سیدمحمدحسین موحد
1 یادداشت منتشر شدهدجال وارگی دیجیتال و رسانه
از دجال روایی تا دجال وارگی دیجیتال؛
نویسنده سیدمحمد حسین موحد دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث
تحقیقاتی با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر روش اجتهادی-انتقادی، به تبیین نسبت میان آموزه های آخرالزمانی اسلام پیرامون پدیده «دجال» و سازوکارهای حاکم بر «شبکه های اجتماعی و فضای مجازی معاصر» می پردازد. دجال در نصوص اسلامی نه صرفا یک موجود فردی، بلکه نماد جریانی تمدنی و فرهنگی مبتنی بر «حقیقت پوشی»، «آراستن باطل»، «تحریف واقعیت» و «استحمار ادراکی» است. این مقاله با ابداع مفهوم «دجال وارگی دیجیتال»، نشان می دهد که الگوریتم های شبکه های اجتماعی معاصر، چگونه با ایجاد توهم دانایی، مهندسی توجه، برانگیختن امیال حیوانی و مصادره اراده آزاد، زیست جهان انسان معاصر به ویژه نسل دانش آموز و دانشجو را با چالش های بنیادین مواجه ساخته اند. با واکاوی آرای متفکران برجسته حکمت اسلامی همچون علامه محمدتقی جعفری در مقوله حیات معقول، شهید سید محمدباقر صدر در مهار اراده و طه عبدالرحمن در استلاب اخلاقی، اثبات می گردد که این جریان به مثابه «پایانه تروریسم شناختی» و بازتولید نرم تفکرات انحرافی (داعش های جدید) عمل می کند. در پایان، الگویی هشت گانه مبتنی بر مبانی تربیتی اسلامی و سواد رسانه ای انتقادی تدوین شده است که با گذار از رویکردهای انفعالی و طردمحور، تسخیر حکیمانه و بهره گیری تعالی بخش از این بستر را در راستای اهداف تمدن اسلامی محقق می سازد.
جهان معاصر شاهد شتابان ترین تحولات در ساحت ارتباطات و فناوری های اطلاعاتی است. ورود اینترنت و فراگیری شبکه های اجتماعی مجازی، جغرافیای ادراک، معنا و زیست فردی و اجتماعی بشر را دستخوش دگرگونی بنیادین کرده است. این ابزارها با بهره گیری از هوش مصنوعی، الگوریتم های پیچیده ترغیب کننده و بازنمایی گزینشی واقعیت، ساحتی نوپدید از حیات بشری را رقم زده اند که در آن مرز میان «حقیقت» و «مجاز» به شدت مخدوش شده است.
در منظومه معرفت دینی و نصوص قرآنی و روایی، یکی از هولناک ترین فتنه های پیش بینی شده برای دوران پایانی تاریخ، فتنه «دجال» است. بازخوانی دقیق این مفاهیم نشان می دهد که دجال صرفا یک شخصیت تاریخی منحصر به فرد نیست، بلکه نمادی از یک نظام، جریان و شگرد پیچیده معرفتی-فرهنگی است که مشخصه بنیادین آن «پوشاندن حق»، «جلوه گری باطل» و «مسخ ادراکی توده ها» است. تطبیق این ویژگی ها با سازوکارهای حاکم بر فضای مجازی مدرن، ما را به پدیده ای رهنمون می سازد که می توان آن را «دجال وارگی دیجیتال» نام نهاد.
مسئله اساسی پژوهش حاضر آن است که شبکه های اجتماعی معاصر چگونه در قامت یک سامانه دجال گون، سلامت فکری، روحی و تربیتی جامعه انسانی، به ویژه نسل جوان محصل اعم از دانش آموزان و دانشجویان را تهدید می کنند و راهبرد مواجهه فعالانه و رهایی بخش با این هجمه پیچیده شناختی بر پایه مبانی حکمت اسلامی چیست؟
مفهوم شناسی دجال در لغت و متون روایی
واژه «دجال» در ریشه لغوی از «دجل» به معنای پوشاندن، اندودن چیزی با ماده ای فریبنده و طلااندود کردن آهن کم ارزش برای گمراه ساختن مشتری است. راغب اصفهانی و دیگر لغت شناسان تصریح کرده اند که دجال به معنای دروغگوی بزرگ و فریب کاری است که باطلی زشت را در لباسی زیبا و فریبنده عرضه می دارد.
در احادیث فریقین، روایات متعددی پیرامون دجال و فتنه های او وارد شده است. پیامبر اعظم صلوات الله علیه وآله می فرمایند: «ما بعث الله نبیا الا وقد انذر امته الدجال». بررسی سیمای روایی دجال پرده از اوصافی برمی دارد که شگفت انگیزترین شباهت ها را با ساختار رسانه های نوین آشکار می سازد:
نخست، «تک چشم بودن»؛ دجال دارای یک چشم ممسوح و نابینا و چشمی دیگر درخشان و خیره کننده است که نمادی است از جهان بینی تک ساحتی، ماتریالیستی و نگاه صرفا حسی به عالم که باطن و غیب هستی را انکار می کند.
دوم، «موسیقی و نواهای سحرآمیز»؛ روایات از همراهی اصوات مسحورکننده با دجال خبر می دهند که اراده ها را سست و عقول را تخدیر می سازد.
سوم، «کوهی از نان و آب»؛ به معنای در دست داشتن شریان های معیشتی، رفاه صوری و مصرف گرایی گسترده که توده ها را در پی ارضای شکم و غریزه به دنبال خود می کشاند.
چهارم، «سرعت خارق العاده در پیمودن جهان»؛ که دلالت بر گستره فراگیر پیام و نفوذ بی درنگ در دورافتاده ترین اقطار عالم دارد.
دجال وارگی دیجیتال؛ کالبدشکافی سازوکارهای فریب رسانه ای
دجال وارگی دیجیتال به فرایندی اطلاق می شود که طی آن، ساختار شبکه های اجتماعی با بهره گیری از مهندسی معکوس روان انسانی و الگوریتم های تقویت رفتار، رفتاری مشابه فتنه دجال از خود بروز می دهند. این سازوکار از طریق چند شگرد بنیادین اعمال می گردد:
نخستین شگرد، «ایجاد ماتریالیسم ادراکی و ترویج نگاه تک چشمی» است. فضای مجازی با اصالت دادن به تصویر، جلوه های بصری و نمودهای حسی، انسان را از تفکر در غیب، مبدا و معاد بازداشته و او را در افق تنگ لذت های مادی محصور می کند.
شگرد دوم، «مهندسی توجه و اعتیادسازی ساختارمند» است. فناوری های دیجیتال با استفاده از پاداش های متغیر دوپامینی، لایک ها و پیمایش بی پایان، اراده آزاد کاربر را سلب کرده و ذهن او را در نوعی خلسه شناختی مداوم قرار می دهند.
شگرد سوم، «وارونه سازی حق و باطل و تسلط پساحقیقت» است. در این محیط، سرعت بازنشر شایعات، دروغ ها و تصاویر دستکاری شده به مراتب بیش از حقایق است، به گونه ای که زشتی ها زیبا و حقایق استوار، کهنه و بی ارزش جلوه داده می شوند؛ پدیده ای که مصداق تام فرمایش امیرالمومنین علی علیه السلام درباره آخرالزمان است: «یلبس فیها الحق بالباطل».
دجال وارگی دیجیتال و زیست جهان نسل محصل (فرصت ها و آسیب ها)
دانش آموزان و دانشجویان به سبب برخورداری از ذهن پویا، پرسشگر و حضور در سنین جامعه پذیری، کانون اصلی اثرپذیری از فضای مجازی هستند. نگاه جامع اسلامی، این فضا را یکسره شر نمی داند، بلکه با تاکید بر اصل تسخیر الهی، قائل به دوگانگی فرصت و تهدید است:
در ساحت فرصت ها و وجوه ایجابی، فضای مجازی بستری کم نظیر برای برقراری عدالت آموزشی، دسترسی بی واسطه دانش آموزان مناطق محروم به منابع طراز اول علمی، تسهیل پژوهش های میان رشته ای دانشگاهی، شبکه سازی علمی نخبگان جهان اسلام و توانمندسازی نسل جوان برای حضور موثر در عرصه جهاد تبیین و نشر معارف حق در گستره بین المللی است.
در ساحت آسیب ها و وجوه سلبی، قرار گرفتن در معرض دجال وارگی دیجیتال موجب فرسایش تمرکز شناختی، تنزل تفکر تحلیلی و جایگزینی خوانش سطحی با ژرف اندیشی علمی می گردد. همچنین نمایش بی پایان سبک زندگی های تجملاتی و ساختگی، نوجوان و جوان را دچار بحران هویت، احساس محرومیت نسبی و خودکم بینی روانی می سازد. از سوی دیگر، شبهه افکنی های سازمان یافته و ترویج انقطاع نسلی، پیوند فکری و عقیدتی نسل جدید با ریشه های اصیل دینی و تاریخی را با مخاطره جدی روبه رو می کند.
پدافند شناختی و هشدار نسبت به «داعش های جدید»
در منظومه فکری و راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)، مواجهه با فضای مجازی در ذیل راهبرد پدافند شناختی و جهاد همه جانبه تبیین تبیین می گردد. معظم له در هشداری راهبردی و صریح به جامعه علمی و نخبگانی (۱۴۰۴/۱۱/۲۸) فرمودند:
«مراقب داعش های جدید باشید! دشمن چون در میدان عینی و نظامی شکست خورده است، امروز در لباس دیگر، با صورتکی جدید و از مسیر شبکه های اجتماعی و ابزارهای فریب دیجیتال وارد می شود تا ذهن، غیرت، ایمان و همت جوان و دانش آموز ما را ترور کند. تسخیر فکر از طریق پیام های دروغین و آراستن باطل، شگرد دجال صفتان امروز است.»
این تحلیل ژرف نشان می دهد که جریان باطل، پس از ناکامی در مواجهه سخت افزاری و میدانی، اکنون راهبرد خود را بر تروریسم ادراکی و نفوذ به لایه های شناختی دانش آموزان و دانشجویان متمرکز کرده است. داعش های جدید دیگر با جلیقه انفجاری به میدان نمی آیند، بلکه با استفاده از الگوریتم ها، بمباران هیجانی، تولید خشم مجازی و آراستن جهل، اراده و باور نسل جوان را هدف قرار می دهند.
آسیب شناسی از نگاه اندیشمندان حکمت اسلامی
برای فهم ژرف تر این بحران، بازخوانی اندیشه های متفکران بزرگ تمدن اسلامی راه گشاست:
علامه محمدتقی جعفری با طرح نظریه «حیات معقول»، معتقد است که انسان در صورتی به کمال حقیقی می رسد که تمامی ابعاد مادی و حسی او تحت هدایت عقل سلیم و ارزش های الهی اداره شود. از دیدگاه ایشان، هرگاه ابزاری انسان را در «حیات حیوانی تنزل یافته» و روزمرگی محض غرق کند، در واقع او را دچار مرگ تدریجی انسانیت و انجماد عقلانی ساخته است.
شهید سید محمدباقر صدر با تبیین مسئله «محاصره امیال»، اثبات می کند که استکبار برای به بند کشیدن جوامع، ابتدا با تحریک بی وقفه شهوات و تمایلات فردی، اراده معنوی و عزم جهادی انسان را مضمحل می سازد تا توان ایستادگی در برابر ظلم از میان برود.
طه عبدالرحمن نیز با ارائه مفهوم «استلاب اخلاقی»، نشان می دهد که پذیرش منفعلانه ابزارهای مدرن غربی، ساختار اخلاقی انسان مسلمان را از درون تهی کرده و نوعی ازخودبیگانگی تمدنی بر او تحمیل می نماید.