علی رحیمی
9 یادداشت منتشر شدهچرا درباره مهم ترین برگ قدرت ایران کسی برای مردم شفاف سازی نمی کند؟
چرا درباره مهم ترین برگ قدرت ایران کسی برای مردم شفاف سازی نمی کند؟
در شرایطی که جهان بی پرده سر تعظیم در برابر اهمیت راهبردی تنگه هرمز فرود آورده و رسانه اکونومیست به صراحت آن را «مادر تمام گلوگاه ها» می نامد، جای پرسش است که چرا رویکرد عملی ایران در قبال این برگ برنده ژئواستراتژیک، چنین محتاطانه و گاه مخالف با اقتدار تاریخی آن طراحی شده است.
از یک سو، #عربستان سعودی تمامی خاک و آسمان خود را در اختیار آمریکا برای عملیات نظامی علیه ایران قرار داده و با لابی گری مستمر، ترامپ را به گسترش تهاجم تشویق می کند. از سوی دیگر، ایران نه تنها اجازه عبور ابرنفت کش سعودی به مقصد پاکستان را از طریق این گلوگاه حیاتی می دهد، بلکه باب المندب نیز بدون مانع جدی برای صادرات روزانه پنج میلیون بشکه ای ریاض باز است. افزون بر این، برخی کشورها با دریافت مجوز تردد، عملا از موقعیت این تنگه بهره می برند، بی آنکه ایران حتی برای شفاف سازی در این زمینه با مردم خود گامی بردارد؛ گاه تنها از خلال تشکرهای دیپلماتیک آن کشورهاست که می فهمیم چه امتیازاتی داده شده است.
سوال اساسی اینجاست: چرا سیاسیون با مردمی که نزدیک به سی روز پای کار ایستاده اند، سخن نمی گویند؟ جمهوری اسلامی بارها هزینه چنین رویکردهایی را در گذشته پرداخته است. نادیده گرفتن نقش افکار عمومی در تصمیم گیری های راهبردی، از جمله معضلاتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می دهد.
تنگه هرمز، بارها به دلیل نگرانی قشر همیشه مذاکره کننده از «اجماع جهانی» یا «تهدید نظامی»، در انفعال نگه داشته شد. حالا در این برهه که بیش از اندازه هزینه آن را پرداخته ایم و رهبر انقلاب به شهادت رسیده است، این برگ برنده باید نه صرفا ابزار بازدارندگی، بلکه اهرمی برای جبران خسارت های انباشته شده باشد: خسارت جنگ های تحمیلی، خسارت خروج آمریکا از برجام، خسارت ناامنی های ناشی از گروه های تروریستی در منطقه و خسارت جنگ های نیابتی که سال هاست بر کشور تحمیل شده. نقد کردن این سرمایه راهبردی در شرایط کنونی، یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ ضرورتی تاریخی است.
همانگونه که این جنگ وجودی را همان هایی که سالها برچسب #تندرو خوردند درحال راهبری هستند، مدیریت این تنگه نیز باید به همان ها سپرده شود و دیپلمات ها بروند بیانیه مشق کنند.
موضع گیری ایران در قبال این گلوگاه باید یکپارچه، صریح و غیرقابل تفسیر باشد؛ آن چنان که بازارهای مالی جهان از «باز بودن همیشگی» تنگه اطمینان کامل پیدا نکنند. زیرا نوسان های زودگذر قیمت نفت، اثر چندانی بر اقتصاد بزرگی مانند آمریکا ندارد. مطالعات نشان داده که تنها تداوم قیمت نفت در بازه ای بالاتر از ۱۴۰ تا ۱۵۰ دلار در بلندمدت است که می تواند به فشار واقعی بر کشورهای مصرف کننده، به ویژه آمریکا، منجر شود. به همین دلیل است که مقامات دولت آمریکا از هر تریبونی بر «موقتی بودن» افزایش قیمت #نفت و #بنزین تاکید می کنند؛ آنها می دانند بقای راهبردشان در گرو خروج از بحران بدون هزینه پایدار است.
امید که اینبار با بهانه هایی چون اجماع جهانی و ائتلاف نظامی در تله سیاسیون نیفتیم و از این حق ارزشمند مردم کوتاه نیاییم. مردم ایران ثابت کرده اند که اگر با آنها صادقانه سخن گفته شود، پای کار می ایستند. کافی است که سیاست گذاری در این حوزه نیز شفاف، منطقی و مبتنی بر حداکثرسازی منافع ملی باشد.
