داستان های مدیریتی - این داستان "معمای ایکاروس"

3 بهمن 1401 - خواندن 4 دقیقه - 70 بازدید

داستان فرار  دادالوس صنعتگر و پسرش "ایکاروس" از زندان سلطان مینوس


دادالوس صنعتگر برای فرار از زندان بالهایی با موم و پر برای خود و پسرش میسازد و آنها توسط این بالها از زندان فرار میکنند. اما ایکاروس به قدری مجذوب بالهایش شده بود که با بی توجهی به هشدارهای پدرش بیش از حد اوج گرفت و به خورشید نزدیک شد و با نزدیکی به خورشید موم های بالهایش ذوب شدند و ایکاروس سقوط کرد و در دریا افتاد و کشته شد، این افسانه الهام بخش معمایی به نام ایکاروس شد.

هر آنچه که شما در آن بهترین هستید می تواند روزی عامل نابودیتان شود و موفقیتها می توانند باعث اعتماد به نفس بیش از حد، سهل انگاری و دنبال کردن بی چون و چرای یک روش خاص انجام کارها شود.

متاسفانه بیشتر صنایع ایران دچار معمای ایکاروس شده اند و با همان روشهای کاری ۳۰-۴۰ سال پیش خود هنوز در حال ادامه کار هستند حتی با توجه به اینکه اکثر آنها از کارگاههای کوچکی شروع شده اند و اکنون کارخانه شده اند هنوز روشهای کارگاهی را ادامه می دهند و هیچ توجهی به هشدارهای متخصصین اطراف خود نیز نداشته و مغرور به موفقیتهای گذشته خود هستند.

و به قول دمینگ مانند رانندگانی هستند که با آینه عقب رانندگی می کنند. خوب میدانیم در دنیای امروز که عصر اقتصاد مبتنی بر دانش است دیگر روشهای قدیمی جایگاهی ندارند و به همین دلیل است که قدرت رقابت صنایع داخلی با صنایع مشابه خارجی بسیار پایین است آنها محصولاتی با کیفیت بالاتر تولید می کنند و در قیمت نیز گوی سبقت را از صنایع داخلی ربوده اند.

قیمت تمام شده محصولات ما به دلیل روشهای غلط کاری و روشهای استاد شاگردی بسیار بالاتر است.

در صنایع ما دوباره کاری ها و ضایعات بالا بیداد می کند. شما وقتی برای اولین بار وارد کارخانجات داخلی می شوید در همان نگاه اول از این همه بی نظمی و به هم ریختگی متعجب می شوید.

در بیشتر صنایع ما کنترلی روی مواد اولیه میزان مصرف و کیفیت آن وجود ندارد چه بسیار تولید کنندگانی که هنوز مصرف دقیق مواد اولیه برای هر محصول و میزان انرژی مصرفی برای محصولات خود را نمی دانند و قیمت ها هم بر اساس تجربه مالکین تعیین می شوند.

مدیران اکثر صنایع ما همان مالکین و موسسین هستند و متاسفانه از مشاوره از متخصصین هم استفاده ای نمی کنند.

آنها به دلیل اینکه توانسته اند سازمانی را از یک کارگاه به یک کارخانه تبدیل کنند و موفقیتهای خوبی هم به دست آورده اند مانند ایکاروس مجذوب این موفقیتها شده و به پیش می روند.

مدیران اکثر صنایع ما متاسفانه با علم نگهداری و تعمیرات و علم مدیریت دارایی های فیزیکی بیگانه هستند

شکی نیست این افراد ، افراد کارآفرین و بزرگی هستند که اقداماتشان بسیار با ارزش است اما باید توجه داشته باشند که اداره سازمانهای بزرگ فقط با خلاقیت و کارآفرینی مقدور نیست.

نتیجه گیری راهبردی:

امروزه باید با دانش روز و با کمک متخصصین و استفاده از روشهای نوین نگهداری و تعمیرات تجهیزات و ماشین آلات، سازمانها را اداره نمود.

متاسفانه این روزها بسیار دیده و شنیده ایم که چه شرکتهای به نام و کامیابی به ورطه فروپاشی افتاده اند، شکی نیست اگر به همین منوال پیش رویم شرکتهای بسیار دیگری به جمع این شرکتهای از هم پاشیده می شوند.