توران*، زنی است که در او ظرافت احساس با صلابت اندیشه درآمیخته ، زنی که می تواند هم زمان با *زبان شعر سخن بگوید، به آسمان و راز ستارگان* بیندیشد و در میان بحران های زمانه، *قامت خرد* را استوار نگه دارد.


و *امیر خورشید*، مردی است گرفتار میان *عشق و مسئولیت، میان دل و قدرت، میان آنچه می خواهد و آنچه تاریخ* از او می طلبد.


میان این دو، عشقی شکل می گیرد که نه در خلوتی آرام، *بلکه در متن جنگ، سیاست، کشمکش های حاکمیتی، ویرانی و اضطراب جوانه می زند* ، عشقی که هرچه زمانه خشن تر می شود، *عمیق تر و انسانی تر* جلوه می کند.


*لارستان آن روزگار*، در این رمان تنها یک جغرافیا نیست ، خود یکی از شخصیت های داستان است.

شهری که دیوارهایش شاهد آمدوشد قدرت ها بوده، کوچه هایش صدای پای سربازان را شنیده و خاکش رازهایی را در خود پنهان کرده که قرن ها بعد، دوباره سر برمی آورند.


در پس هیاهوی شمشیرها و سیاست، صدای دیگری نیز شنیده می شود:

*صدای شعر.*

*صدای دانش.*

*صدای اندیشه.*

و *صدای قلبی* که در روزگار آشوب، همچنان توان عاشق شدن دارد.


*میراث نفیسه* روایت اندوه است، اما در اندوه متوقف نمی شود ، روایتی است از *رنجی* که انسان را می آزماید، *عشقی* که در برابر فراموشی مقاومت می کند، و *دانشی* که حتی اگر قرن ها در سکوت بماند، سرانجام راهی برای بازگشت به *روشنایی* پیدا می کند.


*این رمان، پرده ای از تاریخ چهارصد سال پیش لارستان* را کنار می زند ، تاریخی که در آن *عشق و سیاست، دانش و قدرت، شعر و شمشیر، و انسان و سرنوشت* در کنار یکدیگر قرار می گیرند.


و شاید پرسش اصلی این باشد:


*اگر عشق بتواند از میان چهارصد سال سکوت عبور کند، چه چیزی می تواند آن را برای همیشه از یاد انسان ببرد؟*


«*میراث نفیسه*» داستان چیزی است که در خاک مدفون شد،

اما هرگز نمرد.


داستان عشقی که تاریخ فراموشش کرد، اما خاک آن را به فراموشی نسپرد.


*میراث نفیسه*

بزودی چاپ و در اختیار علاقه مندان رمانهای عاطفی - تاریخی قرار خواهد گرفت 


 منوچهر عابدی راد مهر ماه ١٤٠٥ خورشیدی