افین؛ فراتر از یک مقصد گردشگری

10 شهریور 1405 - خواندن 10 دقیقه - 236 بازدید

وقتی از توسعه گردشگری در یک روستا صحبت می کنیم، معمولا توجه ها به جاذبه ها، تعداد گردشگران و امکانات مورد نیاز آنها معطوف می شود. اما در روستایی مانند افین، گردشگری را نمی توان جدا از زندگی مردم، اقتصاد محلی و میراثی که هنوز در زندگی روزمره جریان دارد، دید. آنچه می تواند به گردشگری افین معنا بدهد، پیش از هر چیز شناخت همین ظرفیت ها و ایجاد امکان برای حضور و نقش آفرینی جامعه محلی در آینده روستاست. افین پیش از آنکه یک مقصد گردشگری باشد، یک مکان زنده است؛ روستایی که مردم در آن زندگی کرده اند، کار کرده اند، خانه ساخته اند، زمین هایشان را آباد کرده اند و بخشی از حافظه و هویت خود را در کوچه ها، خانه ها، باغ ها و روابط اجتماعی آن شکل داده اند. به همین دلیل، اگر قرار است گردشگری در مسیر توسعه افین قرار بگیرد، نباید زندگی موجود روستا را به حاشیه ببرد، بلکه باید بتواند با آن پیوند برقرار کند و بخشی از ظرفیت های درونی آن را فعال سازد. افین را نمی توان تنها با چند بنای تاریخی یا یک فهرست از جاذبه ها معرفی کرد. خانه های قدیمی، قلعه، ساباط ها، کوچه ها، باغ ها، زمین های زرشک، غذاهای محلی، صنایع دستی و شیوه های زندگی، مجموعه ای به هم پیوسته را شکل داده اند که هویت روستا در میان آنها ساخته شده است. در کنار این عناصر، سرمایه ای وجود دارد که شاید در هیچ نقشه و فهرست رسمی به طور کامل دیده نشود: تجربه و حافظه مردم.

یک خانه قدیمی برای یک معمار می تواند نمونه ای ارزشمند از معماری بومی باشد، اما برای ساکن روستا ممکن است خانه ای باشد که کودکی خود را در آن گذرانده، بخشی از تاریخ خانواده اش در آن شکل گرفته یا خاطره ای جمعی با آن گره خورده باشد. یک کوچه ممکن است در نگاه بیرونی فقط یک مسیر ارتباطی به نظر برسد، اما برای مردم، بخشی از خاطره و زندگی روزمره روستا باشد. همین تفاوت نگاه نشان می دهد که شناخت یک مقصد فقط از طریق کالبد آن امکان پذیر نیست. میراث افین فقط آن چیزی نیست که از گذشته باقی مانده و باید حفظ شود؛ بخشی از آن همچنان در زندگی مردم جریان دارد. شیوه های کشاورزی، غذاها، مهارت ها، روایت های خانوادگی، روابط اجتماعی و حتی نحوه استفاده از فضاهای روستا، بخشی از این میراث زنده اند. اگر گردشگری بتواند این لایه ها را ببیند، افین از مجموعه ای از «نقاط دیدنی» به مکانی برای تجربه زندگی تبدیل خواهد شد. در چنین نگاهی، مردم تنها میزبان گردشگران نیستند؛ بخشی از سرمایه اصلی گردشگری افین هستند. کسی که سال ها در روستا زندگی کرده و مسیر باغ ها و زمین های کشاورزی را می شناسد، کسی که شیوه تولید و فرآوری زرشک را می داند، کسی که دستور یک غذای محلی را از نسل های قبل به یاد دارد یا کسی که داستان یک خانه و خانواده را می داند، هرکدام بخشی از دانشی را در اختیار دارند که می تواند به تجربه گردشگری تبدیل شود.

این ظرفیت ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کنند که گردشگری را نه صرفا به عنوان راهی برای افزایش تعداد مسافران، بلکه به عنوان یکی از ابزارهای تقویت اقتصاد محلی ببینیم. گردشگری می تواند میان میراث و معیشت پیوند ایجاد کند؛ به شرط آنکه ارزش ایجادشده تنها در بیرون از روستا باقی نماند و بخشی از آن به زندگی ساکنان بازگردد. زرشک نمونه روشنی از این ظرفیت است. زرشک در افین فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از اقتصاد و هویت منطقه است. گردشگری می تواند این محصول را در قالب تجربه ای گسترده تر معرفی کند؛ از حضور در مزرعه و آشنایی با شیوه تولید گرفته تا فرآوری، غذا، محصولات بومی و سوغات. در این صورت، ارزش زرشک تنها در فروش محصول خام خلاصه نمی شود و زنجیره ای از فعالیت های مرتبط با آن می تواند برای خانواده های بیشتری فرصت اقتصادی ایجاد کند. همین نگاه را می توان به غذاهای محلی، صنایع دستی و سایر مهارت های بومی نیز گسترش داد. بسیاری از این فعالیت ها همین امروز در خانه ها و میان خانواده ها وجود دارند، اما لزوما بخشی از اقتصاد گردشگری محسوب نمی شوند. تبدیل این ظرفیت های پراکنده به فعالیت های کوچک و محلی می تواند به تدریج شبکه ای از کسب وکارهای خرد ایجاد کند؛ کسب وکارهایی که به جای وابستگی به سرمایه گذاری های بزرگ، بر دانش و توانایی خود مردم تکیه دارند.

در این میان، زنان و جوانان نیز می توانند جایگاه مهمی در اقتصاد گردشگری روستا پیدا کنند. بخشی از دانش مربوط به غذا، فرآوری محصولات، صنایع دستی و مهارت های خانگی در اختیار زنان است و بسیاری از جوانان نیز می توانند در حوزه هایی مانند راهنمایی گردشگران، معرفی روستا، تولید محتوا، فروش محصولات و شکل دهی به تجربه های جدید گردشگری فعالیت کنند. چنین ظرفیتی می تواند گردشگری را از یک فعالیت محدود به پذیرایی از مسافر، به عرصه ای برای ایجاد فرصت های تازه اقتصادی و اجتماعی تبدیل کند. اما فعال شدن این ظرفیت ها، بیش از هر چیز به شناخت درست روستا نیاز دارد. ساکنان افین، هرکدام بخشی از این شناخت را با خود دارند؛ از شناخت خانه ها و مسیرهای قدیمی گرفته تا شیوه های کشاورزی، تولید، غذا، مناسبات اجتماعی و روایت هایی که نسل به نسل منتقل شده اند. کنار هم قرار گرفتن این تجربه ها می تواند تصویری از روستا به دست دهد که صرفا از نگاه بیرونی و کارشناسی قابل مشاهده نیست. همین شناخت می تواند تعریف ما از جاذبه گردشگری را نیز تغییر دهد. جاذبه لزوما یک بنای شاخص یا یک چشم انداز طبیعی نیست. گاهی یک خانه، یک باغ، یک مزرعه، یک محصول، یک غذای محلی یا حتی روایت یک خانواده می تواند بخشی از تجربه گردشگر باشد. در این حالت، گردشگر فقط برای دیدن یک بنای تاریخی وارد افین نمی شود؛ بلکه با بخشی از زندگی و فرهنگ روستا ارتباط برقرار می کند. این شیوه نگاه، معماری و بافت تاریخی افین را نیز از یک موضوع صرفا حفاظتی به بخشی از زندگی آینده روستا تبدیل می کند. مرمت خانه های قدیمی، احیای ساباط ها و توجه به بافت ارزشمند روستا زمانی می تواند پایدار باشد که با نیازهای امروز مردم و اقتصاد محلی ارتباط داشته باشد. خانه تاریخی اگر دوباره بتواند بخشی از زندگی روستا شود، ارزش آن فراتر از حفظ یک کالبد قدیمی خواهد بود.

در اینجا مسئله مهم، ایجاد تعادل میان حفاظت و استفاده است. نه می توان بافت تاریخی را در شرایطی کاملا منجمد نگه داشت و نه می توان آن را صرفا به فضایی برای مصرف گردشگران تبدیل کرد. آنچه اهمیت دارد، پیدا کردن شیوه هایی است که بناها و فضاهای تاریخی بتوانند ضمن حفظ ویژگی های خود، در زندگی امروز نیز کارکرد داشته باشند. البته گردشگری به خودی خود تضمین کننده توسعه نیست. ورود گردشگر اگر بدون توجه به ظرفیت های محیطی و اجتماعی مقصد اتفاق بیفتد، می تواند با افزایش پسماند، فشار بر منابع آب، آسیب به بناها، تغییر در الگوهای زندگی و حتی تغییر تدریجی هویت روستا همراه شود. بنابراین مسئله افین صرفا افزایش تعداد گردشگران نیست؛ مسئله، شکل و مقیاس گردشگری و نسبتی است که با زندگی روستا برقرار می کند. روستا نباید برای گردشگر ساخته شود؛ گردشگر باید بتواند بخشی از روستای واقعی را تجربه کند. اگر برای جذب گردشگر، زندگی واقعی روستا را تغییر دهیم و آن را به تصویری مصنوعی از یک «مقصد گردشگری» تبدیل کنیم، در واقع همان چیزی را از بین برده ایم که گردشگر برای دیدنش آمده است. از سوی دیگر، گردشگری زمانی می تواند به حفظ میراث کمک کند که مردم نیز در این میراث آینده ای برای خود ببینند. خانه ای که امکان استفاده پیدا می کند، محصولی که با ارزش افزوده بیشتری عرضه می شود، مهارتی که برای صاحب آن درآمد ایجاد می کند و روایتی که شنیده و ثبت می شود، همگی می توانند رابطه مردم با میراث را تغییر دهند. در این حالت، میراث فقط چیزی نیست که باید از آن حفاظت کرد؛ بلکه می تواند به سرمایه ای برای آینده تبدیل شود. شاید یکی از مهم ترین ظرفیت های افین همین پیوند میان میراث و اقتصاد محلی باشد. اگر گردشگری بتواند میان خانه های تاریخی، کشاورزی، زرشک، غذا، صنایع دستی، طبیعت و روایت های مردم ارتباط ایجاد کند، دیگر با مجموعه ای از فعالیت های جدا از هم روبه رو نخواهیم بود؛ بلکه زنجیره ای شکل می گیرد که در آن هر بخش می تواند بخش دیگری را تقویت کند. در چنین مدلی، لازم نیست توسعه گردشگری با پروژه های بزرگ آغاز شود. گاهی یک خانه، یک باغ، یک مزرعه، یک غذای محلی، یک محصول یا یک روایت می تواند نقطه شروع باشد. مجموعه همین ظرفیت های کوچک، اگر درست شناخته و به یکدیگر متصل شوند، می تواند اقتصاد گردشگری را به شبکه ای از فعالیت های محلی تبدیل کند و امکان بیشتری برای باقی ماندن ارزش اقتصادی در خود روستا فراهم آورد.

در نهایت، موفقیت گردشگری افین را نمی توان فقط با تعداد گردشگران، تعداد اقامتگاه ها یا میزان سرمایه گذاری سنجید. معیار مهم تر این است که چه میزان از ارزش ایجادشده در خود روستا باقی می ماند، چه تعداد از مردم می توانند از فرصت های ایجادشده بهره ببرند، چه میزان از میراث حفظ می شود و آیا کیفیت زندگی ساکنان بهتر شده است یا نه. از این منظر، گردشگری می تواند یکی از ابزارهای توانمندسازی افین باشد؛ نه به این معنا که قرار است همه مشکلات روستا را حل کند، بلکه به این معنا که می تواند بخشی از ظرفیت هایی را که سال ها در زندگی مردم وجود داشته، به رسمیت بشناسد و به آنها امکان بیشتری برای تبدیل شدن به فرصت های اقتصادی و اجتماعی بدهد. افین را نمی توان فقط روی یک نقشه گردشگری نشان داد. افین در حافظه مردم، در مسیرهای روزمره، در خانه های قدیمی، در باغ ها، در زمین های زرشک، در غذاها، در مهارت ها و در روایت هایی که هنوز میان مردم جریان دارد، زنده است. بخشی از این افین را می توان دید و بخشی را فقط می توان از زبان مردم شنید.

شاید آینده گردشگری افین نیز از همین جا آغاز شود؛ از جایی که آنچه مردم سال ها با خود داشته اند، به عنوان سرمایه ای برای آینده دیده شود. در این صورت، گردشگری قرار نیست افین را به چیزی دیگر تبدیل کند. قرار است آنچه در افین وجود دارد، بهتر شناخته شود، بهتر روایت شود، فرصت بیشتری برای ادامه پیدا کند و بخشی از ارزش آن دوباره به خود جامعه ای بازگردد که این میراث را تا امروز زنده نگه داشته است.

خبرگزاری میراث آریا 10 شهریور 1405

https://www.chtn.ir/news/1405061000896/%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C