فرهنگ سازی؛ ساختن انسان پیش از ساختن رفتار

13 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 18 بازدید


فرهنگ سازی؛ ساختن انسان پیش از ساختن رفتار

فرهنگ سازی از آن واژه هایی است که بسیار درباره آن سخن گفته ایم، اما شاید کمتر درباره معنای واقعی آن اندیشیده ایم. سال هاست از کار فرهنگی، فعالیت فرهنگی، برنامه های فرهنگی و ضرورت فرهنگ سازی سخن می گوییم؛ اما گاهی چنان با شتاب به سراغ «کار» می رویم که فراموش می کنیم پیش از هر کاری باید بدانیم فرهنگ دقیقا چگونه ساخته می شود.

فرهنگ با توصیه ساخته نمی شود؛ با تکرار شعار نیز ساخته نمی شود. فرهنگ زمانی شکل می گیرد که یک معنا، یک ارزش یا یک شیوه اندیشیدن، آرام آرام وارد زندگی انسان شود و از سطح سخن به سطح رفتار، انتخاب و عادت برسد.فرهنگ سازی در حقیقت یعنی ساختن شیوه ای از دیدن، فهمیدن و زندگی کردن.اگر جامعه ای می خواهد مسئولیت پذیر باشد، نمی توان تنها درباره مسئولیت پذیری سخن گفت. باید انسان ها از کودکی در موقعیت هایی قرار بگیرند که مسئولیت انتخاب های خود را تجربه کنند. اگر قرار است قانون مداری به فرهنگ تبدیل شود، صرفا ترساندن مردم از مجازات کافی نیست؛ باید احترام به قانون به یک ارزش درونی و بخشی از شخصیت اجتماعی آنان تبدیل شود. اگر مطالعه ارزشمند است، باید کتاب از یک کالای تزئینی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود.

این تفاوت میان آموزش یک رفتار و ساختن یک فرهنگ است.آموزش می تواند به انسان بگوید چه کاری انجام دهد؛ اما فرهنگ کاری می کند که فرد، بدون آنکه کسی بالای سرش ایستاده باشد، آن رفتار را درست و طبیعی بداند.فرهنگ سازی بنابراین پیش از آنکه مسئله تبلیغات باشد، مسئله تربیت است؛ و پیش از آنکه با تولید پیام آغاز شود، با ساختن معنا آغاز می شود.

جامعه ای که می خواهد فرهنگی را گسترش دهد، ابتدا باید بتواند به یک پرسش بنیادی پاسخ دهد: چرا انسان باید چنین رفتاری داشته باشد؟ اگر پاسخ این پرسش روشن نباشد، انبوهی از پیام ها و برنامه ها نیز نمی تواند فرهنگ پایدار ایجاد کند.مشکل بسیاری از فعالیت های فرهنگی این است که از «پیام» آغاز می شوند، در حالی که فرهنگ از «معنا» آغاز می شود.وقتی یک ارزش برای انسان معنا پیدا کرد، به تدریج به باور تبدیل می شود؛ باور، نگرش می سازد؛ نگرش بر انتخاب ها اثر می گذارد؛ انتخاب های تکرارشونده به عادت تبدیل می شوند و عادت های مشترک، فرهنگ می سازند.بنابراین مسیر واقعی فرهنگ سازی را می توان چنین دید:معنا → باور → نگرش → انتخاب → رفتار → عادت → فرهنگهر حلقه ای که حذف شود، احتمال پایداری فرهنگ کاهش پیدا می کند.

از همین منظر، فرهنگ سازی کاری نیست که فقط در مدرسه، مسجد، دانشگاه، رسانه یا یک مجموعه فرهنگی اتفاق بیفتد. فرهنگ در تمام زندگی اجتماعی ساخته می شود؛ در خانواده، محیط کار، خیابان، فضای مجازی، روابط اداری، نظام آموزشی و حتی در نحوه مواجهه مسئولان با مردم.نمی توان در رسانه از صداقت سخن گفت اما در زندگی اجتماعی، پاداش را به رفتارهای دیگری داد. نمی توان از مسئولیت پذیری گفت اما در ساختارهای اجتماعی، مسئولیت گریزی را کم هزینه کرد. نمی توان از احترام به قانون سخن گفت اما در عمل، قانون را انتخابی و سلیقه ای نشان داد.فرهنگ بیش از آنکه از آنچه می گوییم تاثیر بگیرد، از آنچه عملا انجام می دهیم تاثیر می گیرد.به همین دلیل، یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگ سازی، «الگو» است. نسل جدید بیش از آنکه به توصیه ها گوش دهد، رفتارها را مشاهده می کند. اگر میان سخن و عمل فاصله وجود داشته باشد، پیام فرهنگی اعتبار خود را از دست می دهد.

فرهنگ سازی همچنین به زمان نیاز دارد. یکی از خطاهای رایج این است که انتظار داشته باشیم یک کمپین، یک جشنواره، چند سخنرانی یا چند محتوای رسانه ای بتواند یک رفتار اجتماعی را تغییر دهد. فرهنگ محصول تکرار هوشمندانه و مستمر است؛ محصول تجربه های کوچک اما پیوسته ای که در طول زمان در ذهن و زندگی مردم رسوب می کنند.از سوی دیگر، فرهنگ سازی بدون مشارکت مردم نیز به دشواری موفق می شود. فرهنگی که فقط برای مردم طراحی شود، اما با مردم ساخته نشود، معمولا به یک پیام از بالا به پایین تبدیل خواهد شد. فرهنگ زمانی ریشه می گیرد که انسان ها خود را در ساختن آن سهیم بدانند.به همین دلیل باید از «فرهنگ سازی برای مردم» به سمت«فرهنگ سازی با مردم» حرکت کرد.

منبع: با نگاهی به کتاب «خوابگردها» آرتور کستلر