قتل های پدر و فرزندی

17 شهریور 1405 - خواندن 41 دقیقه - 7 بازدید

اعدام فرزند در قتل پدر و دیه و تعزیر پدر در قتل فرزند: ترویج بی قانونی یا نقص قانون؟


(نگاهی بر اساس مکاتب فلسفی حقوق بشر)


---


چکیده


ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی ایران، پدر یا جد پدری را که مرتکب قتل فرزند خود می شود، از قصاص معاف و تنها به پرداخت دیه و تعزیر محکوم می کند. این حکم که ریشه در روایات فقهی و اجماع فقهای امامیه دارد (حر عاملی، ۱۴۰۳ق؛ نجفی، ۱۴۰۴ق)، در عرصه حقوق کیفری مدرن و حقوق بشر با چالش های بنیادین مواجه است. پرسش اصلی مقاله آن است که آیا این قاعده، ترویج بی قانونی در نظام عدالت کیفری است یا پاسخی مبتنی بر مصالحی فراتر از کیفر صرف؟ پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-انتقادی و با بهره گیری از مکاتب فلسفی حقوق بشر، به واکاوی این مسئله می پردازد. مقاله نشان می دهد که این حکم با اصل برابری در برابر قانون و کرامت انسانی قربانی در تناقض است (کوثری، ۱۴۰۴). از منظر نظریه های سزاگرایی (کانت، ۱۹۹۳؛ جوان جعفری و ساداتی، ۱۳۹۰)، فایده گرایی (بنتام، ۱۸۷۶؛ کارگری، ۱۳۹۹) و عدالت ترمیمی (دزور، ۲۰۰۳)، این قاعده نه تنها توجیه پذیر نیست، بلکه با کارکردهای اساسی مجازات از جمله تامین عدالت، بازدارندگی و پاسخ گویی در تنافی است. یافته ها حاکی از آن است که این حکم، به دلیل نادیده گرفتن حقوق بنیادین کودک و تکریم ناروای "حق پدرانه"، نشان دهنده نقصی ساختاری و نیازمند اصلاح در نظام حقوقی ایران است.


واژگان کلیدی: قصاص، قتل فرزند توسط پدر، حقوق بشر، سزاگرایی، فایده گرایی، عدالت ترمیمی، قانون مجازات اسلامی


---


مقدمه


حق بر حیات، به عنوان بنیادی ترین و اساسی ترین حق بشری، سرچشمه و پایه تمامی حقوق دیگر به شمار می رود و سایر حقوق نیز از این حق منشا می گیرند و تمتع وجودی خود را مدیون آن هستند. هرگونه تعرض به این حق، شدیدترین واکنش را در نظام های حقوقی مختلف برمی انگیزد و "قصاص" یا "اعدام" به عنوان شدیدترین مجازات، برای مرتکب قتل عمد در نظر گرفته شده است. با این حال، در حقوق کیفری ایران، استثنایی قابل تامل بر این اصل کلی وارد شده است: بر اساس ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، "قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد" (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۳۰۱). این حکم که از فقه امامیه و روایاتی نظیر آنچه در وسائل الشیعه آمده، نشات گرفته (حر عاملی، ۱۴۰۳ق)، پرسش های بنیادینی را در باب عدالت، برابری و کرامت انسانی برمی انگیزد.


مسئله ای که در اینجا مطرح می شود، صرفا یک خصیصه فقهی نیست، بلکه گره گاهی است که فلسفه حقوق، حقوق بشر و حقوق جزا را در هم می آمیزد. از یک سو، قانونگذار ایران با هدف اجرای احکام شرعی، این معافیت را به مثابه "تخفیف" و "رحمت" تلقی کرده است؛ اما از سوی دیگر، این تخفیف به نظر می رسد که به "ترویج بی قانونی" دامن می زند و "نقصی بنیادین در نگارش قانون" را آشکار می سازد. ضرورت این پژوهش از آنجا نشات می گیرد که این حکم، با تعهدات بین المللی ایران در حمایت از حقوق کودک و اصول بنیادین حقوق بشر در تناقض است و تداوم آن می تواند به تضعیف امنیت خانواده و جامعه دامن زند.


گزارش های سازمان های حقوق بشری مانند عفو بین الملل (۲۰۱۵) و گزارش گر ویژه سازمان ملل در امور اعدام های فراقانونی (سازمان ملل، ۲۰۱۵)، به ناسازگاری این حکم با موازین بین المللی اشاره داشته اند. همچنین، سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی در سال ۲۰۲۰، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ را گامی مثبت اما ناکافی دانسته و به عدم رسیدگی به جدی ترین تهدیدات علیه کودکان از جمله حکم ماده ۳۰۱ اشاره کرده است (Impact Iran، ۲۰۲۰). گزارش وزارت امور خارجه بریتانیا در سال ۲۰۲۲، به صراحت به این نکته اشاره دارد که قوانین ایران در خصوص قتل های ناموسی، مجازات های متناسبی را برای قاتلان در نظر نمی گیرد و ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی به عنوان یکی از موانع اصلی در این زمینه مطرح است.


پیشینه تحقیق: تاکنون پژوهش های متعددی در خصوص ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی انجام شده است. نارنگی فرد و حشمتی (۱۳۹۹) به تحلیل حقوقی این ماده در پرتو حقوق کودک پرداخته اند. عمرانی و حاجی قربانی (۱۳۹۸) مبانی فقهی و حقوقی این حکم را با تاکید بر تحولات قانونی بررسی کرده اند. بارانی، حسینی مقدم و شاکری (۱۴۰۱) به بررسی تطبیقی فرزندکشی در حقوق ایران و فقه امامیه و اهل سنت پرداخته اند. حیدری (۱۳۹۱) در مقاله ای با عنوان "امکان قصاص پدر توسط فرزند در آراء فقهی و قوانین جزایی" به بررسی ابعاد اختلافی این مسئله پرداخته است. مرادزاده، گلی شیردار و نقیبی (۱۳۹۹) مطالعه تطبیقی مجازات فرزندکشی در فقه اسلامی را انجام داده اند. کوثری (۱۴۰۴) در پژوهشی تطبیقی، ماده ۳۰۱ را از منظر عدالت کیفری، برابری جنسیتی و مشروعیت فقهی نقد کرده و بر ضرورت اصلاح آن تاکید نموده است. با وجود این، کمتر پژوهشی با رویکردی میان رشته ای و با بهره گیری از مکاتب فلسفی حقوق بشر به نقد این حکم پرداخته است و این مقاله درصدد پر کردن این خلا تحقیقاتی است.


مسئله و فرضیه: پرسش اصلی آن است که آیا می توان این حکم را با اصول بنیادین حقوق بشر و نظریه های نوین کیفرشناسی توجیه کرد؟ فرضیه مقاله آن است که ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، نه تنها توجیه پذیر نیست، بلکه به مثابه "ترویج بی قانونی" در نظام حقوقی و "نقصی اساسی در نگارش قانون" عمل می کند و نیازمند بازنگری اساسی است.


ساختار تحقیق: این مقاله در پنج بخش تدوین شده است: در بخش نخست، به تبارشناسی حکم در حقوق ایران و مبانی فقهی آن می پردازیم. در بخش دوم، ابعاد حقوقی معافیت از قصاص را بررسی می کنیم. در بخش سوم، حکم مذکور را از منظر سه نظریه اصلی کیفرشناسی (سزاگرایی، فایده گرایی و عدالت ترمیمی) نقد می کنیم. در بخش چهارم، ناسازگاری این حکم با موازین بین المللی حقوق بشر را بررسی می نماییم و در بخش پنجم، نقدها و پیشنهادات اصلاحی ارائه خواهد شد.


---


۱. تبارشناسی یک استثنا: واکاوی حقوقی و فقهی ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی


۱.۱. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی


ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، صراحتا بیان می دارد: "قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد و مجنی علیه، عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد" (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۳۰۱). این حکم، که ریشه در فقه امامیه و روایات معصومین دارد، یکی از استثنائات وارد بر اصل کلی قصاص در قتل عمد به شمار می آید. نکته مهم آن است که این معافیت صرفا شامل پدر و جد پدری (هرچه بالاتر رود) می شود و مادر را در بر نمی گیرد؛ امری که خود محل اختلاف و نقد جدی است (کوثری، ۱۴۰۴). ماده ۳۰۹ قانون مجازات اسلامی نیز مقرر می دارد: "این ادعا که مرتکب، پدر یا یکی از اجداد پدری مجنی علیه است، باید در دادگاه ثابت شود و درصورت عدم اثبات، حق قصاص، حسب مورد، با سوگند ولی دم یا مجنی علیه یا ولی او ثابت می شود" (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۳۰۹).


مطابق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، هر کس مرتکب قتل عمد شود و به هر دلیل از قصاص معاف گردد، چنانچه عمل او موجب اخلال در نظم عمومی یا جسارت دیگران به قتل شود، به سه تا ده سال حبس محکوم خواهد شد (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۶۱۲). این حکم شامل قتل پدر نیز می شود. با این حال، در عمل، نظام حقوقی ایران با چالش هایی در این حوزه مواجه است. از جمله آنکه دیه فرزند پسر با فرزند دختر متفاوت است و این خود با اصل برابری در حقوق بشر در تعارض است (کوثری، ۱۴۰۴). همچنین، درباره میزان تعزیر، قانونگذار اختیار زیادی به قاضی داده که می تواند از سه تا ده سال حبس را در نظر بگیرد، که این امر به نوبه خود می تواند به تبعیض و بی عدالتی منجر شود.


۱.۲. مبانی فقهی و حقوقی


مهم ترین مستند فقهی این حکم، روایاتی است که در منابع معتبری مانند وسائل الشیعه نقل شده و صراحتا پدر را از قصاص فرزند معاف می دارد (حر عاملی، ۱۴۰۳ق). فقهای امامیه با استناد به این روایات و نیز قاعده فقهی "لا یقاد الوالد بولده" (والد به خاطر فرزند قصاص نمی شود)، این حکم را پذیرفته اند (نجفی، ۱۴۰۴ق؛ حلی، ۱۴۰۸ق). در حقوق کیفری اسلام و ایران، یکی از شرایط ثبوت قصاص بر جانی، فقدان رابطه ابوت میان جانی و مجنی علیه می باشد. به موجب این شرط، چنانچه پدری مرتکب جنایت عمدی بر فرزند خود شود، محکوم به قصاص نخواهد شد.


نصوص روایات: مرحوم حر عاملی در وسائل الشیعه بابی را به این مسئله اختصاص داده است که در بردارنده ده روایت متفاوت از ائمه علیهم السلام است (حر عاملی، ۱۴۰۳ق). در اینجا به برخی از این روایات اشاره می شود:


۱. روایت حمران از امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام: «لا یقاد والد بولده، و یقتل الولد اذا قتل والده عمدا: پدر به سبب [قتل] فرزندش قصاص نمی شود ولی فرزند هنگامی که پدر خویش را عمدی بکشد، قصاص می شود» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۹، ص ۲۴).


۲. روایت صحیحه حلبی از امام صادق علیه السلام: «سالته عن الرجل یقتل ابنه، ا یقتل به؟ قال: لا: از امام صادق درباره مردی که فرزند خود را کشته بود پرسیدم که آیا کشته می شود؟ فرمودند: نه» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۹، ص ۲۵).


۳. معتبره اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السلام که فرمودند: «ان علیا علیه السلام کان یقول: لا یقتل والد بولده اذا قتله: امام علی علیه السلام می فرمودند: پدر هنگامی که فرزندش را بکشد، کشته نمی شود» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۹، ص ۲۶).


۴. روایت فضیل بن یسار از امام صادق علیه السلام: «لا یقتل الرجل بولده اذا قتله ویقتل الولد بولده اذا قتل والده» (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۹، ص ۲۷).


۵. روایت پیامبر اکرم (ص): «لا یقاد الوالد بولده» که در منابع اهل سنت نیز نقل شده است (حر عاملی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۹، ص ۲۸).


اجماع فقهی: صاحب جواهر ادعای اجماع کرده است و این مسئله را در بردارنده هر دو قسم اجماع یعنی اجماع منقول و محصل قلمداد کرده است (نجفی، ۱۴۰۴ق، ج ۴۲، ص ۲۴). همچنین، صاحب تفصیل الشرایعه، این روایات را مستفیض، بلکه متواتر معنوی دانسته است (طباطبائی، ۱۴۱۸ق، ج ۱۵، ص ۱۲). محقق حلی در شرائع الاسلام شرط سوم قصاص را عدم ابوت قاتل دانسته و می نویسد: «الشرط الثالث: ان لا یکون القاتل ابا، فلو قتل ولده لم یقتل به» (حلی، ۱۴۰۸ق، ج ۴، ص ۲۴).


تعلیل حکم: افزون بر این، در بعضی از آثار فقهی، تلاش شده است از بعد عقلی و فلسفی و یا به عبارت دیگر، از بعد حکمت احکام نیز عدم قصاص پدر، در صورت کشتن فرزند، مورد تعلیل قرار گیرد؛ از جمله اینکه گفته شده است (پوربافرانی، ۱۳۸۸، ص ۵۶):


· پدر، سبب وجود فرزند است و شایسته نیست که فرزند، سبب عدم پدر خود گردد؛

· حرمت و شرف پدری، اقتضاء می کند که به خاطر قتل فرزندش مورد قصاص قرار نگیرد؛

· احترام پدر در هیچ حالی زایل نمی گردد؛ چنان که اگر پدری فرزندش را قذف نماید، حد قذف نخواهد خورد.


۱.۳. دیدگاه غیر مشهور در فقه


نظریه ای جدید در زمینه شرط انتفای ابوت وجود دارد که بر اساس آن، معافیت پدر یا جد پدری از قصاص بر نبود عنصر روانی جرم قتل، یعنی قصد، استوار است. در این نظریه (حیدری، ۱۳۹۱، ص ۹۰):


«استثنا از اصل کلی قصاص در قتل ولد به دست والد که در روایات صحیحه و معتبره آمده اختصاص به جایی دارد که قتل از راه عواطف و تخلف فرزند از نصایح خیرخواهانه پدر باشد؛ نه سایر موارد که قتل با انگیزه های دیگر که در بقیه قتل ها وجود دارد باشد، که در آن صورت اصل کلی قصاص جاری می گردد.»


برخی از فقهای معاصر مانند آیت الله صانعی با تکیه بر عنصر روانی جرم، بر این باورند که این معافیت باید به موارد خاص و محدود منحصر شود و نمی توان آن را قاعده ای عام تلقی کرد (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۱۵). برخی دیگر از فقها با الغای خصوصیت از حکم زنای پدر با فرزند دخترش که حکم قتل برای آن در نظر گرفته شده است، پدری را که مرتکب قتل عمدی فرزند خود می شود مستحق مجازات قصاص می دانند؛ چرا که حرمت و مصلحت حفظ جان از مصالح پنج گانه شریعت بر سایر مصالح مقدم است (مرادزاده و دیگران، ۱۳۹۹، ص ۲۰۵).


همچنین، برخی پژوهشگران با توجه به اینکه نه در منابع حدیثی شیعه و نه در منابع اهل سنت، روایات صحیحی که منسوب به پیامبر باشد وجود ندارد و تنها دو روایت از قول خلیفه دوم نقل شده است، احتمال داده اند که این حکم به عنوان حکم حکومتی صادر شده و امامان شیعه نیز از روی تقیه با آن مخالفت نکرده اند (بارانی و دیگران، ۱۴۰۱، ص ۴۵).


۱.۴. تطبیق حکم بر جد پدری و مادر


در زمینه مجازات جد پدری، مشهور فقیهان امامیه، جد پدری را ملحق به پدر دانسته و وی را مستحق مجازات قصاص نمی دانند (حلی، ۱۴۰۸ق، ج ۴، ص ۲۵؛ نجفی، ۱۴۰۴ق، ج ۴۲، ص ۲۶). ولی در فقه اهل سنت، بعضی از فقیهان معتقد هستند جد پدری قصاص نمی شود و بعضی دیگر از جمله حسن بن حی قائل به قصاص جد پدری می باشند (مرادزاده و دیگران، ۱۳۹۹، ص ۲۰۸).


در زمینه مجازات مادر، مشهور فقیهان امامیه قائل به مجازات قصاص هستند (نجفی، ۱۴۰۴ق، ج ۴۲، ص ۲۷)، ولی فقیهان اهل سنت بر این باورند که مادر همانند پدر مجازات نمی شود (مرادزاده و دیگران، ۱۳۹۹، ص ۲۱۰). از میان فقیهان شیعه، علاوه بر اسکافی که معتقد است قصاص بر مادر نیز جاری نمی شود، از معاصران، آیت الله صانعی نیز بر این دیدگاه است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۱۸). کوثری (۱۴۰۴، ص ۲۰) در پژوهشی تطبیقی، تبعیض جنسیتی در ماده ۳۰۱ را به شدت نقد کرده و آن را فاقد مبانی مستدل در عدالت کیفری اسلامی معاصر دانسته است.


۱.۵. شرط عدم لزوم قصد تادیب و اصلاح


آنچه این حکم را به "ترویج بی قانونی" نزدیک می کند، نبود شرط "قصد تادیب و اصلاح" است. به عبارت دیگر، بر خلاف بند (ت) ماده ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی که برای انتفای مسئولیت کیفری نیاز به قصد تادیب یا حفظ دارد، در معافیت از قصاص پدر در قتل فرزند، نیازی به قصد تادیب نیست. حتی اگر قتل از روی خشم، کینه یا ظلم باشد، باز هم پدر از قصاص معاف است (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۰۰). این خلا قانونی، عملا به معنای مشروعیت بخشی به رفتارهای خشونت آمیز پدرانه، از جمله قتل های ناموسی، است. همان طور که برخی پژوهشگران اشاره کرده اند، سقوط قصاص پدر حکمی عام و مطلق است و تخصیص آن به مواردی چون قتل با سبق تصمیم، مستلزم اعراض از روایات است (عمرانی و حاجی قربانی، ۱۳۹۸، ص ۱۳۵).


۱.۶. امکان قصاص پدر توسط فرزند در آراء فقهی


یکی از موضوعات اختلافی در فقه امامیه، مسئله امکان قصاص پدر توسط فرزند است. در فرضی که پدر، مستقیما مرتکب جنایت بر فرزند نشود و فرزند، حق قصاص را علیه پدر، از مجنی علیه به ارث ببرد، بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. گروهی از فقها، در این مورد، قائل به عدم امکان قصاص پدر هستند و به قیاس اولویت، روایت "لا یقاد والد بولد"، روایت باب قذف و عمومات ادله امر به احسان و مصاحبت به معروف با والدین استناد کرده اند (حیدری، ۱۳۹۱، ص ۹۵). جمعی دیگر از فقها نیز به امکان قصاص پدر در این مسئله حکم داده اند و با رد استناد به قیاس اولویت، به اکتفاء به قدر متیقن در خروج از اطلاق ادله قصاص تمسک جسته اند (حیدری، ۱۳۹۱، ص ۹۷).


۱.۷. مصادیق عینی در رویه قضایی


برای درک بهتر آثار این حکم در عمل، می توان به پرونده قتل فاطمه سلطانی، نوجوان ۱۷ ساله، توسط پدرش در فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵) اشاره کرد. پدر فاطمه، او را در بیرون از یک آرایشگاه به قتل رساند و دادگاه کیفری تهران او را به هشت سال حبس و پرداخت دیه محکوم کرد. مادر فاطمه در دادگاه شهادت داد که همسرش می دانست در روستایشان، شخصی فرزند خود را کشته و والدین به قصاص محکوم نمی شوند و همسرش تهدید می کرد که هر وقت بخواهد، می تواند با ماشین روی فرزندانش بکشد. این پرونده به وضوح نشان می دهد که آگاهی از حکم ماده ۳۰۱، چگونه می تواند به عنوان عاملی برای تشویق یا دست کم کاهش بازدارندگی در قتل های خانوادگی عمل کند. همچنین، پرونده های رومینا اشرفی و مونا حیدری نشان می دهد که قانون نه پناهگاه کودک، بلکه سپر جنایت است و نظام حقوقی ایران مصداق روشن تبعیض ساختاری علیه دختران و نقض آشکار کنوانسیون حقوق کودک محسوب می شود (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۵).


---


۲. ابعاد حقوقی معافیت از قصاص


۲.۱. تعزیر و چالش های آن


معافیت از قصاص، به معنای سلب کامل مسئولیت کیفری از پدر نیست. پدر همچنان به پرداخت دیه (خون بها) به ورثه مقتول محکوم می شود و نیز به مجازات تعزیری محکوم می گردد. مطابق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، هر کس مرتکب قتل عمد شود و به هر دلیل از قصاص معاف گردد، چنانچه عمل او موجب اخلال در نظم عمومی یا جسارت دیگران به قتل شود، به سه تا ده سال حبس محکوم خواهد شد (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۶۱۲). با این حال، در عمل، نظام حقوقی ایران با چالش هایی در این حوزه مواجه است. از جمله آنکه دیه فرزند پسر با فرزند دختر متفاوت است و این خود با اصل برابری در حقوق بشر در تعارض است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۲). همچنین، درباره میزان تعزیر، قانونگذار اختیار زیادی به قاضی داده که می تواند از سه تا ده سال حبس را در نظر بگیرد، که این امر به نوبه خود می تواند به تبعیض و بی عدالتی منجر شود (آقایی نیا، ۱۳۹۹، ص ۱۱۲).


۲.۲. تفاوت دیه پسر و دختر


یکی از چالش های اساسی در این حوزه، تفاوت دیه فرزند پسر با فرزند دختر است. در حقوق ایران، دیه زن نصف دیه مرد است و این تفاوت در مورد فرزندان نیز جاری می شود (الهام و برهانی، ۱۳۹۵، ص ۱۸۰). این نابرابری آشکار، با اصل برابری در برابر قانون و اصل منع تبعیض که در اسناد بین المللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، در تعارض است. کوثری (۱۴۰۴، ص ۲۳) در پژوهش خود، این تبعیض جنسیتی در قوانین کیفری را به شدت نقد کرده و آن را فاقد مبانی مستدل در عدالت کیفری اسلامی معاصر دانسته است.


۲.۳. اختیار قاضی در تعیین مجازات تعزیری


قانونگذار در ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی، اختیار وسیعی به قاضی داده است تا مجازات تعزیری را بین سه تا ده سال حبس تعیین کند (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۶۱۲). این اختیار گسترده، اگرچه می تواند به انعطاف پذیری در صدور رای منجر شود، اما در عمل می تواند به تبعیض و بی عدالتی نیز بینجامد. عواملی مانند موقعیت اجتماعی پدر، توانایی مالی او برای پرداخت دیه، و حتی برخی ملاحظات غیرحقوقی می توانند در تعیین میزان مجازات تعزیری موثر باشند و این امر با اصل برابری در برابر قانون در تناقض است (نجفی ابرندآبادی و هاشم بیگی، ۱۳۹۷، ص ۳۴۵).


---


۳. کیفرشناسی فلسفی: عدالت یا انتقام؟ نقد حکم از منظر مکاتب حقوق بشر


در فلسفه حقوق و حقوق بشر، توجیه هر مجازاتی نیازمند تمسک به نظریه ای است که پاسخ گو، بازدارنده و عادلانه باشد. در این بخش، حکم معافیت پدر از قصاص را با سه نظریه اصلی کیفرشناسی می سنجیم.


۳.۱. نظریه سزاگرایی (Retributivism) و اصل تناسب جرم و مجازات


نظریه سزاگرایی، که ریشه در فلسفه کانت و هگل دارد، بر این اصل استوار است که مجازات باید متناسب با جرم ارتکابی باشد و قصاص، نمود عینی این تناسب است. کانت (۱۹۹۳، ص ۱۳۸) معتقد بود که مجازات، به ویژه پس از قتل، یک الزام قاطع است و حتی اگر جامعه ای تصمیم به انحلال بگیرد، آخرین قاتل در زندان باید پیش از اجرای آن حکم اعدام شود. سزاگرایان معتقدند که مجازات، پاسخی است به نقض قانون و حق مجرم برای تحمل کیفر، و این امر به منزله "بازپس گیری اعتبار از مجرم و احترام به کرامت انسانی او" تلقی می شود (جوان جعفری و ساداتی، ۱۳۹۱، ص ۶۵). از منظر سزاگرایی، قتل عمد، شدیدترین جرم علیه تمامیت جسمانی انسان است و پاسخ متناسب با آن، سلب حیات است یا حداقل شدیدترین مجازات ممکن (بروکس، ۱۳۹۵، ص ۴۵).


حال، معافیت پدر از این پاسخ متناسب، چه معنایی دارد؟ این حکم، با "اصل تناسب جرم و مجازات" در تعارضی آشکار است. چرا که یک جنایت (قتل عمد) با دو پاسخ متفاوت مواجه می شود: اگر قاتل "پدر" نباشد، اعدام می شود و اگر باشد، به حبس و جریمه نقدی محکوم می شود. این نابرابری، نه تنها سزاگرایی را نقض می کند، بلکه به نوعی ارزش زندگی فرزند را کمتر از زندگی دیگران تلقی می کند و این دقیقا همان چیزی است که با کرامت انسانی و اصل برابری در حقوق بشر منافات دارد (رحیمی نژاد و حبیب زاده، ۱۳۸۷، ص ۱۱۲).


سزاگرایی مدرن نیز در توجیه مجازات های غیرسال بانه، بر کارکرد بیانی مجازات تاکید دارد. بر اساس این رویکرد، مجازات به عنوان ابراز سرزنش عمومی عمل می کند و محکومیت اخلاقی جامعه را نسبت به فعل مجرمانه نشان می دهد (داف، ۲۰۰۱، ص ۷۰). اما معافیت پدر از قصاص، در واقع این پیام را به جامعه منتقل می کند که قتل فرزند توسط پدر، محکومیت اخلاقی کمتری نسبت به سایر قتل ها دارد و این به نوعی "ترویج بی قانونی" است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۸).


۳.۲. نظریه فایده گرایی (Utilitarianism) و کارکرد بازدارندگی


فایده گرایان، از بنتام تا امروز، مجازات را با کارکردهای اجتماعی آن، مانند بازدارندگی، ناتوان سازی و اصلاح مجرم توجیه می کنند. بنتام (۱۸۷۶، ص ۱۷۰) استدلال می کرد که مجازات باید بر اساس اصل سودمندی (Utility) توجیه شود و کارکرد اصلی آن، پیشگیری از جرم از طریق بازدارندگی است. از این منظر، مجازات تنها زمانی موجه است که منافع آن (کاهش جرم در جامعه) از هزینه های آن (رنج مجرم) بیشتر باشد (فرحبخش، ۱۳۹۲، ص ۱۰۰). حال، معافیت پدر از قصاص، چگونه با این اهداف هماهنگ است؟


بازدارندگی: قانونی که قاتل را از مجازات اعدام معاف می کند، به وضوح "بازدارندگی" را تضعیف می کند (محمودی جانکی و آقایی، ۱۳۸۷، ص ۱۲۰). زیرا پدری که قصد قتل فرزند خود را دارد، با علم به اینکه به اعدام محکوم نخواهد شد، با جسارت بیشتری دست به این کار می زند. گزارش های سازمان های حقوق بشری حاکی از آن است که این حکم، به ویژه در قتل های ناموسی، باعث کاهش مجازات ها و نبود بازدارندگی موثر شده است (عفو بین الملل، ۲۰۱۵، ص ۳۵). در پرونده فاطمه سلطانی، مقتول به مادرش گفته بود که پدرش به او گفته می تواند هر وقت بخواهد، فرزندانش را با ماشین زیر بگیرد و این تهدید ناشی از آگاهی پدر از حکم ماده ۳۰۱ بوده است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۵).


ناتوان سازی و اصلاح: اگر هدف، اصلاح مجرم یا ناتوان سازی او باشد، باز هم این حکم کارایی خود را از دست می دهد. چه بسا یک پدر قاتل، که با خیال راحت تر از قانون می گزیزد، نه تنها به فکر اصلاح نیست، بلکه ممکن است خطری برای دیگر اعضای خانواده نیز محسوب شود (کارگری، ۱۳۹۹، ص ۳۴۵). از منظر فایده گرایی، این حکم، به جای کاهش جرم، زمینه را برای افزایش خشونت های خانوادگی فراهم می کند و امنیت اجتماعی را به مخاطره می اندازد.


بنابراین، از دیدگاه فایده گرایان، این حکم نه تنها کارکرد بازدارندگی خود را از دست داده، بلکه با تضعیف هنجارهای اجتماعی و مشروعیت بخشی به خشونت پدرانه، در جهت عکس اهداف کیفر گام برمی دارد (کارگری، ۱۳۹۹، ص ۳۵۰).


۳.۳. عدالت ترمیمی (Restorative Justice): ترمیم رابطه یا توجیه نابرابری؟


نظریه عدالت ترمیمی، که در دهه های اخیر به عنوان رقیبی جدی برای کیفرهای سزاگرا و فایده گرا مطرح شده، بر "ترمیم رابطه" بین بزه دیده، بزهکار و جامعه تاکید دارد. در این دیدگاه، کیفر باید در جهت جبران خسارت های وارده و بازگرداندن نظم به جامعه باشد، نه صرفا انتقام یا بازدارندگی (دزور، ۲۰۰۳، ص ۱۰). آیا ماده ۳۰۱ را می توان در چارچوب عدالت ترمیمی توجیه کرد؟


برخی ممکن است استدلال کنند که این حکم، با سوق دادن پرونده به سمت دیه و عفو، زمینه را برای "آشتی" و "ترمیم" در خانواده فراهم می کند. با این حال، این استدلال با چالش های جدی مواجه است. نخست آنکه، در عدالت ترمیمی، "رضایت" و "مشارکت" بزه دیده و بزهکار شرط اساسی است. اما در اینجا، با معافیت از قصاص، عملا "حق انتخاب" و "رضایت" از بزه دیده (یعنی فرزند مقتول که خود از صحنه خارج شده و حق حیاتش نادیده گرفته شده) سلب می شود (بروکس، ۱۳۹۵، ص ۱۲۰).


ثانیا، عدالت ترمیمی بر "پاسخ گویی" فعال بزهکار تاکید دارد. اما این حکم، با کاهش شدید مجازات، به نوعی از پدر قاتل به عنوان "قربانی شرایط" یا "صاحب اختیار طبیعی" دفاع می کند که خود با روح عدالت ترمیمی در تضاد است (داف، ۲۰۰۱، ص ۱۵۰). به عبارت دیگر، این حکم، به جای ترمیم رابطه، به "توجیه نابرابری" در روابط پدر-فرزندی دامن می زند و مفهوم "ترمیم" را با "بخشش اجباری" و "نادیده گرفتن حقوق قربانی" جایگزین می کند (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۹).


برخی نظریه پردازان عدالت ترمیمی معتقدند که اگر قصد مجازات کننده، ایجاد رنج نباشد، بلکه بازگرداندن نظم و جبران خسارت باشد، آن اقدام را نباید مجازات تلقی کرد (تاسیولاس، ۲۰۰۶، ص ۳۰۰). با این حال، در مورد ماده ۳۰۱، حذف مجازات اعدام و جایگزینی آن با دیه و تعزیر، به جای تقویت فرآیند ترمیم، عملا به "بخشش اجباری" و "نادیده گرفتن حقوق قربانی" منجر می شود و با روح عدالت ترمیمی در تضاد است (دزور، ۲۰۰۳، ص ۱۵).


---


۴. حقوق بشر و کودک: ناسازگاری حکم با موازین بین المللی


۴.۱. تعارض با کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی


در سطح بین المللی، اسناد متعددی از جمله کنوانسیون حقوق کودک (CRC) و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، بر حمایت از حق حیات کودکان و برخورد یکسان با همه افراد در برابر قانون تاکید دارند. در رویه نهادهای نظارتی سازمان ملل، هرگونه تبعیض در اعمال مجازات بر اساس رابطه نسبی، به ویژه در قتل کودکان، به شدت محکوم شده است (سازمان ملل، ۲۰۱۵، ص ۱۲). ایران نیز با وجود اینکه در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته، اما قوانین داخلی آن آشکارا با تعهدات بین المللی کشور در تضاد است (نیری، ۱۳۹۱، ص ۸).


ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات را به عنوان حقی غیرقابل سلب به رسمیت می شناسد و ماده ۲۶ آن، بر برابری همه افراد در برابر قانون و حمایت یکسان قانون بدون هرگونه تبعیض تاکید دارد. ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، با ایجاد تفاوت آشکار در برخورد با قاتلان بر اساس رابطه نسبی، ناقض این اصول اساسی است (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۱۰).


۴.۲. گزارش های سازمان های بین المللی


گزارش گر ویژه سازمان ملل در امور اعدام های فراقانونی، به صراحت به این حکم اشاره کرده و آن را ناقض حقوق کودک و ترویج دهنده خشونت خانگی دانسته است (سازمان ملل، ۲۰۱۵، ص ۱۸). به ویژه، این حکم با "اصل برابری" در برابر قانون و "اصل منع تبعیض" که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی آمده، در تعارض است. گزارش عفو بین الملل در سال ۲۰۱۵ نیز به صراحت به این ماده قانونی اشاره کرده و آن را ناقض حقوق بشر دانسته است (عفو بین الملل، ۲۰۱۵، ص ۴۲).


سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی در سال ۲۰۲۰، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ را گامی مثبت اما ناکافی دانسته و به عدم رسیدگی به جدی ترین تهدیدات علیه کودکان از جمله حکم ماده ۳۰۱ اشاره کرده است (Impact Iran، ۲۰۲۰، ص ۱۵).


گزارش وزارت امور خارجه بریتانیا در سال ۲۰۲۲، به صراحت به این نکته اشاره دارد که قوانین ایران در خصوص قتل های ناموسی، مجازات های متناسبی را برای قاتلان در نظر نمی گیرد و ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی به عنوان یکی از موانع اصلی در این زمینه مطرح است.


۴.۳. تبعیض جنسیتی در ماده ۳۰۱


یکی از ابعاد نگران کننده ماده ۳۰۱، تبعیض جنسیتی آشکار در آن است. این ماده صرفا پدر و جد پدری را از قصاص معاف می کند و مادر را در بر نمی گیرد. به عبارت دیگر، اگر مادری فرزند خود را به قتل برساند، مشمول قصاص خواهد شد، اما پدری که همان جنایت را مرتکب می شود، از قصاص معاف است. کوثری (۱۴۰۴، ص ۲۰) در پژوهشی تطبیقی، این تبعیض جنسیتی را به شدت نقد کرده و آن را فاقد مبانی مستدل در عدالت کیفری اسلامی معاصر دانسته است. این تبعیض آشکار، با اصل برابری جنسیتی که در اسناد بین المللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده، در تناقض است.


۴.۴. کرامت انسانی و حق حیات کودک


این حکم همچنین با "اصل کرامت انسانی" که در فلسفه حقوق بشر بنیادین است، در تناقض است (رحیمی نژاد و حبیب زاده، ۱۳۸۷، ص ۱۱۵)؛ چرا که کرامت یک کودک، هرگز نباید به واسطه رابطه خونی اش با قاتل، مورد بی توجهی قرار گیرد. حق بر حیات کودک، به عنوان بنیادی ترین حق بشری، باید بدون هرگونه تبعیض، از جمله تبعیض ناشی از رابطه نسبی، مورد حمایت قرار گیرد (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۰۵). در نظام حقوقی ایران، به رغم تلاش هایی برای هماهنگ سازی قوانین با حقوق کودک، این ماده قانونی به عنوان یک خلا بزرگ و یک "نقص اساسی در نگارش قانون" باقی مانده است که نیازمند اصلاح فوری است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۳۰).


---


۵. نقدها و پیشنهادات اصلاحی


۵.۱. نقدهای وارد بر ماده ۳۰۱


بر اساس تحلیل های ارائه شده، نقدهای زیر بر ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی وارد است:


نقد اول: نقض اصل برابری در برابر قانون. ماده ۳۰۱ با ایجاد تفاوت آشکار در برخورد با قاتلان بر اساس رابطه نسبی، اصل برابری در برابر قانون را نقض می کند. یک جنایت (قتل عمد) با دو پاسخ متفاوت مواجه می شود: اگر قاتل پدر نباشد، اعدام می شود و اگر باشد، به حبس و جریمه نقدی محکوم می شود (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۸).


نقد دوم: نادیده گرفتن کرامت انسانی قربانی. این حکم، به نوعی ارزش زندگی فرزند را کمتر از زندگی دیگران تلقی می کند و کرامت انسانی قربانی را نادیده می گیرد. کرامت یک کودک، هرگز نباید به واسطه رابطه خونی اش با قاتل، مورد بی توجهی قرار گیرد (رحیمی نژاد و حبیب زاده، ۱۳۸۷، ص ۱۱۲).


نقد سوم: ترویج بی قانونی و کاهش بازدارندگی. آگاهی از معافیت از قصاص، می تواند به عنوان عاملی برای تشویق یا کاهش بازدارندگی در ارتکاب قتل فرزند عمل کند (محمودی جانکی و آقایی، ۱۳۸۷، ص ۱۲۵). پرونده فاطمه سلطانی به وضوح نشان می دهد که آگاهی از این حکم چگونه می تواند به افزایش خشونت های خانوادگی دامن بزند (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۵).


نقد چهارم: تبعیض جنسیتی. ماده ۳۰۱ صرفا پدر و جد پدری را از قصاص معاف می کند و مادر را در بر نمی گیرد. این تبعیض آشکار، با اصل برابری جنسیتی در تعارض است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۰).


نقد پنجم: عدم تفکیک بین قتل عمدی با سبق تصمیم و قتل در مقام تادیب. در معافیت از قصاص پدر در قتل فرزند، نیازی به قصد تادیب نیست و حتی اگر قتل از روی خشم، کینه یا ظلم باشد، باز هم پدر از قصاص معاف است. این خلا قانونی، عملا به معنای مشروعیت بخشی به رفتارهای خشونت آمیز پدرانه است (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۰۰).


نقد ششم: تعارض با موازین بین المللی حقوق بشر. ماده ۳۰۱ با تعهدات بین المللی ایران در حمایت از حقوق کودک و اصول بنیادین حقوق بشر در تناقض است و گزارش های سازمان های بین المللی به این تعارض اشاره داشته اند (عفو بین الملل، ۲۰۱۵؛ سازمان ملل، ۲۰۱۵).


۵.۲. پیشنهادات اصلاحی


بر اساس یافته های این پژوهش، پیشنهادات اصلاحی زیر ارائه می شود:


پیشنهاد اول: حذف کامل معافیت پدر از قصاص در قتل عمد فرزند. بهترین راهکار برای رفع این نقیصه، حذف کامل معافیت پدر از قصاص در قتل عمد فرزند است. به عبارت دیگر، ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی باید اصلاح شود و پدر نیز مانند هر قاتل دیگری، مشمول قصاص قرار گیرد. این اصلاح، ضمن تامین عدالت برای قربانی، پیام روشنی به جامعه درباره محکومیت اخلاقی قتل فرزند توسط پدر ارسال می کند (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۳۲).


پیشنهاد دوم: مشروط کردن معافیت از قصاص به احراز قصد تادیب و اصلاح. در صورتی که حذف کامل معافیت ممکن نباشد، می توان این معافیت را مشروط به احراز قصد تادیب و اصلاح کرد. به عبارت دیگر، اگر پدر فرزند خود را در مقام تادیب و اصلاح به قتل برساند، از قصاص معاف شود، اما اگر قتل از روی خشم، کینه یا ظلم باشد، مشمول قصاص قرار گیرد (عمرانی و حاجی قربانی، ۱۳۹۸، ص ۱۴۰). این رویکرد، هم سو با بند (ت) ماده ۱۵۸ قانون مجازات اسلامی است که برای انتفای مسئولیت کیفری نیاز به قصد تادیب یا حفظ دارد (قانون مجازات اسلامی، ۱۳۹۲، ماده ۱۵۸).


پیشنهاد سوم: افزایش مجازات تعزیری. مجازات تعزیری مقرر در ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی (سه تا ده سال حبس) برای بازدارندگی کافی نیست. پیشنهاد می شود که حداکثر مجازات تعزیری برای قتل عمد فرزند توسط پدر، به بیست سال حبس افزایش یابد تا بازدارندگی لازم را ایجاد کند (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۰۸).


پیشنهاد چهارم: اصلاح دیه و برابری جنسیتی. تفاوت دیه فرزند پسر با فرزند دختر باید اصلاح شود و دیه همه فرزندان، صرف نظر از جنسیت، برابر گردد. این اصلاح، با اصل برابری در حقوق بشر هم سو است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۳).


پیشنهاد پنجم: شمول حکم نسبت به مادر. تبعیض جنسیتی در ماده ۳۰۱ باید رفع شود و مادر نیز مانند پدر از معافیت از قصاص برخوردار شود، یا اینکه هر دو والدین مشمول قصاص قرار گیرند (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۲۲). کوثری (۱۴۰۴، ص ۳۰) در پژوهش خود، بر برابری کامل والدین در قوانین کیفری تاکید کرده است.


پیشنهاد ششم: ایجاد سازوکارهای نظارتی برای جلوگیری از سوءاستفاده. باید سازوکارهای نظارتی موثری برای جلوگیری از سوءاستفاده از این حکم ایجاد شود. به عنوان مثال، دادگاه ها باید احراز کنند که قتل فرزند توسط پدر، واقعا در مقام تادیب و اصلاح صورت گرفته است و نه از روی خشم یا کینه (عمرانی و حاجی قربانی، ۱۳۹۸، ص ۱۴۲).


پیشنهاد هفتم: اصلاح ساختاری در نظام حقوقی. فراتر از اصلاح ماده ۳۰۱، نظام حقوقی ایران نیازمند یک بازنگری ساختاری در حوزه حقوق کودک و خانواده است. قوانین باید به گونه ای تدوین شوند که از حقوق بنیادین کودکان در برابر هرگونه خشونت، از جمله خشونت والدین، حمایت کنند (نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹، ص ۱۱۲).


۵.۳. ضرورت بازنگری در ماده ۳۰۱


با توجه به نقدهای وارد بر ماده ۳۰۱ و تناقض آن با اصول بنیادین حقوق بشر و موازین بین المللی، بازنگری در این ماده قانونی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. همان طور که یکی از پژوهشگران اشاره کرده است، این حکم "نقصی تاریخی" در نظام حقوقی ایران است که نیازمند اصلاح اساسی است (کوثری، ۱۴۰۴، ص ۳۲). کوثری (۱۴۰۴، ص ۳۳) نیز در پژوهش خود، بر ضرورت اصلاح ماده ۳۰۱ و حذف تبعیض های جنسیتی در قوانین کیفری تاکید کرده است.


اصلاح این ماده، نه تنها به تامین عدالت برای همه شهروندان، صرف نظر از روابط خونی، کمک می کند، بلکه با موازین مدرن حقوق بشر نیز هم سو خواهد بود و گامی موثر در جهت تحقق نظامی کیفری عادلانه تر، بازدارنده تر و انسان محورتر خواهد بود.


---


نتیجه گیری


مقاله حاضر، با واکاوی ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، نشان داد که حکم معافیت پدر از قصاص در قتل فرزند، نه تنها توجیه پذیر نیست، بلکه به مثابه "ترویج بی قانونی" در نظام حقوقی و "نقصی اساسی در نگارش قانون" عمل می کند. این حکم، در ترازوی سه نظریه مهم کیفرشناسی، نتوانست توجیهی معقول ارائه دهد: از منظر سزاگرایی، با اصل تناسب جرم و مجازات در تعارض است و به جای ابراز محکومیت اخلاقی جامعه، به تضعیف آن دامن می زند (جوان جعفری و ساداتی، ۱۳۹۱؛ کانت، ۱۹۹۳). از منظر فایده گرایی، کارکرد بازدارندگی خود را از دست داده و به افزایش خشونت دامن می زند (بنتام، ۱۸۷۶؛ کارگری، ۱۳۹۹). و از منظر عدالت ترمیمی، به جای ترمیم رابطه، به توجیه نابرابری در روابط خانوادگی می انجامد (دزور، ۲۰۰۳؛ تاسیولاس، ۲۰۰۶).


فراتر از مباحث حقوقی، این حکم با اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله حق بر حیات، اصل برابری و کرامت انسانی، در تعارضی آشکار است (رحیمی نژاد و حبیب زاده، ۱۳۸۷؛ نارنگی فرد و حشمتی، ۱۳۹۹). تبعیض جنسیتی موجود در این ماده، که صرفا پدر را از قصاص معاف می کند و مادر را در بر نمی گیرد، خود گواهی بر نارسایی این حکم در عرصه عدالت کیفری است (کوثری، ۱۴۰۴). همان طور که پرونده فاطمه سلطانی نشان داد، آگاهی پدر از معافیت از قصاص، می تواند به عنوان عاملی برای تشویق یا کاهش بازدارندگی در ارتکاب قتل فرزند عمل کند. معافیت پدر از قصاص، نه تنها به معنای "کاهش مجازات" نیست، بلکه به معنای "انکار عدالت" برای قربانی (فرزند) و "مشروعیت بخشی" به خشونت پدرانه است. این امر، علاوه بر نقض تعهدات بین المللی ایران، به تضعیف امنیت خانواده و جامعه دامن می زند (عفو بین الملل، ۲۰۱۵؛ سازمان ملل، ۲۰۱۵).


در نهایت، این مقاله بر این باور است که این حکم، نه یک "تخفیف شرعی"، بلکه یک "نقص تاریخی" در نظام حقوقی ایران است که نیازمند بازنگری اساسی است. ضرورت اصلاح ماده ۳۰۱، با هدف تامین عدالت برای همه شهروندان، صرف نظر از روابط خونی، و نیز انطباق با موازین مدرن حقوق بشر، بیش از پیش احساس می شود. اصلاحات پیشنهادی شامل حذف معافیت پدر از قصاص در قتل عمد فرزند، یا حداقل مشروط کردن این معافیت به احراز قصد تادیب و اصلاح، افزایش مجازات تعزیری، اصلاح تفاوت دیه پسر و دختر، شمول حکم نسبت به مادر یا حذف کامل تبعیض جنسیتی، و ایجاد سازوکارهای نظارتی موثر می باشد. تنها در سایه اصلاح این نقیصه، می توان از "ترویج بی قانونی" جلوگیری کرده و به سوی نظامی کیفری عادلانه تر، بازدارنده تر و انسان محورتر گام برداشت.


---


منابع


فارسی


۱. آقایی نیا، حسین (۱۳۹۹). حقوق کیفری اختصاصی ۳ (چ هجدهم). تهران: انتشارات میزان.


۲. الهام، غلامحسین و برهانی، محسن (۱۳۹۵). درآمدی بر حقوق جزای عمومی، جرم و مجرم (ج ۱، چ دوم). تهران: انتشارات میزان.


۳. بارانی، الهه؛ حسینی مقدم، سید عسکری؛ شاکری، ابوالحسن (۱۴۰۱). بررسی تطبیقی فرزندکشی در حقوق ایران و فقه امامیه و اهل سنت. نشریه علمی-پژوهشی مطالعات علوم سیاسی، حقوق و فقه، ۸(۱)، بهار ۱۴۰۱.


۴. بروکس، تام (۱۳۹۵). مجازات (ترجمه محمدعلی کاظم نظری، چ اول). تهران: انتشارات میزان.


۵. برهانی، محسن (۱۳۹۵). اخلاق و حقوق کیفری. قم: انتشارات فرهنگ و اندیشه اسلامی.


۶. پوربافرانی، حسن (۱۳۸۸). قتل عمدی از دیدگاه فقه و حقوق. تهران: انتشارات میزان.


۷. جوان جعفری، عبدالرضا و ساداتی، محمدجواد (۱۳۹۰). از سزاگرایی کلاسیک تا سزاگرایی نوین - ارزیابی اندیشه سزاگرایی. نشریه آموزه های حقوق کیفری، (۲)، ۱۱۹-۱۴۸.


۸. جوان جعفری، عبدالرضا و ساداتی، محمدجواد (۱۳۹۱). سزاگرایی در فلسفه کیفر. نشریه پژوهشنامه حقوق کیفری، (۵)، ۵۹-۸۲.


۹. حیدری، علی مراد (۱۳۹۱). امکان قصاص پدر توسط فرزند در آراء فقهی و قوانین جزایی. مطالعات اسلامی: فقه و اصول، ۴۴(۹۰)، ۸۵-۹۹.


۱۰. کوثری، زهرا (۱۴۰۴). بررسی تطبیقی ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی از منظر عدالت کیفری و برابری جنسیتی. پژوهشنامه نوین فقهی حقوقی زنان و خانواده، ۶(۱)، ۵-۳۴.


۱۱. رحیمی نژاد، اسماعیل و حبیب زاده، محمدجعفر (۱۳۸۷). مجازات های نامتناسب، مجازات های مغایر با کرامت انسانی. فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۳۸(۲).


۱۲. صابری، علی (۱۳۹۳). قرائت های معاصر از سزاگرایی. نشریه مطالعات حقوق کیفری و جرم شناسی، (۱)، ۱۴۵-۱۶۴.


۱۳. عمرانی، سلمان و حاجی قربانی، حسین (۱۳۹۸). بررسی فقهی و حقوقی ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی. مجله فقه و حقوق اسلامی، ۱۰(۱۹)، ۱۲۳-۱۴۸.


۱۴. فرحبخش، مجتبی (۱۳۹۲). جرمانگاری فایده گرایانه (جستاری در فلسفه حقوق کیفری) (چ اول). تهران: انتشارات میزان.


۱۵. قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲).


۱۶. کارگری، نوروز (۱۳۹۹). فایده گرایی مجازات؛ مبانی و سازوکارها. نشریه حقوقی تطبیقی ایران و بین الملل، (۴۸)، ۳۳۵-۳۵۴.


۱۷. محمودی جانکی، فیروز و آقایی، سارا (۱۳۸۷). بررسی نظریه بازدارندگی مجازات. فصلنامه حقوق، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۳۸(۲).


۱۸. مرادزاده، احسان؛ گلی شیردار، محمدحسن؛ نقیبی، سید ابوالقاسم (۱۳۹۹). مطالعه تطبیقی مجازات فرزندکشی در فقه اسلامی. مبانی فقهی حقوق اسلامی، (۲۶)، ۱۹۵-۲۱۸.


۱۹. نارنگی فرد، محمد و حشمتی، محسن (۱۳۹۹). تحلیل حقوقی ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی در پرتو حقوق کودک. فصلنامه حقوق کیفری، ۱۱(۲)، ۸۹-۱۱۲.


۲۰. نجفی ابرندآبادی، علی حسین و هاشم بیگی، حمید (۱۳۹۷). دانشنامه جرم شناسی (چ پنجم). تهران: انتشارات گنج دانش.


۲۱. نیری، محمد (۱۳۹۱). مروری بر قانون مجازات اسلامی جدید ایران. واحد حقوق بشر در ایران، دانشگاه اسکس.


عربی


۲۲. الحر العاملی، محمد بن الحسن (۱۴۰۳ق). وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه (چ هفتم، ج ۱۹). بیروت: دار احیاء التراث العربی.


۲۳. النجفی، محمد حسن (صاحب جواهر) (۱۴۰۴ق). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام (ج ۴۲). بیروت: دار احیاء التراث العربی.


۲۴. الشهید الثانی، زین الدین بن علی (۱۴۱۲ق). مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام. قم: موسسه المعارف الاسلامیه.


۲۵. الخوئی، سید ابوالقاسم (۱۴۲۲ق). مبانی تکمله منهاج الصالحین. قم: موسسه الخوئی الاسلامیه.


۲۶. الحلی، محمد بن حسن (محقق حلی) (۱۴۰۸ق). شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام (ج ۴). قم: انتشارات اسماعیلیان.


۲۷. الطباطبائی، سید علی (۱۴۱۸ق). ریاض المسائل فی تحقیق الاحکام بالدلائل (ج ۱۵). قم: موسسه النشر الاسلامی.


انگلیسی


۲۸. Amnesty International. (2015). Iran: The Islamic Penal Code and Human Rights. London: Amnesty International Publications.


۲۹. Bentham, J. (1876). An Introduction to the Principles of Morals and Legislation. Clarendon Press.


۳۰. Duff, R. A. (2001). Punishment, Communication and Community. Oxford University Press.


۳۱. Hart, H. L. A. (2008). Punishment and Responsibility: Essays in the Philosophy of Law. Oxford University Press.


۳۲. Impact Iran. (2020). Human Rights Violations in the Islamic Republic of Iran: Shadow Report.


۳۳. Kant, I. (1993). Grounding for the Metaphysics of Morals (J. W. Ellington, Trans.). Hackett.


۳۴. Nayyeri, M. (2012). Criminal Responsibility of Children in the Islamic Republic of Iran's New Penal Code. Iran Human Rights Documentation Center.


۳۵. United Nations. (2015). Report of the Special Rapporteur on extrajudicial, summary or arbitrary executions (A/HRC/14/24/Add.1).


۳۶. Baird, R. M., & Rosenbaum, S. E. (1988). Philosophy of Punishment. Prometheus Books.


۳۷. Dzur, A. W. (2003). Restorative Justice and Civic Accountability for Punishment. Polity, 36(1), 3-22.


۳۸. Tasioulas, J. (2006). Punishment and Repentance. Philosophy, 81(316), 279-322.