وقتی خشونت فقط قربانی نمی سازد؛ «چرخه ای که قانون باید متوقفش کند»

31 شهریور 1405 - خواندن 2 دقیقه - 15 بازدید

وقتی خشونت فقط قربانی نمی سازد؛ «چرخه ای که قانون باید متوقفش کند»

خشونت را معمولا از زاویه قربانی می بینیم؛ انسانی که آسیب می بیند، حقی که نقض می شود و قانونی که باید از او حمایت کند. اما سوی دیگری نیز وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته می شود: خود فرد خشونت ورز نیز ممکن است در چرخه ای گرفتار شود که با یک رفتار آغاز شده و به تدریج بر تصمیم ها، روابط و مسیر زندگی او اثر بگذارد.

فردی که خشونت را به عنوان راهی برای حل تعارض، ابراز خشم یا اعمال قدرت انتخاب می کند، ممکن است در ابتدا تصور کند که تنها دیگری را تحت تاثیر قرار داده است؛ اما تکرار این الگو می تواند مرزهای رفتاری را تغییر دهد و زمینه شکل گیری روابط ناسالم و تعارض های شدیدتر را فراهم کند. در چنین شرایطی، پیامدهای خشونت تنها به آسیب مستقیم محدود نمی شود و می تواند در قالب از دست رفتن اعتماد، فروپاشی روابط، پیامدهای اجتماعی و پاسخ کیفری نیز به خود فرد بازگردد.

از منظر حقوق، خشونت صرفا یک مسئله شخصی نیست. هرگاه رفتاری موجب تعرض به حق حیات، تمامیت جسمانی، امنیت، کرامت یا آزادی دیگری شود، حقوق کیفری برای آن پاسخ پیش بینی می کند. بااین حال، کارکرد حقوق تنها در مجازات پس از وقوع جرم خلاصه نمی شود؛ پیشگیری از جرم، حمایت از افراد در معرض خطر و کاهش زمینه های تکرار خشونت نیز بخشی از سیاست جنایی موثر است.

شاید پرسش اساسی این باشد: آیا می توان پیش از آنکه خشونت، قربانی بعدی خود را بسازد، چرخه آن را متوقف کرد؟