اقتصاد سبز و مدیریت منابع طبیعی؛ نقد رویکردهای سنتی، آسیب شناسی سیاست گذاری و الزامات گذار به توسعه پایدار

18 شهریور 1405 - خواندن 3 دقیقه - 11 بازدید

 اقتصاد سبز و مدیریت پایدار منابع طبیعی در ادبیات نوین توسعه، به عنوان ضرورتی برای بقای سیستم های اقتصادی و مقابله با بحران های اقلیمی مطرح شده اند. فلسفه اصلی این رویکرد، گذار از مدل های رشد مبتنی بر استخراج بی رویه به سمت مدل هایی است که در آن، «سرمایه طبیعی» (Natural Capital) به عنوان زیربنای اصلی تولید و ثروت در نظر گرفته می شود. با این حال، تجربه عملی در اجرای سیاست های زیست محیطی نشان داد که موفقیت این گذار، بیش از آنکه وابسته به پذیرش شعارهای جهانی باشد، به کیفیت طراحی ابزارهای مالی، نحوه درونی سازی هزینه های خارجی (Externalities) و پایداری زیرساخت های حکمرانی وابسته است.

یکی از چالش های بنیادین در اجرای سیاست های اقتصاد سبز، غلبه نگاه «تکنوکراتیک و صرفا کمی» بر نگاه «سیستمیک و کیفی» است. در بسیاری از موارد، تمرکز بر شاخص های ساده ای نظیر میزان کاهش انتشار گازهای گلخانه ای یا تعداد پروژه های سبز، به شاخص اصلی موفقیت تبدیل شد؛ در حالی که مولفه هایی چون عدالت زیست محیطی، پایداری زنجیره تامین سبز، و توان بازدهی اقتصادی این پروژه ها در بلندمدت کمتر مورد توجه قرار گرفت. نتیجه چنین رویکردی، شکل گیری پروژه های «سبز ظاهری» (Greenwashing)، اتلاف منابع در مسیر فناوری های نامتناسب با ظرفیت های بومی، و ایجاد شکاف میان اهداف زیست محیطی و واقعیت های اقتصادی-اجتماعی منطقه بوده است.

از منظر حقوقی و مدیریتی، اقتصاد سبز زمانی کارآمد خواهد بود که در چارچوب یک «سیاست صنعتی سبز» منسجم، با ارزیابی دقیق ظرفیت های اکولوژیک، اصلاح ساختارهای مالیاتی و ایجاد بازارهای کارآمد برای کربن و خدمات اکوسیستمی همراه شود. صرف الزام به رعایت استانداردهای زیست محیطی، بدون ایجاد انگیزه های اقتصادی برای بنگاه ها و تسهیل دسترسی به «تسهیلات مالی سبز»، نه تنها به توسعه منجر نمی شود، بلکه می تواند با افزایش هزینه های تولید و کاهش رقابت پذیری، منجر به ناکارآمدی اقتصادی شود.

بنابراین، اقتصاد سبز را باید نه به عنوان یک دستورالعمل اجرایی محدود به حفظ محیط زیست، بلکه به مثابه یک بازتعریف بنیادین از «حکمرانی اقتصادی» تحلیل کرد. اصلاح این الگو مستلزم گذار از رویکردهای تک بعدی به سمت مدل های یکپارچه، شفافیت در قیمت گذاری منابع، تقویت نظارت نهادی بر اثرات زیست محیطی و پیوند واقعی میان سیاست های پایداری و ظرفیت های تولیدی و اقتصادی کشور است.

کلمات کلیدی:

اقتصاد سبز، سرمایه طبیعی، توسعه پایدار، درونی سازی هزینه ها، حکمرانی محیط زیست، سیاست گذاری اقتصادی، مدیریت ریسک اقلیمی، مالی های سبز.